مرودشت، در قلب استان فارس، در دیماه ۱۴۰۴ به یکی از کانونهای اصلی قیام سراسری بدل شد؛ شهری که خیابانهایش صحنه رویارویی مستقیم مردم معترض و نیروهای سرکوب بود و شبهایش با صدای شعار، آتش و شلیک گلولههای جنگی گره خورد.
آغاز قیام؛ اعتصاب، خیابان و فریاد
جرقههای خیزش از روز پنجشنبه ۱۱ دی زده شد. بازار مرودشت بهطور گسترده تعطیل شد و خیابان انقلاب و مرکز شهر شاهد تظاهراتی پرشمار با شعارهایی چون «مرگ بر دیکتاتور» و «امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه» بود. جوانان شورشی در صف اول اعتراضات قرار داشتند و با مشتهای گرهکرده، فضا را به میدان تقابل بدل کردند.
نیروهای سرکوب با گاز اشکآور به جمعیت یورش بردند، اما معترضان با سنگ و مواد آتشزا پاسخ دادند و در چند نقطه، نیروها را وادار به عقبنشینی کردند. در کوچه کاووسی، یکی از خودروهای وابسته به نهادهای اطلاعاتی به آتش کشیده شد. با فرا رسیدن شب، اعتراضات نهتنها فروکش نکرد، بلکه با فریاد «بیشرف، بیشرف» شدت گرفت؛ در حالی که نیروهای سرکوب به سمت خودروها شلیک میکردند.
جمعه ۱۲ دی، رویارویی وارد مرحله تازهای شد. گزارشها از تهاجم شورشگران به کلانتری و مقر یگان ویژه حکایت داشت؛ جایی که حدود ۱۵۰ نیروی یگان ویژه در آن سنگر گرفته و از پشتبام به سوی مردم شلیک میکردند. در برابر این آتش، جوانان شورشی با سازماندهی جمعیت، مقاومت را ادامه دادند و میدان نبرد را به خیابانها کشاندند.
روزهای التهاب و آمادهباش
در یکشنبه ۱۴ دی، چهارراه هنرستان به کانون تجمع بدل شد. شعار «نترسید، نترسید» در فضا طنین انداخت و همزمان تحرکات گسترده نیروهای سرکوب برای مهار اعتراضات آغاز شد. دو روز بعد، سهشنبه ۱۶ دی، تعطیلی گسترده بازار و مغازهها نشان داد که اعتصاب همچنان ادامه دارد. تجمعات مقابل ساختمان ولیعصر و مؤسسه قرضالحسنه ولیعصر شکل گرفت و خیابانهای اطراف به صحنه جنگ و گریز میان شورشگران و نیروهای سرکوب تبدیل شد.
در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، فضای شهر بهشدت امنیتی شد. نیروهای یگان ویژه و پاسداران تلاش کردند هرگونه تجمعی را در نطفه خفه کنند، اما معترضان بارها پراکنده و دوباره گرد هم آمدند. گزارشها از استفاده مستقیم از گلولههای جنگی حکایت داشت؛ شلیکهایی که به کشته و زخمیشدن شماری از جوانان انجامید.
ادامه مقاومت؛ خیابان بسته میماند
با وجود سرکوب، بازداشتها و فضای سنگین امنیتی، دوشنبه ۲۲ دی اعتراضات خاموش نشد. جوانان در نقاط مختلف شهر تجمع کردند؛ نیروهای سرکوب با حمله و تیراندازی واکنش نشان دادند، اما شورشگران در مقابل بانک سپه آتش برافروختند، خیابان را بستند و بار دیگر نشان دادند که شعله قیام در مرودشت هنوز زنده است.
مرودشت در این روزها به نمادی از ایستادگی بدل شد؛ شهری که اعتصاب، اعتراض خیابانی و رویارویی مستقیم، آن را به یکی از برجستهترین صحنههای قیام سراسری ۱۴۰۴ تبدیل کرد.
سخنان شارل میشل رئیس پیشین شورای اروپا در گردهمایی بزرگ ایرانیان در برلین
پلی از دیکتاتوری به سوی آزادی
در ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، همزمان با چهلوهفتمین سالگرد انقلاب ضدسلطنتی ایران، دهها هزار ایرانی آزاده از کشورهای مختلف در برلین گرد هم آمدند. این تظاهرات بزرگ «ایران آزاد» به صحنهای کمسابقه برای بازتاب صدای مقاومت مردم ایران و حمایت چهرههای برجسته بینالمللی، از جمله شارل میشل رئیس پیشین شورای اروپا، تبدیل شد.

