آیا در حاکمیتی که شرک و دوگانگی از سرتا پای آن بالا میرود میتوان جنگ قدرت را نادیده گرفت و از وحدت نیروها و اجزای تشکیل دهنده آن صحبت کرد. رژیم خمینی بر پایههای دروغ، شرک، دوگانگی و عوامفریبی بنیانگذاری شد. به همین دلیل تمام نیروهای انقلابی، مبارز، روشنفکر، پیشرو و مردمی را دفع و تمام اقشار بی هویت، لمپن، عقبمانده اجتماعی، شارلاتان، وامانده، ارتجاعی و ضد مردمی بود جذب خمینی شدند.
با این مشخصات و مختصات هرگز افراد، باندها و اجزا تشکیل دهنده پیکره رژیم ولایت فقیه نمی توانند با هم به وحدت برسند. بهعبارت دیگر بدلیل ماهیت و ذات همه آنها پیوسته در اختلاف، تشدد و جنگ قدرت بر سر تصاحب کرسیهای قدرت و غارت و چپاول منابع و سرمایههای ملی مردم بوده و تا زمانی که این رژیم برسر پا هست ادامه پیدا خواهد کرد. اما حالا ببینیم بعد از هلاکت رئیسی جلاد جنگ بر سرتصاحب کرسیهای قدرت به کدام سومیروند.
در همین زمینه
نمایش انتخابات و زمین باتلاقی یک حکومت!
آیا باندهای درون حاکمیت میتوانند دست از جنگ قدرت بردارند؟
نامه وزرای دولت صاحبمرده رئیسی به شورای نگهبان در حمایت از اسماعیلی از بین خودشان درز کرده و یک بلبشوی جدید در رژیم راه انداخته است. از آنطرف مشاور احمدینژاد سند رو کرده است که اسماعیلی بهخاطر رشوهخواری، توسط قاضی صلواتی به ۵سال حبس محکوم شده و رئیسی این حکم را ماستمالی کرده بود.
بقیهشان هم همینطور دارند دست همدیگر را رو میکنند. کار بهجایی رسیده است که کارشناسشان در تلویزیون هشدار داده:
کارشناس حکومتی در تلویزیون رژيم: اگر با این شیوهها بخوایم مشارکتو بالا ببریم، جامعه رو در معرض یک انفجار قرار میدیم یعنی جامعه وقتی بشدت ملتهب شد مثل یک بشکه باروت میمونه.
این که کاملا درست میگوید اما سوال این است: آیا اینها میتوانند دست از جنگ قدرت بردارند و به وحدت برسند؟ خیر، مطلقا نمیتوانند چون محور وحدتی ندارند. زمانی خمینی محور وحدتشان بود. الان خامنهای خودش محور اختلاف و دعواست. به همین خاطر جنگ قدرت اینها تا سرنگونی رژیم ادامه دارد.






