جمعه, ۱ آبان, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

فخری زاده چگونه ترور شد؟

۲۹ شهریور, ۱۳۹۹
فخری زاده چگونه ترور شد
Share on TwitterShare on Facebook

گزارش مفصل نیویورک تایمز از نحوه ترور فخری زاده

روزنامه نیویورک تایمز جزئیات دقیقی از نحوه ترور فخری زاده توسط اسرائیل را منتشر کرد. ما در این جا خلاصه‌ای از گزارش نیویورک تایمز را می آوریم:

فخری زاده آن روز بعد از ظهر قرار بود با همسرش از ویلایشان در ساحل دریای خزر به خانه ییلاقی‌شان در آبسرد، شهری خوش آب و هوا در شرق تهران، بروند و آخر هفته را در آن‌جا بگذرانند.

اسرائیل باور داشت که آقای فخری زاده رهبری تلاش‌های ایران برای ساخت بمب هسته‌ای را بر عهده دارد و حداقل ۱۴ سال بود که قصد داشت او را ترور کند.

فخری زاده با وجود جایگاه برجسته‌ای که در سیستم نظامی ایران داشت، علاقه‌مند بود یک زندگی عادی داشته باشد. او در پی لذت‌های کوچک زندگی بود: دوست داشت شعر بخواند، طبیعت‌گردی کند و یا خودش رانندگی کند و همراه خانواده‌اش به ساحل دریا برود.

محسن فخری‌زاده که بود؟

درباره؛ مغز اتمی ایران بیشتر بخوانید

محسن فخری‌زاده که بود؟

روش جدید ترور

این بار قصد داشتند روش جدیدی را امتحان کنند.

مأموران ایرانی که برای موساد کار می‌کردند یک وانت نیسان زامیاد آبی را کنار جاده‌ای که آبسرد را به بزرگراه اصلی متصل می‌کرد پارک کرده بودند. محل مذکور اندکی ارتفاع داشت و به جاده و خودرو‌هایی که نزدیک می‌شدند دید داشت. پشت وانت، زیر لایه‌ای برزنت و مصالح ساختمانی، یک مسلسل ۷.۶۲ میلیمتری مخفی بود.

حدود ساعت ۱ بعد از ظهر، گروه ضربت ترور علامتی دریافت کردند که آقای فخری‌زاده، همسرش و تیمی از محافظان مسلح با خودروهای اسکورت قصد عزیمت به آبسرد را دارند.

عامل ترور، که تک تیراندازی ماهر بود، موقعیت گرفت، نمای اسلحه را تنظیم کرد، چخماق را کشید و به آرامی دست به ماشه برد.

اما، او حتی نزدیک آبسرد هم نبود. او هزاران کیلومتر دورتر در مکانی نامعلوم به یک صفحه نمایش کامپیوتر چشم دوخته بود. کل گروه ترور هم ایران را ترک کرده بود.

گزارش‌های یک قتل

گزارش‌های خبری آن روز بعدازظهر از ایران گمراه‌ کننده، متناقض و عمدتا اشتباه بودند.

بر اساس یک گزارش، یک تیم ترورکننده در کنار جاده منتظر بودند تا آقای فخری زاده از آنجا عبور کند. طبق گزارشی دیگر، ساکنان محل صدای انفجاری مهیب و به دنبال آن صدای تیراندازی شدید با مسلسل شنیدند. ابتدا یک کامیون جلوی خودروی آقای فخری‌زاده منفجر شد، سپس پنج یا شش فرد مسلح از خودرویی در آن نزدیکی پیاده شدند و به سمت آن‌ها تیراندازی کردند. یکی از شبکه‌های اجتماعی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از درگیری مسلحانه شدید بین محافظان آقای فخری ‌زاده و ده‌ها مهاجم خبر داد. به گفته شاهدان چندین نفر کشته شدند.

