وضعیت فلاکت بار اقتصادی دولت پزشکیان اکنون بهموضوع مرثیه خوانی تبدیل شده است.رسانه حکومتی جوان در تاریخ ۲۲بهمن ۱۴۰۳اقدام بهدرج مطلبی تحت عنوان«رنج نامه رشد ۸درصدی اقتصاد» مینویسد: «تحقق رشد اقتصادی قبل از تأمین الزامات و بسترها نیازمند باور مسئولان اجرایی است؛ اینکه بپذیرند حرکت بهسمت تحقق رشد ۸درصدی اقتصاد نه اختیار بلکه الزام است. به قاعده استدلال ها، حضرات کابینه چهاردهم هم باید بپذیرند بهسمت تحقق چنین الزام قانونی حرکت کنند».
بحران اقتصادی و جنگ وجدال باندها بر سر رشد ۸درصدی اقتصاد
روزنامه حکومتی جوان در ادامه مطلب مینویسد: «مجید انصاری، مسئول حقوقی دولت پزشکیان که جمعه شب در سایه ضعف مجری تلویزیون، از تریبون یک طرفه بهخوبی بهره برد و درباره همه مخاطرات ارضی و سماوی اظهار لحیه کرد، درباره «FATF» مغالطهای تمییزی کرد و مدعی شد ما هرگز نمیگوییم با پذیرفتن اوامر «FATF» از فهرست کذایی سیاه خارج میشویم یا اوضاع خوب میشود ولی، چون محل فشار بر ماست، باید بپذیریم.
از طرفی میگویند، چون تضمینی نیست پذیرش «FATF» به ضرر ما باشد و از آنجا که نمیتوان به چنین تضمینی دست یافت، پس نباید منتظر ماند و اوامر را پذیرفت!».
صحبتهای مجید انصاری مسول حقوقی دولت پزشکیان منجر به شعلهور شدن و یقه چاک دادن باندهای حکومتی در مورد رشد ۸درصدی میشود. این باندها بیتردید به نقش ایوان اقتصاد ویران شده فکر میکنند درحالی که خواجه ولایت خودش میداند که خانه از پای بست ویران است.
یکی به میخ و یکی به نعل زدنهای مسئولان اقتصادی
روزنامه حکومتی جوان در ادامه مینویسد: «یکی به میخ و یکی به نعل زدنهای مسئولان اقتصادی که هر کدام سالهای سال صندلی مدیریتی را در این مملکت اشغال کردهاند، به گونهای پیش میرود که معلوم نیست درباره تحقق رشد ۸درصدی اقتصاد دم خروس ادعای قانونمندی را باور کنیم یا دم خروس بیعملی و انکارهای گاه و بیگاه را!».
این جنگ و جدالها و به هم پریدنها حاکی از سفتشدن زمین برای باندهای حکومتی است. تازه این آغاز ماجرا هست.
این رسانه حکومتی در ادامه مینویسد: «یکی از همین به میخ و نعل زدنها در تریبون یک طرفه مجید انصاری، مسئول حقوقی دولت پزشکیان در یک برنامه زنده تلویزیونی بود و پاس گلهای مجری بیسواد، فضا را کاملاً در اختیارش قرار داد؛ اینکه هرگز نپرسید شما که سالها عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هستید و افتخار میکنید در تصویب سند چشم انداز افق۱۴۰۴دست داشتید و طبق این سند ایران مان تا ۱۴۰۳باید سرآمد اقتصادی منطقه شود! چرا صراحتاً دولت را تشویق به ممکن نبودن اجرای تکلیف قانونی تحقق رشد ۸درصدی اقتصاد میکنید؟ اگر چنین اعتقادی دارید پس چطور مجمع تشخیص مصلحت نظام مانع تصویب نهایی برنامه هفتم توسعه نشده است؟!».
داد زدن بیلیاقتی مسولان اجرایی حکومت خامنهای
رسانه حکومتی جوان در ادامه جنگ وجدال و بحرانهای اقتصادی مینویسد: «این همان گرانیگاه زمین مانده چند و چندین ساله تکلیف قانونی تحقق رشد ۸درصدی اقتصاد است؛ سیاسی کاری و اهرم فشار درست کردن از اقتصاد برای پیشبرد امور اقتصادی!
میگویند تحقق رشد ۸درصدی اقتصاد به فلان مقدار پول نیاز دارد، از ۱۰۰میلیارد دلار بگیر تا ۲۰۰میلیارد دلار، کنتور که نمیاندازد، شاید ۳۰۰، ۴۰۰، ۵۰۰ و هزارمیلیارد دلار! قبول که چنین پولی لازم است ولی صحبت کردن از بیپولی کشوری با دارا بودن ۷درصد منابع جهانی، بیشتر دادزدن بیلیاقتی مسئولان اجراییاش است که نتوانستهاند از این ظرفیتها استفاده بهینهای کنند».
این رسانه حکومتی تلاش میکند صحبتی از فساد و چپاول و دزدی نکند در صورتی که میلیاردها دلار هم در صندوق و خزانه دولت باشد آب از آب در مورد رشد اقتصادی تکان نخواهد خورد، چون اگر زمینهای برای رشد بود باید سر این رشد از زمین بحران زده حکومت خامنهای بیرون میزد.
در همین زمینه
پزشکیان و درد بیدرمانی بنام اقتصاد
رشد منفی منفی ۱۰درصد به جای رشد ۸درصدی در دهه آینده
رسانه حکومتی جوان سپس عوام فریبی عارف معاون پزشکیان را رو میکند و از قول عارف مینویسد: «برای دستیابی به رشد ۸درصدی مندرج در برنامه هفتم توسعه، باید به ظرفیتهای داخلی بهویژه جوانان نخبه و بخش خصوصی توانمند تکیه کنیم. در حال حاضر ۵۰۰شرکت برتر بخش خصوصی حدود ۴۰درصد تولید ناخالص داخلی کشور را در اختیار دارند و با رفع موانع موجود و حمایت از این بخش، دستیابی به اهداف توسعهای کشور تسهیل خواهد شد».
اما واقعیت بحرانهای لاعلاجی است که نه بخش خصوصی نه دولتی توان خروج از آن را ندارند.
با توجه بهموارد ذکر شده، میتوان گفت که وضعیت اقتصادی حکومت در شرایط بحرانی قرار دارد و عدم وجود یک راهبرد واحد، تضاد در اظهارات عوامل حکومتی، عدم اجرای برنامه ها، سیاسی کاری، عدم شفافیت و فساد از جمله عواملی هستند که این وضعیت را تشدید کردهاند. جنگوجدالهای باندی هم ناشی از همین وضعیت فلاکت باری است که هر کدام از باندهای فاسد حکومتی تلاش میکند که اشکالات را متوجه دیگری بداند اما آنچه پیدا میباشد حکومت خامنهای درفاز پایانی حکومت باید منتظر شکستن شاخ باندهای دزد و فاسد باشند که برای سهم خواهی هر روز این جنگ و جدال شدت میگیرد.







