گردهمایی بزرگ ایرانیان در برلین در سالگرد انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران
روز شنبه ۱۸دیماه میدان براندنبورگ برلین شاهد یکی از بزرگترین تجمعات بزرگ ایرانیان در سالهای اخیر بوده است. این گردهمایی که به مناسبت ۲۲ بهمن سالگرد انقلاب ضد سلطنتی از سوی مقاومت ایران سازماندهی شد، از آن رو اهمیت داشت که در روزهای بعد از قیام دیماه ۴۰۴ و در همبستگی با آن قیام و به یاد هزاران شهید آن برگزار شد. سخنران اصلی این گردهمایی بزرگ خانم مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران بود. علاوه بر ایشان آقای شارل میشل رئیس پیشین شورای اروپا و همین طور آقای مایک پمپئو و چندین تن از شخصیت های برجسته آلمانی سخنانی ایراد کردند.
در این نخستین گزارش از این گردهمایی بزرگ ابتدا سخنان خانم مریم رجوی را می خوانیم:
متن سخنان خانم مریم رجوی در گردهمایی بزرگ ایرانیان در برلین
هموطنان! یاران شورشگر و شورشگران در سراسر میهن،
ما برای سالروز انقلاب ضدسلطنتی علیه دیکتاتوری شاه جمع شدهایم. اما ابتدا از قیام دیماه شروع میکنیم. قیامی که سرخفام شد، اما با خون کهکشان شهیدان و هزاران جان شیفته و خشم و خروش خلق قهرمان، ایران و جهان را به لرزه درآورد.
به یاد شهیدان قهرمان قیام با هم دست میزنیم.
حالا دیگر در دنیا کسی در حتمیت سرنگونی این رژیم تردید ندارد. سالها و سالها میگفتیم سرنگونی سرنگونی. اینک همه مقدم آن را به چشم میبینند و صدای پایش را میشنوند.
شجاعت شورشگران ایرانزمین درخشید و عالمگیر شد و طلسم مماشات در رابطه با سپاه پاسداران در اروپا درهم شکست.
حالا دیگر زمان بهرسمیت شناختن مقاومت ۴۴ساله مردم ایران برای سرنگونی است.
بله زمان بهرسمیت شناختن نبرد کانونهای شورشی و ارتش آزادیبخش ملی ایران است، در آستانه ورود به ۴۰سالگی است.
تیکتاک سرنگونی رژیم آخوندی
شما ای مادران و پدران داغدار که بهجای ماتم و عزا دستافشان و پاکوبان به ادامه قیام فرامیخوانید، شما از دل اندوه، پیروزی میسازید. همچون «عزیز» مادر رضاییهای شهید که پس از تیرباران فرزندانش بهدست شاه و خمینی ایستاد و گفت: نبرد ادامه دارد.
آری آری نبرد ادامه دارد و خلق دلاور، با شورشگران پیشتازش دوباره باز میآید. باز میآید انبوهتر و سازمانیافتهتر تا رژیم آخوندی را خاک و خاکستر کند.
اشرف شهیدان که فردا، ۱۹بهمن سالگرد شهادت اوست گفت جهان خبردار نشد که بر مردم ایران چه گذشت. منظورش شکنجه و کشتار و ستم دیکتاتوری دینی بود. آن زمانی که زنان مجاهد باردار را بیمحابا تیرباران میکردند.
آه اگر اشرف بود و میدید که در این ۴۴سال بر مردم ما چه گذشت! و بهخصوص اگر میدید که دختران ۱۴-۱۵ساله همچنان در خیابان گلولهباران میشوند و سردار خیابانی که میخروشید: ما حق داریم امیدوار باشیم، ما حق داریم از خطرات و مشکلات نهراسیم. پس یقین داشته باشید که آینده مال شماست. نیروهای میرا، از صحنه، حذف خواهند شد.
بله، حالا بعد از قیام دیماه، تیکتاک سرنگونی آغاز شده و زمان بیرون کردن نیروهای میرا و ستمگر و گذشتهگرا از گردونه تاریخ ایران است. آری آری این تیکتاک سرنگونی رژیم آخوندی است.