چندین سازمان خبری ایرانی گزارش دادند که عامل ترور یک ربات قاتل بوده و کل عملیات با کنترل از راه دور انجام شده است. این گزارش‌ها با گفته‌های شاهدان عینی مبنی بر درگیری مسلحانه بین عاملان ترور و محافظان و همین‌طور گزارش‌ها از دستگیری یا کشته شدن برخی از ترورکنندگان مستقیما مغایرت داشت.

مردم ایران این داستان را به عنوان تلاشی در جهت کاهش میزان شرمندگی نیروی امنیتی برگزیده بابت ناکام ماندن در محافظت از یکی از تحت حفاظت‌ترین افراد کشور به سُخره گرفتند.

اما این بار واقعا یک ربات قاتل وجود داشت.

اما این اولین آزمایش میدانی یک تک‌تیرانداز کامپیوتری پیشرفته و مجهز به هوش مصنوعی و چشم چند-دوربینه بود که به ماهواره وصل بود و در هر دقیقه ۶۰۰ گلوله شلیک می‌کرد. اکنون این مسلسل کنترل از راه دور در مجموعه سلاح‌های پیشرفته مخصوص کشتارهای هدفمند به جمع پهپاد‌های جنگی پیوسته است. اما، برخلاف پهپاد‌ها، در آسمان توجهی به خود جلب نمی‌کند و قابل سرنگون کردن نیست و می‌تواند در هر جایی قرار بگیرد. ویژگی‌هایی که احتمالاً دنیای امنیتی و جاسوسی را دگرگون خواهند کرد. [محسن فخری‌زاده دانشمند اتمی حکومت آخوندی کشته شد]

این نام را به خاطر بسپارید

تدارکات ترور پس از یک سری جلسات در اواخر سال ۲۰۱۹ (۱۳۹۸) و اوایل سال ۲۰۲۰ (۱۳۹۹) بین مقامات اسرائیلی، به رهبری یوسی کوهن، رئیس موساد، و مقامات عالی رتبه آمریکایی، از جمله دونالد جی ترامپ رئیس جمهور وقت، مایک پمپئو وزیر امور خارجه‌اش و جینا هاسپل، مدیر سازمان سیا، آغاز گردید.

اسرائیل عملیات خرابکاری و ترور را در سال ۲۰۱۲ (۱۳۹۱)، یعنی زمان آغاز مذاکرات منجر به توافق هسته‌ای بین ایران و ایالات متحده در سال ۲۰۱۵، متوقف کرد. پس از لغو آن توافقنامه به دست آقای ترامپ، اسرائیلی‌ها بر آن شدند که عملیات نام‌برده از سر بگیرند تا از پیشرفت هسته‌ای ایران جلوگیری کنند و آن را به پذیرش محدودیت‌های شدید در برنامه هسته‌ای خود وادار نمایند.

آقای کوهن در اواخر ماه فوریه لیستی از عملیات بالقوه، از جمله ترور آقای فخری‌زاده، را به پمپئو و آمریکایی‌ها ارائه کرد.

آقای فخری زاده از سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶) در صدر فهرست اسرائیل قرار داشت و موساد هرگز چشم از او بر نداشته بود.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر وقت اسرائیل، در سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷) کنفرانس خبری برگزار کرد​ تا اسنادی که ​موساد از آرشیو هسته‌ای ایران به سرقت برده بود را به به نمایش بگذارد. وی در حین استدلال بر اینکه این اسناد ثابت می‌کند که ایران برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را متوقف نکرده است، چندین بار از آقای فخری ‌زاده نام برد.

او گفت: «این نام را به خاطر بسپارید. فخری‌زاده».

کشته شدن سلیمانی راه را برای کشتن فخری زاده باز کرد

واکنش نسبتاً ملایم ایرانیان نسبت به ترور سرلشکر قاسم سلیمانی، فرمانده نظامی ایران که ژانویه ۲۰۲۰ (۱۳۹۹) در حمله پهپادی آمریکا با کمک اطلاعات اسرائیل کشته شد، باعث تشویق مقامات حاضر در جلسه در واشنگتن شد: اگر توانستند ​رهبر ارشد نظامی ایران را با ​کمترین عواقب ترور کنند، معلوم بود که ایرانی‌ها یا قادر به پاسخگویی شدیدتر نیستند یا تمایلی به آن ندارند.

