بیش از چهار دهه حکومت ولایت فقیه در ایران، باعث نابودی همه جانبه در تمامی زمینه های قابل تصور شده است. از فروپاشی اقتصادی گرفته تا نابودی محیط زیست، فرهنگ، اخلاق و آموزش! از شعار «ما شما را به مقام آدمیت می رسانیم» که خمینی در روزهای اول انقلاب وعده داده بود؛ فقط کلمه «مقام»، آن هم برای خودی ها باقی مانده است.
کمبود بودجه کشور و دزدی های کلان مقام های حکومتی همواره دولت را مجبور ساخته که دست در جیب بانک مرکزی کند و بانک مرکزی هم به نوبه خود پول را از جیب مردم تأمین کرده است.
وضع جریمه های متفاوت از جرایم قضایی برای حجاب گرفته تا عوارض ورود و خروج شهری و کشوری؛ و همچنین تعویق پرداخت معوقات کادر درمان، اینترنها و رزیدنتهای پزشکی، تعویق و کسر حقوق بازنشستگان و معلمان، بدهی میلیاردی بیمه ها به بیمارستان ها، دستکاری بازار ارز و ایجاد حباب در بازار سهام برای تزریق ورشکستگی به کاسبان و تولیدیهای خرد، سوء استفاده از اصل خصوصی سازی جهت رانت اقوام و دست و پا کردن شغل دوم برای کارمندهای رسمی سپاه و ارتش و سایر نهادهای دولتی همه و همه به ظاهر تلاشی برای جبران کسری بودجه حکومت بوده است که البته در نهایت به منافع شخصی بیشتر افراد سهیم در سفره انقلاب و افزایش نرخ اختلاس به ارقام نجومیتر انجامیده است.
به راستی سهم مردم در سفره عریض و طویل انقلاب! چیست؟ چرا مردم هر روز فقیر تر و یک دهک طرفدار حکومت روز به روز ثروتمندتر می شوند؟
آیا تحریم ها باعث مشکلات فعلی است؟
سالهاست مقامات حکومتی تأکید دارند که تحریمها باعث فروپاشی اقتصادی و وضعیت بد معیشت مردم است. در حالیکه که پس از انقلاب ۵۷ تورم همواره سیر صعودی داشته و حکومت یکبار دلیل آن را جنگ توصیف می کرد و یک بار سازندگی پس از جنگ، یک بار نفوذ و بار دیگر درگیری با آمریکا و اسرائیل! حال آنکه تحریم نفت ایران به طور جدی در فروردین سال ۹۱ توسط ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا آغاز شد، پیش از آن از سال ۷۳ آمریکا تحریم های ایران را آغاز کرده بود.
حال پرسش اینجاست درآمد نفت تا آن روز صرف چه چیز شده است؟ با توجه به اینکه هیچ گاه صدور نفت توسط حاکمیت دچار وقفه جدی نشد و این حکومت همواره با غرور می گوید که با کارشکنی تحریم ها را دور زده است. سوال اینجاست که چرا معیشت مردم سیر قهقرایی دارد؟
صندوق بینالمللی پول در گزارشی گفت که ذخایر ارزی در دسترس ایران از ۱۲۲٫۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸ به ۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ رسیده است.
این بدان معناست که تا سه سال گذشته حکومت ارز در دسترس داشت و حسابهایش پر بود! پس چه چیزی تورم بیش از ده درصدی سال قبل از آن و تورم ۳۰ درصدی سال ۹۱ و ۹۲ را توجیه می کند؟ تورم بر خوراک در این سال ها بیش از ۵۰ درصد بوده و در سال ۹۷ نرخ اجناس مصرفی تا ۷۱ درصد افزایش قیمت داشته اند.
بنابراین به نظر می رسد که اگر چه ممکن است تحریمها به دلیل بی ارزش شدن ریال در مقابل واحد پول سایر کشورها به طور مستقیم بر تورم تأثیر گذارند، اما وضعیت امروز مردم نتیجه یک عامل نیست و از بسیاری از مسائل از جمله رفتار و سیاست خارجی حکومت، طرز برخورد رهبران و زمامداران حکومت با علم اقتصاد (همانگونه که خمینی صریحا میگفت: اقتصاد مال خر است)، اهمیت نداشتن مردم برای حکومت ایران و فساد سیستماتیک و اختلاس؛ تأثیر پذیرفته است.
مرگ از جنگ یا مرگ از گرسنگی
شعار «عوضش امنیت داریم» مدتهاست که به عنوان تمسخر از جانب کاربران توئیتر و اینستاگرام مطرح میشود. این شعار که بارها توسط صدا و سیمای میلی و بسیاری از مسئولان به خصوص مسئولان نظامی برجسته شده؛ شعاری است که خامنه ای سعی می کند در ازای هر آنچه که از مردم گرفته، جایگزین کند. [رئیسی؛ فرار سرمایه، تورم و «پیامدهای ناشناس»]
ناامنی در مرزهای ایران چیزی بوده که حاکمیت همواره از آن استقبال کرده چرا که تصور می کند هر چه منطقه ناامن تر باشد مشروعیت او برای جلوگیری از جنگ و تجزیه بیشتر است. هر چند همواره سعی بر این داشته تا نشان دهد که آرام کردن منطقه به واسطه حضور مستمر و طولانی سپاه قدس از اهداف اساسیاش است.
همه سروصداهای تبلیغاتی حکومت در مورد تأمین امنیت و ایجاد هراس در داخل کشور که اگر ما نباشیم وضعیت مملکت خرابتر میشود و داعش بر ایران مسلط میشود و… حربه سپاه پاسداران برای مشروعیت دادن به وجود خود و دخالتهایشان در کشورهای منطقه و از طرف دیگر البته ادامه غارت و چپاول سرمایههای مردم ایران است تا آنجا که این روزها برخی از خود سوال می کنند آیا بهتر است در جنگ کشته شوم یا از گرسنگی بمیرم؟!