انقلاب مردم ایران ربودنی نیست
قیام دیماه در مجموع سه طرف داشت؛ یکطرف شورشگران که صحنه نبرد را در دست داشتند و جان خود را فدای آزادی میکردند. در طرف مقابل، شیخ که بیدریغ خون میریخت.
و طرف دیگر بقایای شاه و بچه شاه که آمده بود حاصل خونها را به سرقت ببرد. با شعار فوق ارتجاعی جاوید شاه که به شیخ در کشتار، دست بازتر میداد. شعاری که شاخص تفرقهاندازی، در خدمت خامنهای و نیروهای سرکوبگر و راهبند قیام است.
اما ما در دهه سوم قرن بیست و یکم هستیم و بهقول مسعود رجوی «اگر کسی گمان میکند میتواند انقلاب دموکراتیک نوین ایران را مانند انقلاب مشروطه و انقلاب ضدسلطنتی برباید و در لجه خون اندازد، سخت در اشتباه است».
ما با مقاومتی روبهرو هستیم که ۶۰ سال بیوقفه با دو دیکتاتوری شاه و شیخ در نبرد است. با بیش از صدهزار ستاره خونین اما شبکوب و درخشان و راهنما.
اکنون حرکت و راهگشایی کانونهای شورشی و تکثیر آنها در میان جوانان میهن را همه بهچشم میبینند و دشمن به صد زبان به آن اذعان میکند. در قیام دیماه همه دیدند که چگونه فرهنگ رزم و انقلاب، در کوچهها، خیابانها و شهرهای ایران راه میگشود و نیروی سرنگونی میساخت.
به سازنده این راه و رسم درود!
به مسعود درود که رو در روی رژیم ضدبشری آخوندها، ارتش آزادیبخش ملی را برپا کرد، یک جایگزین دموکراتیک شکل داد و راه انقلاب دموکراتیک ایران را بهسوی آزادی و پیروزی گشود.
یک جمهوری دموکراتیک در امتداد راه مصدق
میپرسند مگر میتوان این استبداد سراپا مسلح را سرنگون کرد؟
قیام دی پاسخ میدهد: آری و با تهاجم صاعقهآسای خود، راه را نشان داد. راه ارتش قیام، ارتش بزرگ آزادی مردم ایران.
میپرسند: بعد از سرنگونی رژیم چطور باید از هرج و مرج جلوگیری کرد؟
میگوییم این رژیم خودش سرچشمه ناامنی و هرج و مرج است و خلقی که آن را سرنگون کند با تکیه بر یک جایگزین دموکراتیک و همبستگی تمام نیروهای جبهه خلق میتواند از آشوب و بیسروسامانی هم جلوگیری کند.
ایران آینده، یک جمهوری دموکراتیک است در امتداد راه مصدق، با جدایی دین از دولت، خودمختاری ملیتها و یک ایران غیراتمی و در صلح با همه جهان.
آلترناتیوی با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ
میپرسند آیا آلترناتیوی هست؟ آری هست. فقط باید به آن چشم گشود. ۴۴سال است که با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ، در آتش و خون دوام آورده. این چراغ راهنما بهمعنی نفی دیکتاتوری و وابستگی و اثبات آزادی و استقلال است.
طبق برنامه شورای ملی مقاومت، قانون اساسی در ایران آینده توسط مجلس مؤسسانی تدوین میشود که انتخابات آن حداکثر شش ماه بعد از سرنگونی برگزار میشود.
روح و ترجیعبند آنچه مردم ما میخواهند، آزادی، آزادی و آزادی است. مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری است و عدالت است برای همه؛ مشارکت متساوی همگان بهویژه ملیتهای ایران در حقوق و اداره امور اعم از کرد و بلوچ و ترکمن و عرب.
جبهه همبستگی ملی
حرف مردم و مقاومت ایران این بوده و هست: نه مماشات، نه جنگ، تغییر رژیم و حاکمیت جمهور مردم بهدست مردم و مقاومت سازمانیافته آنهاست.
