محرم در ذی حجه!
محرم زودتر آمد به خوزستان
به مردم آب را بستند
و عاشورا به راه افتاد
یزید از قلب تهران گفت:
بنوشانید آتش را به هرکس آب می خواهد
حسین امروز می سوزد
به حال تشنگان ایذه و اهواز
و مسلم با پیامی راه افتاده
به تهران و به تبریز و خراسان
اصفهان اعلام یاری کرده
داغ بهبهان و ماهشهر امروز شد تازه
و خوزستان دگر امروز تنها نیست
حسینی های سوسنگرد
با مسجد سلیمان عهدها بستند
و می آید خروش از شادگان
از خورموسی و گناوه
از دل خونین یزدانشهر
تمام راه ها بر کربلا بسته ست
سپاه پاسداران یزید
امروز
هراسان است
خیابانهای ایران لیک
پر از فریاد حاضرهای کانونهای شورش شد
سقوط شام نزدیک است
❊ م. شوق ۳۱ تیر۱۴۰۰
گذار به کربلای امروز
از ترس به خود میلرزند و هیولاهای ضد شورش در شهرها میگردند. اینترنت را قطع کردهاند، خیابانها را بستهاند، به مردم مستقیما شلیک میکنند، اما هشت روز گذشته مردم از پا ننشستند. هر محله به حمایت از محله دیگر برخاست. هر شهر به حمایت از شهرهای دیگر آمد. قیام، آرام و استوار با چهرهای خونین، دستانی خالی و گامهایی مستحکم به پیش میرود و کمکم به همهی زبانهای این سرزمین فریاد میزند: الشعب یرید اسقاط النظام.
چه مشابهت دل انگیزی است میان فریاد تشنه کام جوان ملاشیه در اهواز که با تمام وجود میگوید؛ هیهات مناالذله و آن فریاد هیهات مناالذله در دشت تفتیده نینوا. هر دو فریاد برای گسستن زنجیر از دست و پای انسان بر میخیزند. [خشم ما بر قدرت شما پیشی گرفته است!]
مشابهت تاریخ
اما در آن سو هرچه هست شقاوت است و پلیدی و دنائت ضدبشری. دشمن در آن سو چه اکنون و چه ۱۴۰۰ سال پیش یک وجه مشترک دارند؛ ضد حیات و ضد زندگی و باروری است. از همین رو به سراغ آب می رود. به سراغ بستن و قطع کردن مایه حیات و زندگی. هر دو برای نیست کردن و نابود کردن آمدهاند. از همین روست که بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز لعن و نفرین می شوند، یزید و خاندانش. چه بسا که یزید این دوران نیز برای همیشه شایسته لعن تاریخ است…







