ترس و نگرانی در صحبتهای احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی رژیم ایران، در تاریخ ۳۱فروردین ۱۴۰۴، که در خبرگزاری تسنیم منتشر شده است حقیقیت را برجسته میکند. احمدرضا رادان می گوید: «زاویه نگاه کشور، بیش از سایر نهادها، بر این موضوع واقف است که استفاده صحیح، بهموقع، ساختارمد و مبتنی بر تشکیلات مناسب همراه با هویت جهادی و نهادی میتواند بسترساز حل بسیاری از دغدغههای جامعه، خانواده و نیروهای انتظامی باشد. آسیبهای اجتماعی امروز، دیگر صرفاً حاصل رفتارهای فردی یا میراثی خانوادگی نیستند، بلکه با برنامهریزی سازمانیافته و هدفدار دشمنان کشور گره خوردهاند.
دشمن [مردم و نیروی انقلابی برای سرنگونی ولایت فقیه] دریافته است که مؤثرترین قشر در جامعه ایران، دانشآموزان هستند. به همین دلیل نیز تلاش دارد از طریق فضای مجازی و ابزارهای نوین، ذهن دانشآموزان ما را هدف بگیرد و ربایش فکری کند».
نگرانی عمیق رادان از نقش دانش آموزان در جنبش مقاومت
صحبتهای احمدرضا رادان نشاندهنده نگرانی عمیق رژیم از نقش دانشآموزان در جنبشهای مقاومتی و مبارزاتی است. این سخنان را میتوان از چند منظر نگاه کرد تا دلایل ترس و وحشت او از دانشآموزان شورشی که در قالب هستهها و تیمهای مقاومت و کانونهای شورشی فعالیت میکنند، روشن شود.
دانشآموزان، نیروی پویا و تأثیرگذار جامعه
رادان در سخنان خود به صراحت دانشآموزان را «مؤثرترین قشر» در جامعه ایران میخواند. این اعتراف نشان میدهد که رژیم سرکوبگر آخوندی به قدرت و پتانسیل نسل جوان، بهویژه دانشآموزان، در ایجاد تغییرات اجتماعی و سیاسی آگاه است. دانشآموزان بهدلیل جوانی، انرژی، دسترسی به اطلاعات از طریق فضای مجازی، و روحیه آرمانگرایانه، توانایی سازماندهی و بسیج سریع را دارند. هستههای مقاومت، که بهصورت غیرمتمرکز و چریکی عمل میکنند، از این ویژگیها بهره میبرند و به چالشی جدی برای ساختار سرکوبگر رژیم تبدیل شدهاند.
فضای مجازی، ابزار رهاییبخش یا تهدید رژیم؟
رادان به نقش فضای مجازی و ابزارهای نوین در «ربایش فکری» دانشآموزان اشاره میکند. این ادعا در واقع اذعان به ناتوانی رژیم در کنترل جریان اطلاعات و آگاهیبخشی در میان نسل جوان است. شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال به دانشآموزان امکان دسترسی به اخبار، ایدههای آزادیخواهانه، و روشهای سازماندهی مقاومت را دادهاند. این ابزارها، برخلاف ادعای فرمانده سرکوبگر نیروی انتظامی خامنهای، نهتنها «ربایش فکری» نمیکنند، بلکه آگاهی سیاسی و اجتماعی دانشآموزان را تقویت کرده و آنها را به رزمندگانی فعال و مبارز در برابر ستم رژیم ولایت فقیه تبدیل کردهاند.
برنامهریزی سازمانیافته دشمن یا مقاومت سازمان یافته مردمی؟
رادان با نسبت دادن فعالیتهای دانشآموزان به «برنامهریزی سازمانیافته دشمنان»، تلاش میکند مقاومت آنها را به عوامل خارجی مرتبط کند تا مشروعیت آن را زیر سؤال ببرد. اما واقعیت این است که هستهها و تیمهای مقاومت توسط ارگان سازمان دهنده قیام برای سرنگونی و از طرفی مشاهده نارضایتیهای داخلی و ستم و سرکوب شکل گرفتهاند.