شورای ملی مقاومت از سال۱۳۸۱ در یک مصوبه به جبهه همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی فراخوان داده است؛ مرکب از جمهوریخواهانی که طرفدار جدایی دین از دولت هستند و رژیم ولایت فقیه را در تمامیت آن نفی میکنند. یعنی با وجود همه اختلافها و تفاوتهای سیاسی و ایدئولوژیکی در جبهه خلق، ما از دیرباز برآنیم که میتوان و باید در جبهه همبستگی ملی گردهم آمد؛ بهنام ایران، زیر پرچم ایران برای عالیترین مصالح مردم ایران.
فراخوان به رهبران جهان
از اینجا رهبران جهان را به شنیدن فریاد آزادیخواهی مردم ایران فرامیخوانم. خواستهایی که از سه دهه پیش بارها اعلام کردهایم:
۱-بهرسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم و نبرد جوانان و کانونهای شورشی با آدمکشان و نیروهای سرکوبگر خامنهای
۲-اقدام فوری شورای امنیت ملل متحد برای ممانعت از اعدام زندانیان قیام و زندانیان سیاسی و حمایت از کارزار سراسری نه به اعدام
۳-ایجاد تسهیلات برای دستیابی مردم به اینترنت آزاد
۴-ارجاع پرونده خامنهای و دیگر سران رژیم به شورای امنیت ملل متحد برای محاکمه در یک دادگاه بینالمللی بهخاطر جنایت علیه بشریت و نسلکشی و همزمان پیگرد قضایی آنها در دادگاههای ملی کشورها بر اساس اصل صلاحیت جهانی
۵- تعطیلی سفارتهای رژیم و اخراج دیپلماتها و مزدوران سپاه و وزارت اطلاعات
۶- قطع کامل شریانهای مالی رژیم آخوندی
امروز در سالروز انقلابی گردهم آمدهایم که در سال۵۷ آن را به سرقت بردند. در آن شبهای خفقان و بیداد شاه و ساواک، راهبران و پیشتازان آن انقلاب، فداییان و مجاهدینی بودند که سرنگونی دیکتاتوری شاه را زمینهسازی کردند و جامعه ایران را به قیام و انقلاب سوق دادند؛ از پدر طالقانی تا حنیف و محسن و بدیعزادگان و جزنی و احمدزاده، پویان و پاکنژاد و خالقان حماسه سیاهکل.
درودی بیپایان بر آن قهرمانان و شهیدانی که در دهه۶۰ و قتلعام۶۷ و قیامهای پیدرپی در روزگار شیخ، آتش مقاومت یک ملت اسیر را شعلهور نگهداشتند.
انقلاب ضدسلطنتی اثبات کرد که نیروی خلق بپا خاسته بر بزرگترین قوای سرکوب و کشتار غلبه میکند و امروز در فرازی بالاتر، انقلاب دموکراتیک ایران به پیش میتازد؛ انقلابی صدبار عمیقتر و نیرومندتر، هوشیارتر و آگاهتر که به قطع و یقین پیروز میشود.
یقین داشته باشید که این انقلاب پیروز میشود.
سلام بر قیام ایران
سلام بر شهیدان
پیروز باد انقلاب دموکراتیک مردم ایران
تظاهرات بزرگ ایرانیان در برلین در همبستگی با قیام مردم ایران
همبستگی ملی ایرانیان در مقابل همدستی ارتجاع و استعمار
تظاهرات بزرگ ایرانیان در برلین در روز شنبه ۱۸بهمن ۱۴۰۴ برگزار می شود. این تظاهرات رویدادی فراتر از یک تجمع اعتراضی معمول در خارج از کشور است. این گردهمایی را باید بهمثابه یک نقطه عطف سیاسی در تداوم قیام مردم ایران و بهویژه در تکامل «شرط ذهنی» قیام ۱۴۰۴ ارزیابی کرد. کارکرد اصلی و تعیینکننده این تظاهرات، اعلام همبستگی فعال و آگاهانه با قیام مردم ایران و همزمان مرزبندی قاطع با پروژههای تحمیلی رهبریسازی از بیرون، بهویژه تلاشهای استعمار و رسانههای وابسته برای تحمیل چهرههایی چون رضا پهلوی بهعنوان آلترناتیو مردم ایران است.