عملیات نظارت بر فخری زاده شدت گرفت.

محافظان امنیتی او از اعضای گروه برگزیده‌ انصار سپاه پاسداران بودند. نیرویی با آموزش و سلاح‌های ویژه، که از طریق کانال‌های رمزگذاری شده با هم ارتباط برقرار می‌کردند. آن‌ها با چهار تا هفت خودرو آقای فخری زاده را مشایعت می‌کردند و برای جلوگیری از حملات احتمالی مدام مسیر و زمان حرکت را تغییر می‌دادند. اتومبیلی که خودش می‌راند نیز بین چهار یا پنج نفر دست به دست می‌گشت.

اگر اسرائیل یک مقام ارشد ایرانی را ترور می‌کرد، اقدامی که می‌توانست به جنگ منتهی شود، به موافقت و حمایت ایالات متحده نیاز داشت. این بدان معنا بود که باید پیش از احتمال روی کار آمدن آقای بایدن دست به کار می‌شد.

آقای فخری زاده در مواقع نیاز ایران به تجهیزات یا فناوری‌های حساسی که تحت تحریم‌های بین‌المللی ممنوع بودند، راه‌هایی برای به دست آوردن آن‌ها پیدا می‌کرد.

شغل او حتی برای فرزندانش هم ممکن است یک راز بوده باشد. پسرانش در یک مصاحبه تلویزیونی گفتند که آن‌ها بر اساس اظهارات پراکنده پدر سعی کرده بودند شغل او را حدس بزنند. آن‌ها گفتند که فکر می‌کردند او در کار تولید داروهای پزشکی است.

به گفته موساد، در واقع برنامه ساخت بمب تجزیه شده بود و اجزای تشکیل‌دهنده آن در طرح‌ها و آژانس‌های مختلف، همگی تحت هدایت آقای فخری زاده، پراکنده شده بودند.

برنامه‌ریزی برای عملیات ترور

یک ربات آدم‌کش عمیقا حساب و کتاب موساد را تغییر می‌دهد.

این سازمان از دیرباز یک اصل اساسی داشته و آن اینکه اگر راه نجات وجود ندارد، عملیاتی صورت نخواهد گرفت. به این معنا که داشتن نقشه‌ای خطاناپذیر تا مأموران سالم بیرون آورده شوند حیاتی است.

نداشتن مأمور در صحنه آن عملیات را مورد قبول تر می‌کند. اما یک مسلسل عظیم، آزمایش نشده و کامپیوتری تعدادی مشکلات دیگر هم داشت. اولین آن‌ها نحوه قرار دادن آن در محل بود.

 به گفته یک مقام اطلاعاتی آشنا با طرح نامبرده، اسراییل مدل خاصی از مسلسل FN MAG ساخت بلژیک را که به یک دستگاه رباتیک پیشرفته متصل بود انتخاب کرد. این مقام گفت اما وزن این مسلسل، ربات، اجزا و لوازم جانبی‌اش با هم حدود یک تن است. بنابراین تجهیزات آن به قطعات کوچکتر تقسیم شده و قطعه قطعه، به طرق و از مسیر‌ها و در زمان‌های مختلف به صورت قاچاقی وارد کشور شدند و سپس مخفیانه در ایران مونتاژ گردیدند.

ربات به گونه‌ای ساخته شد تا در بستر وانت زامیاد، خودرویی که در ایران بسیار رایج است، جا شود. دوربین‌هایی با دید به جهات مختلف بر روی وانت نصب شدند تا اتاق فرمان نه تنها از هدف و محافظان او، بلکه از محیط اطرافش تصویری کامل داشته باشد. در آخر هم، وانت با مواد منفجره پر شد تا پس از پایان عملیات ترور منفجر شود و کلیه شواهد را از بین ببرد.