سرکوب، فقر، بیعدالتی، و محدودیتهای اجتماعی و فرهنگی، خشم انباشتهای در میان دانشآموزان ایجاد کرده است که در قالب اعتراضات، اقدامات چریکی، و فعالیتهای سازمانیافته بروز یافته است. این ترس فرمانده سرکوبگر خامنهای از «تشکیلات مناسب» و «هویت جنگنده» دانشآموزان، نشاندهنده نگرانی رژیم ولایت فقیه از تبدیل شدن این گروهها به نیرویی منسجم و غیرقابلکنترل است.
چرا دانشآموزان تهدیدی بزرگاند؟
دانشآموزان به همراه دانشجویان بهدلیل گستردگی حضور در سراسر کشور، ارتباط نزدیک با یکدیگر در محیطهای آموزشی، و توانایی نفوذ در خانوادهها و جوامع محلی، پتانسیل بالایی برای گسترش مقاومت دارند. برخلاف گروههای سنتی، هستههای مقاومت دانشآموزی غیرمتمرکز، پنهان، و انعطافپذیر عمل میکنند، که شناسایی و سرکوب آنها را برای رژیم سرکوبگر خامنهای دشوار میسازد. علاوه بر این، دانشآموزان بهعنوان آیندهسازان جامعه، نماد امید و تغییرند؛ هر موج اعتراضی آنها میتواند الهامبخش دیگر اقشار جامعه باشد.
در همین زمینه
زنگهای مدرسه زنگهای بیپولی دانشآموزان را به صدا در میآورند!
ترس از سرنگونی توسط قشر پیشتاز
رادان با تأکید بر «آسیبهای اجتماعی» و ارتباط آنها با «دشمن!»، در واقع به شکنندگی پایههای رژیم خامنهای اشاره میکند. دانشآموزان، با زیر سؤال بردن مشروعیت ایدئولوژیک و سیاسی رژیم ولایت فقیه، تهدیدی وجودی برای آن بهشمار میروند. رژیم خامنهای میداند که اگر این نسل بهطور کامل از کنترل ایدئولوژیک خارج شود، پایههای قدرتاش بهخطر خواهد افتاد. این وحشت، ریشه در تجربه اعتراضات سراسری گذشته، مانند جنبشهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، دارد که دانشآموزان و بطور خاص زنان آزاده میهن نقش کلیدی در آنها ایفا کردند.
اظهارات رادان، فراتر از یک هشدار ساده، نشاندهنده هراس عمیق رژیم فاشیستی حاکم بر ایران از پتانسیل انقلابی دانشآموزان است. آنها نهتنها بهدلیل انرژی و آگاهیشان، بلکه بهدلیل توانایی سازماندهی در قالب هستههای مقاومت و کانونهای نبرد و شورش، به کابوسی برای رژیم درمانده آخوندی تبدیل شدهاند. این ترس، ریشه در ناتوانی حکومت ستمگر در پاسخگویی به مطالبات نسل جوان و کنترل جریان آگاهی در عصر دیجیتال دارد.
رادان بترس، خیلی هم بترس
دانشآموزان شورشی، با فریاد مقاومت و مبارزه، نشان دادهاند که دیگر حاضر بهپذیرش ستم نیستند، و این همان چیزی است که رادان و رژیم را بهوحشت انداخته است چون نسل دانش آموز و دانشجو همراه با سایر اقشار به جان آمده، که اراده کردهاند این حکومت را سرنگون کنندُ نقش تعیین کنندهای دارد. پس باید به رادان گفت بترس! زیاد هم بترس، درخواب و بیداری بترس، چون سایه شورشگران انقلابی بر سر شما دژخیمان ستمگر برای جدا کردن بند از بند حکومت ستمگر خامنه ای نزدیک است.







