فشار تورم کمرشکن بر دهکهای پایین جامعه، بهویژه دهک اول، بسیار شدیدتر از دهکهای بالاتر است. اما نکته کلیدی در این بحث، علت این تورم و عدم توانایی حکومت در حل آن است. بنا به گزارش رسانه حکومتی اکو ایران در تاریخ ۹بهمنماه ۱۴۰۳ تورم برای همه یکی نیست سایه تورم کمرشکن خوراک و مسکن بر فقرا بسیار بیشتراست.
چرا تورم کمرشکن برای دهکهای پایینتر شدیدتر است؟
افزایش قیمت اقلام ضروری، باعث شده است که دهکهای پایین درآمد بیشتری را صرف کالاهای اساسی مانند خوراکیها و مسکن میکنند، که بیشترین فشار تورم کمرشکن را تجربه کردهاند.
کاهش قدرت خرید مردم از یک سو و از سوی دیگر افزایش هزینههای زندگی بدون افزایش متناسب درآمد، موجب کاهش شدید قدرت خرید فقرا در حکومت ولایت فقیه شده است.
دهک اول یا قشر فقرا عدم دسترسی به داراییهای امن دارند، اما دهکهای بالاتر میتوانند سرمایه خود را در بازارهایی مانند املاک، طلا و ارز نگهدارند که به نوعی از تورم در امان بمانند، در حالی که دهکهای پایین چنین امکانی ندارند.
چرا حکومت ولایت فقیه قادر بهحل این مشکل نیست؟
اقتصاد رانتی و فساد سیستمی یکی از دلایل این وضعیت فشار تورم کمرشکن است. ساختار اقتصادی حکومت ولایت فقیه مبتنی بر رانت و فساد گسترده است، که باعث شده منابع کشور بهجای رفاه عمومی، در خدمت طبقات خاصی قرار گیرد.
همچنین عدم شفافیت اقتصادی، درحکومت ولایت فقیه باعث میشود که سیاستهای اقتصادی بدون نظارت دموکراتیک اتخاذ شوند و مردم در تصمیمگیریهای اقتصادی نقش ندارند.
در حکومت ولایت فقیه که در بحران بقاء درگیر است، اولویتهای نادرست اقتصادی، هزینههای کلان در زمینههای نظامی و امنیتی، بهجای سرمایهگذاری در تولید و اشتغالزایی، وضعیت اقتصادی را وخیمتر کرده است.
مدیریت ناکارآمد درحکومت فاشیستی خامنهای بیداد میکند. این مدیریت ناکارآمد داخلی و سیاستهای ضدتوسعهای علت اصلی بحران اقتصادی هستند که دامنگیر اقتصاد بحران زده حکومت ولایت فقیه است.
در همین زمینه
ایران سرزمینی شگفت؛ همسایگی میلیونرهای دلاری و فقرای ریالی!
راهکار چیست؟
تنها یک حکومت مردمی و دموکراتیک، که سیاستهای اقتصادی را بر اساس نیازهای واقعی مردم تنظیم کند، میتواند این بحران را حل کند. چنین حکومتی با این ویژگیها میتواند این بحرانها را از بین ببرد.یک حکومت دموکراتیک میتواند شفافیت اقتصادی ایجاد کند و فساد را از بین ببرد.
سیاستهای حمایتی واقعی برای دهکهای پایین طراحی کند، مانند یارانههای هدفمند و کنترل قیمت کالاهای اساسی.
اشتغالزایی پایدار از طریق حمایت از تولید داخلی و کاهش وابستگی به اقتصاد نفتی.
استقلال نهادهای اقتصادی از نفوذ نهادهای امنیتی و نظامی در حالی که در شرایط فعلی تمام اقتصاد حکومت زیر تیول سپاه پاسداران برای پیشبرد سیاستهای خانمانسوز منطقهای خامنهای است.
بدون تغییر بنیادین در ساختار سیاسی و سرنگونی حکومت ستمگر ولایت فقیه، فقر و تورم کمرشکن ادامه خواهد داشت. وقتی فاشیزم مذهبی حاکم بر ایران فاقد این ویژگیهای دموکراتیک میباشد لاجرم سرنگونی فاشیزم حاکم بر ایران یک وظیفه یک مسؤلیت ملی میهنی است که باید جوانان دلاور ایران آن را محقق کنند.