نشانه های فقر
بر اساس استاندارد بین المللی خط فقر بر مبنای حداقل کالری مورد نیاز افراد در ماه که ۲ هزار و ۱۰۰ کالری برای هر فرد است، تعریف می شود.
یعنی میزان غذایی که هر فرد به طور متوسط باید بخورد تا بتواند زنده بماند و دچار سوء تغذیه نشود. بر طبق این تعریف برخی از نهادها و اشخاص از جمله معاون اجتماعی وزیر تعاون، خط فقر برای یک خانواده چهار نفره را ۴ تا ۵ میلیون تومان تعیین کرده اند.
و بیشتر نهادها از جمله کمیته امداد این خط را، با اجاره بها، پول حمل و نقل و هزینه های درمان و… حدود ده میلیون تومان تعیین کرده اند؛ که بر این اساس نود درصد مردم ایران زیر خط فقر قرار می گیرند.
فقر به دسته بندی مختلفی تقسیم می شود: فقر خشن، فقر مطلق و فقر نسبی. که فقر خشن به طور مستقیم با گرسنگی پیوند خورده و شامل کسانی می شود که در تأمین خوراک روزانه هم تحت فشار قرار دارند و توان تأمین نیاز روزانه خود را ندارند. فقر مطلق که با توزیع نابرابر درآمد شدت میابد هر روز تعداد بیشتری از مردم را می بلعد مردمی که فقط می توانند جیره غذایی داشته باشند و بدون حق انتخاب برای خرید محصول به زحمت روزگار بگذرانند.
خط فقر نسبی که بسیاری از آمار بر این پایه داده می شوند و به واسطه این دو دسته پایینی فقر را انکار می کنند شامل مردمی هستند که اندکی مرفه تر و قدرت انتخاب بیشتری دارند، اما توانایی داشتن تمام آنچه نیاز دارند را ندارند. [اتوبوس خوابی در ایران!]
نود درصد خانوارهای ایرانی در یکی از این سطوح دسته بندی می شوند. و بیش از سی میلیون نفر در فقر مطلقند. میلیون ها نفر از فقر خشن رنج می برند و به گورخوابی، کارتن خوابی و اتوبوس خوابی روی آوردهاند. بسیاری برای لقمهای نان به کولبری، سوختبری و شوتیگری روی آورده اند و همچنان به سختی نیازهای اولیه خود را تأمین میکنند. [اتوبوس خوابی شبی ۲۵ هزارتومان، دستآورد دولت رئیسی]
قیام گرسنگان
اعتراضات سراسری با بنیانهای معیشتی از دی ماه سال ۹۶ با گران شدن قیمت تخم مرغ آغاز شد. از آن به بعد ایران شاهد قیام های پراکندهای بوده که قیام آبان ۹۸ که به دلیل افزایش قیمت بنزین بود از اصلی ترین آنهاست. پس از آن تب اعتصابات سراسری کل ایران را گرفت. از معلمان و بازنشستگان تا کشاورزان و کارمندان دادگستری همگی به دلیل حقوق خود دست به اعتصاب زدند. [بازنشستگان و مستمری بگیران با شعار هیهات من الذله به خیابان آمدند + ویدئو]
اعتصابات گسترده کارگری هفت تپه و پتروشیمی، اعتصابات پرستاران و کادر درمان و صنف های دیگر همه نشان از فروپاشی اقتصادی و سراشیبی منجر به سرنگونی حکومت دارد.
خامنه ای ثابت کرده است که به قیمت قربانی شدن همه مردم ایران از خواسته های خود قدمی کوتاه نمیآید! مگر زمانی که تهدیدی در بقا حس کند.
پیش بینی میشود که اعتراضات مردم و بی تفاوتی حکام برگ تازه ای از مبارزات را در تاریخ ایران به ارمغان بیاورد. برگی به نام قیام گرسنگان که از اعتصابات آغاز شده و اگر رژیم تغییر رویه ندهد (که نمی تواند بدهد چون اثبات کرده اصلاح پذیر نیست) به قیام های رادیکال تری منجر خواهد شد.
در این بین پروپاگاندای حکومت حتی برای تحت تأثیر قرار دادن طرفداران خود بی ثمر ماند. نه هشتگ فرزندت کجاست، فقر ناشی از بیعدالتی را از میان برد و نه ساخت سلبریتیهایی چون آخوندهای خلع لباس شده! [اسکای نیوز عربی؛ آخوندها در تیرس خشم مردمی قرار گرفته اند]
بنابراین با قابل پیش بینی بودن قیام گرسنگان بسیاری از اعضای سابق ارتش و سپاه و سردمداران حکومتی ریزش کردند و بسیاری از نیروهای امنیتی تلاش دارند با تطهیر خود تقصیر را بر گردن خامنه ای که به دلیل کهولت سن و بیماری احتمالا دادگاه مردمی را نخواهد دید، بیندازند.
به نظر می رسد باد کاشتند و نمیخواهند طوفان درو کنند. فقر کاشتند و نمیخواهند قیام درو کنند و این روال تا براندازی کامل حکومت خامنهای و تنها ماندن بخشی از قدرت حاکم که یا آنقدر زرنگ نبودند که بار خود را ببندند و به خارج بگریزند یا آنقدر جنایت کار بودند که در خارج از کشور نیز جایی ندارند، ادامه می یابد.