شارل میشل سخنان خود را با یادآوری نمادین شهر برلین آغاز کرد و گفت:
«دیوار برلین فقط یک دیوار فیزیکی نبود، دیواری بود میان سرکوب و آزادی، میان فقر و شکوفایی، میان تحقیر و احترام.»
او با این مقایسه، رژیم حاکم بر ایران را به دیواری تشبیه کرد که جامعه را در اسارت نگه داشته است، اما همزمان تأکید کرد:
« هیچ دیواری ابدی نیست… آزادی را نمیتوان برای همیشه شکست داد.»
این بخش، پیامی روشن داشت: همانطور که دیوار برلین فرو ریخت، استبداد مذهبی در ایران نیز سرنوشت محتومی جز سقوط ندارد.
مقاومت مردم ایران؛ مقاومت قرن بیستویکم
شارل میشل با صراحت مردم و مقاومت سازمانیافته ایران را خطاب قرار داد و گفت:
«شما مقاومت قرن بیستویکم هستید… شما قدرت تغییر را حمل میکنید.»
او تأکید کرد که این مقاومت محدود به یک جغرافیا نیست و از ایران تا اشرف۳ و برلین امتداد یافته است. بهگفته او، این حضور گسترده نشانهای از یک «نقطه چرخش» تاریخی است که در آن، مشروعیت رژیم بهطور جدی فروریخته است.
شارل میشل با اشاره به تاریخ معاصر ایران یادآور شد:
«شما با دستان خالی، اما با قدرت و تعهد، در برابر استبداد ایستادید.»
او همزمان دو دیکتاتوری شاه و آخوندها را محکوم کرد و گفت انقلاب ۱۳۵۷ توسط آخوندها «به سرقت رفت». در این چارچوب تأکید کرد:
«آزادی جنایت نیست. آزادی حق شماست.»
این جمله، هسته اخلاقی سخنان او بود؛ پاسخی روشن به تبلیغات رژیم که مقاومت را جرم جلوه میدهد.
قیام سراسری و وحدت ملی
او به خیزش عمومی مردم ایران اشاره کرد و گفت:
«مردان، زنان، جوانان، کارگران و بازاریان با هم قیام کردهاند… شما یک ملت هستید، یک صدا و یک آرزو دارید.»
در تحلیل او، نقطه قوت قیام مردم ایران، عبور از شکافهای جنسیتی، قومی و اجتماعی و شکلگیری یک اراده ملی برای آیندهای آزاد است.
شارل میشل نقش مقاومت در افشای برنامههای مخفی رژیم را برجسته کرد و تصریح نمود: «اگر امروز رژیم سلاح اتمی ندارد، به یمن زحمات شما و مقاومت سازمانیافته شماست.»
او تأکید کرد جاهطلبی هستهای و موشکی رژیم نه برای امنیت، بلکه برای «کسب مجوز کشتار و ایجاد هرجومرج» است و افزود:
« ما مرعوب نمیشویم و هر کاری لازم باشد برای متوقفکردن آن انجام خواهد شد.»
شکستپذیری رژیم و درسهای اروپا
آقای میشل سرکوب عریان، اعدام و گروگانگیری را نشانه ضعف رژیم دانست و گفت:
«سبعیت آنها علامت ناامیدانهای است از اینکه چقدر بیثبات و شکنندهاند.»
او سپس به سه درس کلیدی اشاره کرد:
«مماشات راهحل نیست»، «سکوت همدستی است» و «نه مماشات، نه جنگ».
این جمعبندی، سیاستی روشن در حمایت از مردم ایران و رد هر دو گزینه سازش و مداخله خارجی بود.
در پاسخ به پرسش «آیا آلترناتیوی وجود دارد؟» با قاطعیت گفت:
«بله، یک آلترناتیو وجود دارد… فقط مردم ایران حق دارند آینده خود را تعیین کنند.»
او تلاشهای بازماندگان دیکتاتوری گذشته برای «سرقت آرزوهای مردم» را افشا کرد و در مقابل، از برنامه ۱۰مادهای بهعنوان
«پل قدرتمند از استبداد به آزادی» نام برد؛ برنامهای که بر انتخابات آزاد، برابری زن و مرد، لغو اعدام، آزادی بیان و جدایی دین از دولت استوار است.
شارل میشل سخنان خود را با پیامی جهانی به پایان برد: «جهان شما را میبیند، جهان شما را میشنود و ما در کنار شما هستیم.»
او تأکید کرد که انتخاب «ایران آزاد» نهتنها حق مردم ایران، بلکه انتخابی عادلانه و انسانی برای آینده جهان است.







