پدر کارگری که کودک بیمارش را روی دست بلند می کند
حرمله مظهر شقاوت در داستان کربلا در تاریخ است. این روزها در هر گوشه ایران که نظر میاندازی انگار همان داستان ظلم و ستم کربلاست. از فریاد «عطشان» جوانان خوزستان تا فریاد «ماگرسنه ایم» کارگران هفت تپه تا کارگران شهرداری امیدیه که حالا دیگر چیزی برای خوردن ندارند.
در اعتراضات کارگران شهرداری امیدیه، روز شنبه ۶مرداد کارگر جوانی که حقوقش پرداخت نشده است، کودک بیمارش را با غده یی در پهلو روی دست بلند می کند. گویی او هم با الهام از داستان کربلا می خواهد اگر ذرهای شرافت در جبهه مقابل است را به آزمایش بکشد. [چرا ولی فقیه حکومت ترسو شده است؟!]
حرمله کاری جز شلیک کردن بلد نیست!
پدر این کودک گویی خطاب به حرمله این زمان خامنه ای و رئیسی دارد سخن می گوید: «من چه کار کنم. آقای مسئول! من خجالت میکشم که نمی توانم کودکم را به دکتر ببرم. من خجالت می کشم که به خانه بروم. نگاه کن! این کودک را نگاه کن. آقای مسئول اگر بچه خودت این طور بود چه میکردی؟ من هفت ماه است حقوق نگرفتم. به کی دردم را بگویم.»
البته این کارگر زحمت کش به خوبی می داند که یک جو شرافت هم در جبهه ستمگران نیست. تنها چیزی که باقی مانده است شقاوت است و بی رحمی. تنها این تیر حرمله است که به انتظار گلوی این کودک است.
دومین روز تجمع کارگران شهرداری امیدیه
لازم به یادآوری است که روز یکشنبه ۷ شهریور کارگران شهرداری امیدیه برای دومین روز مقابل فرمانداری این شهر دست به تجمع زدند.
این کارگران خواستار پرداخت حقوق و مطالبات معوقه خود هستند. امروز این کارگران در اعتراض به حضور نیافتن اعضای قلابی شورای شهر امیدیه در جلسات شورا و بلاتکلیف ماندن رسیدگی به شکایات و خواستههایشان در مقابل فرمانداری تجمع کردند.