مشکل بعدی شلیک کردن با سلاح بود. مسلسلی که روی وانت سوار شده، حتی اگر وانت در حالت پارک باشد، با شلیک هر تیر تکان می‌خورد و این امر مسیر گلوله‌های بعدی را تغییر می‌دهد.

همچنین، با اینکه کامپیوتر از طریق ماهواره با اتاق فرمان در ارتباط بود و داده‌ها را با سرعت نور ارسال می‌کرد، اندکی تأخیر ایجاد می‌شد: آنچه اپراتور روی صفحه نمایش می‌دید یک لحظه عقب‌تر بود و تنظیم هدف برای جبران تاخیر به یک لحظه بیشتر نیاز داشت. همه‌ی این‌ها هم در حالی بود که خودروی آقای فخری ‌زاده در حرکت است.

هوش مصنوعی دستگاه طوری تنظیم شده بود تا تاخیر، لرزش و سرعت خودرو را جبران کند.

چالش دیگر تشخیص این بود که راننده خودرو آقای فخری زاده است و نه یکی از فرزندان، همسر یا محافظش.

بهترین راه حل این بود که یک خودروی به ظاهر از کار افتاده، که یک چرخ ندارد و روی جک قرار گرفته، سر تقاطعی در جاده اصلی که وسایل نقلیه از آن به سمت آبسرد دور برگردان می‌زدند، به فاصله ۱۵۰ متری از محل ترور، پارک شده باشد. آن خودرو مجهز به دوربینی دیگر بود.

حرکت

کاروان آقای فخری زاده از شهر رستمکلا در نزدیکی دریای خزر خارج شدند. خودروی اول محافظان بودند. خودروی بعدی یک نیسان مشکی بدون زره بود که آقای فخری زاده راننده‌اش بود، همسرش صدیقه قاسمی هم کنارش نشسته بود. دو خودروی دیگر حامل محافظانش هم پشت سرشان حرکت می‌کردند.

سرزنش‌ها و توهمات پس از ترور تشدید شدند. سازمان‌های اطلاعاتی رقیب – زیر نظر وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران – یکدیگر را مقصر می‌دانستند.

یک از مقامات اطلاعاتی ارشد سابق ایران گفت شنیده است که اسرائیل به اطلاعات امنیتی آقای فخری زاده دست پیدا کرده بود و از تغییرات لحظه آخری برنامه او، مسیر و زمان حرکتش مطلع بود.

اگر فخری ‌زاده در صندلی عقب خودرو نشسته بود، شناسایی وی و پیشگیری از کشتن هر شخص دیگری به مراتب سخت‌تر می‌شد. اگر خودرو زرهی و شیشه‌ها ضد‌گلوله بودند، گروه ضربت مجبور می‌شد برای از بین بردن آن از مهمات ویژه یا بمبی قوی‌تر استفاده کند، امری که نقشه‌شان را باز پیچیده‌تر می‌ساخت.

ضربه

کمی پیش از ساعت ۱۵:۳۰ بعد از ظهر، کاروان به دوربرگردان مورد نظر در جاده فیروزکوه رسید. خودروی آقای فخری ‌زاده تقریباً ایستاد و به راحتی توسط اپراتورها شناسایی شد. آن‌ها همسرش را که کنارش نشسته بود نیز دیدند.

کاروان در بلوار امام خمینی به سمت راست پیچید، سپس خودروی اول جلوتر رفت تا پیش از ورود آقای فخری زاده ویلا را بازرسی کند. رفتن آن خودروی آقای فخری زاده را در معرض دید کامل قرار داد.

کاروان درست قبل از رسیدن به زامیاد پارک شده، دم یک سرعت‌گیر سرعتش را کم کرد. یک سگ ولگرد از خیابان عبور کرد.

مسلسل ابتدا قسمت جلوی اتومبیل زیر شیشه جلو را گلوله‌باران کرد. مشخص نیست آن گلوله‌ها به آقای فخری زاده اصابت کردند یا نه اما خودرو منحرف شد و ایستاد.