این تظاهرات در سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ و در مکانی نمادین چون دروازه براندنبورگ برگزار میشود؛ مکانی که خود نماد عبور از دیکتاتوری و سرکوب بهسوی آزادی و وحدت است. انتخاب این زمان و مکان، پیام روشنی دارد: مردم ایران تجربه هر دو دیکتاتوری شاه و شیخ را پشت سر گذاشتهاند و آگاهانه راه سومی را فریاد میزنند؛ راه جمهوری دموکراتیک، مبتنی بر حاکمیت مردم و نفی هر شکل از استبداد.
در همین زمینه
تظاهرات برلین و نقش خنثی کننده توطئهها
یکی از جدیترین کارکردهای سیاسی این تظاهرات، خنثیسازی توطئه رژیم حاکم برای بیگانهسازی قیام مردم ایران است. پس از اوجگیری قیام ۱۴۰۴، اتاقهای فکر رژیم تلاش کردهاند با تحریف ماهیت این قیام، آن را یا به مداخلات خارجی پیوند بزنند یا بهطور مصنوعی به مطالبه بازگشت سلطنت تقلیل دهند. در این چارچوب، برجستهسازی رضا پهلوی و پروژه «رهبرسازی رسانهای» نه در خدمت مردم ایران، بلکه ابزاری برای انحراف مسیر سرنگونیخواهی و فرار سران رژیم از پاسخگویی در برابر جنایاتشان است. شعار محوری «نه شاه، نه شیخ» در تظاهرات برلین، پاسخی صریح به این سناریو است و نشان میدهد که مردم ایران هیچیک از دو چهره تاریخی دیکتاتوری را بهعنوان آینده خود نمیپذیرند.
این تظاهرات همچنین نقش کلیدی پناهندگان و تبعیدیان سیاسی را در استمرار قیام برجسته میکند. همانگونه که در پیامها و فراخوانها تأکید شده، پناهنده سیاسی واقعی کسی است که در هر شرایطی، رو در رو با حاکمیت سرکوبگر میایستد و مبارزه برای سرنگونی دیکتاتوری را تا آخرین نفس ادامه میدهد. تجمع برلین، تجلی عینی این مسئولیت تاریخی است؛ جایی که صدای معترضان داخل کشور بازتاب مییابد و پیام «شما تنها نیستید» به خیابانهای ایران مخابره میشود.
بعد بینالمللی تظاهرات نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. حمایت بیش از ۳۵۰ نهاد و شخصیت سیاسی و حقوقی از کشورهای مختلف جهان، نشان میدهد که گفتمان «نه جنگ خارجی، نه مماشات» و «سرنگونی بهدست مردم ایران» توانسته است توجه وجدانهای بیدار جهانی را جلب کند. این حمایتها، مشروعیت سیاسی قیام مردم ایران و آلترناتیو دموکراتیک آن را در سطح بینالمللی تقویت میکند و در مقابل، پروژههای وابسته و استعماری را در انزوا قرار میدهد.
در نهایت، تظاهرات بزرگ ایرانیان در برلین را باید نماد یک انتخاب آگاهانه تاریخی دانست: انتخاب میان تکرار چرخه استبداد یا گشودن افق یک ایران آزاد، دموکراتیک و مبتنی بر برابری. این گردهمایی با تأکید بر برنامهها و مطالبات مشخص، از جمله جمهوری دموکراتیک، جدایی دین از دولت، برابری زن و مرد، حقوق ملیتها و لغو مجازات اعدام، نشان میدهد که قیام مردم ایران نه یک واکنش احساسی، بلکه حرکتی ریشهدار، هدفمند و آیندهنگر است. اگر تاریخ قرار است بهدست مردم ایران نوشته شود، تظاهرات امروز برلین یکی از سطرهای برجسته آن خواهد بود.







