خبرگزاری باند فاشیستی موسوم به ایسنا به نقل از معاون حقوقی و امور مجلس سپاه پاسداران مینویسد: «امروز دشمنان از نام شهید قاسم سلیمانی هم واهمه دارند. چرا که شهید سلیمانی تبدیل به یک فرهنگ شده … این امر جبهه استکبار را به زمین زده است». این گونه صحبت کردن یادآور همان ضربالمثل معروف است که میگوید: «بس کن آقا، زیاد تعریف نکن، بوی گندش بیشتر بیرون می زند».
ذلیل کردن واژه فرهنگ
فرهنگ مفهوم با ارزشی است. این واژه و کاربرد آن برای ترویج ارزشها میباشد. ارزشهایی که منجر به تکامل جامعه و انسان میشود. وقتی از فرهنگ صحبت میکنیم باید درنظر بگیریم که منظورمان از این واژه چیست و آیا این واژه را درست بکار میبریم یا خیر؟ اگر گروه بزرگی از اندیشمندان، از فروید و یونگ و راجرز و اریکسون گرفته تا کتل و بندورا و واتسون و فستینگر، اگر بشنوند که قاسم سلیمانی به یک فرهنگ تبدیل شده است، در گور خواهند لرزید.
چون بکار بردن واژه فرهنگ برای قاسم سلیمانی ذلیل کردن این واژه میباشد. فرهنگ خود حاوی ارزشها و قداستهایی است که باعث میشود که هر جامعه را مطابق تعریف ذاتی خودش ارتقاء و تکامل بدهد. چگونه میتوان یک فرد قاتل و آدمکش را به واژه فرهنگ وصله کرد. در یک صورت این امکان هست، همانطور که هیتلر فرهنگ فاشیستی را ترویج داد، میتوان گفت که قاسم سلیمانی هم نماد فرهنگ کشتار و خونریزی است.
در همین زمینه
قاسم سلیمانی؛ هیولایی که قیام چهرهاش را بر ملا کرد!
آیا قاسم سلیمانی شخصیت ویژهای داشت؟
به مفهوم علمی و یا حتی انسان شناسی و حتی به لحاظ معرفت و ادب هم اگر این موجود را مورد واکاوی قرار دهیم، هرگز به نتیجهای قابل قبول نخواهیم رسید. تنها میتوان گفت که اگر کشتن و مثله کردن و قتل عام کردن از عوامل یک فرهنگ محسوب میشود پس آنکس که این خصوصیات را ندارد چه جایگاهی دارد؟ قاسم سلیمانی هیچ شخصیتی نداشت. او تنها فرم و صورتی را نمایندگی میکرد که به نوبه خود اهانت به تمام وجنات انسانی است.
اما به لحاظ ماهیت همه آن ویژگیهایی که یک انسان در فطرت خود دارد را با ریختن خون بیگناهان از بین برده و نابود کرده بود. بدین لحاظ میتوان گفت از این منظر قاسم سلیمانی شخصیت ویژهای در کشتار و خونریزی و قتل داشت. مثل چنگیزخان مغول که هویت او را اینگونه بودن شکل داده و تثبیت کرده بود.
لاف زدن در مورد قاسم سلیمانی خرج ندارد. چهره جلاد هم بزک نمیشود. وصله فرهنگ را هم نمیتوان به یک آدمکش چسپاند. لاجرم همان یک بیت شعر مولوی در مورد موجودی به نام قاسم سلیمانی کفایت میکند که میگوید: «پنجه با زورآوران انداختن فرهنگ نیست». در تکمیل و در ادامه نکته مولوی مردم ایران هم میگویند، ریختن خون، کشتن هر آزادهای فرهنگ نیست.
قاسم سلیمانی یک ننگ هست که با هزار رنگ هم این ننگ پاک نمیشود. نمیتوان برجلد کتابی که ورقهای آن سیاه است واژه روشنایی را روی آن ثبت کرد. نه تنها عاقلانه نیست، بلکه نشان از یک بلاهتی است که آدرس حکومت ولایت فقیه را نشان میدهد.







