قالیباف، فرافکنی و ادعای توخالی شتاب هستهای
در پی ۱۲روز جنگ ویرانگر، شاه دزد ولایت باقر قالیباف، رئیس مجلس ولایت فقیه در ۲۵ژوئن ۲۰۲۵مدعی شد که حکومت آخوندی برنامه هستهای خود را «با سرعت بیشتری» پیش خواهد برد. این ادعای گستاخانه، تلاشی آشکار برای لاپوشانی شکست فاجعهبار پروژه اتمی حکومت خامنهای است که پس از عقبنشینی خفتبار سپاه پاسداران و افشای آسیبپذیری تأسیسات هستهای، به تیتر اخبار جهانی بدل شد. قالیباف، در حالی از «شتاب» سخن میگوید که پروژه دو تریلیون دلاری خامنهای، که سالها با غارت منابع ملی ایران تغذیه شده، اکنون به مخروبهای سوخته در میدان باجگیری سیاسی تبدیل شده است.
جنازه برنامه هستهای، پایان توهم اقتدار
برنامه هستهای حکومت ولایت فقیه، که بهعنوان اهرمی برای تهدید جامعه جهانی و تحکیم دیکتاتوری داخلی تبلیغ میشد، در جنگ اخیر به زانو در آمد. آسیبپذیری گسترده تأسیسات کلیدی، که با هزینههای نجومی ساخته شده بودند، نهتنها ناکارآمدی فنی این پروژه را عیان کرد، بلکه ادعاهای حکومت خامنهای مبنی بر «اقتدار هستهای» را به سخره گرفت. تعلیق همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نه نشانهای از قدرت، بلکه حرکتی کور برای فرار از پاسخگویی به شکست تاریخی است. قالیباف با این فرافکنی، نهتنها نمیتواند واقعیات را پنهان کند، بلکه حکومت آخوندی را در برابر فشارهای داخلی و انزوای جهانی شکنندهتر کرده است.
مردم ایران، قربانیان اصلی فاجعه پروژه اتمی خامنهای
حکومت خامنهای، با اصرار بر پروژهی هستهای که جز تحریم، فقر و ویرانی به ارمغان نیاورده، ملت ایران را به گروگان گرفته است. منابع عظیمی که میتوانست صرف آموزش، بهداشت و توسعه زیرساختها شود، در خدمت توهمات ایدئولوژیک حکومت ولایت فقیه به هدر رفت. ادعای «شتاب» قالیباف، در حالی که مردم ایران با گرسنگی و محرومیت دستوپنجه نرم میکنند، تنها خشم عمومی را علیه این فریب بزرگ شعلهورتر میسازد.
در همین زمینه
آخوند نبویان؛ ادعای امپراتوری ولایت در میان آوار شکست!
دو تریلیون دلار نابود شده، چهل سال فلاکت تحمیلشده
نابودی دو تریلیون دلار از داراییهای ملی ایران در کمتر از دو هفته، نهتنها یک فاجعه اقتصادی، بلکه جنایتی علیه نسلهای کنونی و آینده ایران است. این رقم، معادل بودجهای است که میتوانست فقر را ریشهکن کند، نظام آموزشی را مدرن سازد و زیرساختهای کشور را به سطح جهانی برساند. اما حکومت خامنهای، با پافشاری بر برنامه هستهای شکستخورده، این ثروت عظیم را در کوره ماجراجوییهای ضد ملی سوزاند.
این هدررفت، به معنای تحمیل چهل سال گرسنگی، محرومیت و عقبماندگی به مردم ایران است که زیر بار تحریمها و سوءمدیریت حکومت کمر خم کردهاند. شکست پروژه هستهای، نهتنها ناکامی یک برنامه تسلیحاتی، بلکه فروپاشی پایههای لرزان حکومت است که در پایان ماجرا با قیام تودههای تحت ستم به سرنگونی این حاکمیت فاسد و تبهکار منجر خواهد شد.
این فاجعه نشان داد که حکومت خامنهای، با تداوم سیاستهای ویرانگر خود، نهتنها قادر به حفظ منافع ملی نیست، بلکه بزرگترین تهدید برای آینده ایران است. تنها راه برونرفت از این بحران، تغییر بنیادین حکومت ولایت فقیه به دست مردم ایران و با پیشتازی آلترناتیو انقلابی و سازمان یافته و استقرار حکومتی دموکراتیک است که منابع ملت را در خدمت رفاه و پیشرفت قرار دهد.