تیرانداز موقعیت دیدش را تنظیم کرد و بار دیگر تیرباران کرد. این بار حداقل سه گلوله به شیشه جلوی خودرو و حداقل یک گلوله به شانه آقای فخری زاده اصابت کرد. او از ماشین پیاده شد و پشت درب جلو پنهان شد.

به گزارش فارس نیوز ایران، سه گلوله دیگر به ستون فقراتش اصابت کردند. او به روی زمین افتاد.

محافظ اول از یک خودروی تعقیب و گریز رسید: حامد اصغری، قهرمان جودو کشور، با تفنگ در دستش. نگاهی به اطراف انداخت، به نظر گیج می‌آمد.

خانم قاسمی به سمت شوهرش دوید. به گفته پسرانش، فخری ‌زاده به او گفت: «آن‌ها می‌خواهند مرا بکشند و تو باید از این‌جا بروی».

خانم قاسمی به تلویزیون دولتی ایران گفت که او روی زمین نشست و سر شوهرش را در آغوش گرفت. [بازداشت ۲۰نفر در پاوه به اتهام ترور محسن فخری زاده]

وانت زامیاد آبی منفجر شد

آن تنها قسمت عملیات بود که طبق نقشه پیش نرفت.

هدف از انفجار این بود که ربات به قطعات ریز تبدیل شود تا ایرانی‌ها نتوانند با کنار هم قرار دادنشان تشخیص دهند چه اتفاقی رخ داده است. در عوض، بیشتر تجهیزات به هوا پرتاب شده و روی زمین افتادند. تکه‌ها هر چند غیر قابل تعمیر اما تا حد زیادی دست نخورده باقی ماندند.

ارزیابی سپاه پاسداران – که حمله توسط یک مسلسل کنترل از راه دور و «مجهز به سیستم ماهواره‌ای هوشمند» و با استفاده از هوش مصنوعی صورت گرفته – درست بود.

کل عملیات کمتر از یک دقیقه طول کشید. پانزده گلوله شلیک شدند.

مأموران تحقیق ایرانی خاطرنشان کردند که حتی یک گلوله هم به خانم قاسمی که کنارش نشسته بود اصابت نکرد، دقتی که آنها به نرم‌افزار تشخیص چهره نسبت داده شد.

حامد فخری زاده در ویلای خانوادگی‌شان در آبسرد بود که مادرش سراسیمه با او تماس گرفت و از او خواست بلافاصله خود را به محل حادثه برساند. او در عرض چند دقیقه خود را به محلی رساند که آن را یک صحنه «جنگ تمام عیار» توصیف کرد. دود و مه جلوی دیدش را گرفت و بوی خون در هوا پخش بود.

ما را در توئیتر ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

Tags: افشاگری اتمی
TweetShare

توصیه سردبیر

سیاسی

درنگی در مفهوم نقد

۲۸ مهر, ۱۴۰۵

پربیننده‌ترین‌ها

ایران فردای تغییر؛ پرسش سخت‌تر از رفتن یک حکومت چیست؟

۲۴ مهر, ۱۴۰۵
جنگ یا مذاکره؛ آیا مجتبی خامنه‌ای توان پیشبرد خط خود را دارد؟

جنگ یا مذاکره؛ آیا مجتبی خامنه‌ای توان پیشبرد خط خود را دارد؟

۲۷ مهر, ۱۴۰۵
محاکمه مجدد امیرحسین مرادی؛ نماد دیگری از سرکوب عریان در شرایط پساجنگ

یورش وحشیانه به زندان اوین و نگرانی از سرنوشت امیرحسین مرادی

۲۴ مهر, ۱۴۰۵

درنگی در مفهوم نقد

۲۸ مهر, ۱۴۰۵
3883

اسامی و مشخصات شهیدان اعتراضات و قیام ۱۴۰۴

۳۱ خرداد, ۱۴۰۵
تأثیر جنگ روی الگوهای بارش و وقوع سیل در ایران - قسمت اول

تأثیر جنگ روی الگوهای بارش و وقوع سیل در ایران – قسمت اول

۲۶ مهر, ۱۴۰۵

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.