سایتهای «میلی کرانیکل و یوروآسیا»آمریکا و سایت لوانت انگلستان به درج مطلبی با عنوان تاثیرات تورم افسار گسیخته بر زندگی مردم در ایران پرداختهاند. در این مقاله به بررسی گرانی در حاکمیت خامنهای و علل آن پرداخته شده است که در زیر آورده شده است.
تاثیرات تورم افسار گسیخته بر زندگی مردم در ایران
میلی کرانیکل نوشت: در روزهای اخیر قیمت دلار آمریکا، هر شانه تخممرغ، هرکیلو مرغ یا گوشت، هرکیلو برنج و قیمت تقریبا همه چیز رکورد زده. با وجود پیروزی بایدن در انتخابات آمریکا و احتمال بازگشت به برجام. اما قیمت همه اجناس همچنان رو به افزایش است. خریداران و فروشندگان روی این مسئله اشتراک نظر دارند که همه چیز دارد، گران میشود. این روزها فروشندگان زودتر از مشتریان به لعن و نفرین عاملان و مسببان که منظور حاکمان این وضعیت است میپردازند. خریداران و فروشندگان میگویند:
اینها رحم و مروت ندارند.
اینها برایشان مهم نیست.
اینها اگر اوضاع شلوغ شود همه فرار میکنند خارج.
بچههای اینها جلوتر پولها را بردهاند خارج که وقتی لازم شد فرار کنند.
اینها برای اینکه بمانند به همه التماس میکنند ولی جلوی روی مردم طور دیگر حرف میزنند.
گرانی ربطی به تحریم ندارد، دست خود اینهاست.
اینها حرف مفت میزنند. مرغ که دست آمریکا نیست. تخم مرغ که ماشین پژو نیست که قطعهاش از خارج وارد بشود. تخم مرغ مگر چیست؟ اینها تخم مرغ نمیتوانند تامین کنند.…
بیشتر بخوانید
بالا رفتن قیمتها در حالیکه قیمت ارزهای خارجی تا بیست درصد کاهش قیمت داشتهاند باعث تعجب و ناراحتی حتی طرفداران حکومت نیز شده است. این نکته از این نظر اهمیت دارد که پس از کشتار آبان ۱۳۹۸ و شلیک سپاه پاسداران به هواپیمای مسافربری، طرفداران نظام در عرصه عمومی مانند سابق از حاکمیت دفاع نمیکنند و سکوت را ترجیح میدهند.
اما واقعاً چرا؟
این سوال را از نفرات مختلف پرسیدم. آخوند یک مسجد میگوید که این حرفها به او مربوط نیست. ولی یکی از نمازگزاران دولت را مسئول مشکلات اقتصادی دانست. یک خانم هم معتقد بود اقتصاد ایران ربطی به دلار ندارد. الان مشخص شده که دولت به مردم دروغ میگوید. برای این خانم هم مانند دیگر مردم ایران سوال است. که چرا با وجود کاهش نرخ ارز قیمتها همچنان در حال افزایش است؟
گرانی از زبان مردم
یک جوان میگوید: « قبلا تخم مرغ دانهای سیصدتومان بود. ولی الان دانهای هزار و سیصدتومان شده».
در ابتدای بهار ۲۰۱۷ قیمت هر شانه تخممرغ بعد از افزایش قیمت در شب عید به ۱۳هزار تومان رسید. و اکنون در ابتدای پاییز ۲۰۲۰ که هنوز جهش قیمتهای به مناسبت تعطیلات نوروز فرا نرسیده است. قیمت هر شانه تخممرغ بین ۳۴ تا ۳۶هزار تومان است. جوانان ایران طی دو سال چیزهایی به چشم خود دیدهاند که شاید پدر بزرگهایشان در جنگ جهانی اول و دوم تجربه کرده بودند.
یک کارگر رستوران میگوید وضعیت موجود از یک طرف اعصاب و زندگی مردم را خراب کرده و از طرف دیگر حرفهای مفتی که مسئولین میزنند. منظور او سخنان حسن روحانی درباره بهتر بودن وضعیت اقتصادی ایران از آلمان و سخنرانیهای علی خامنهای درباره فتح و پیروزی است.. بعد از مقداری لعن و نفرین میپرسد «چه خبر است؟ »، «اینها چرا اینطوری میکنند؟ این سوالی است که این روزها همه مردم از یکدیگر و از مسئولان کشور دارند اما مشکل اینجاست حاکمان نیازی به پاسخگویی در برابر مردم نمیبینند و هروقت لب به سخن میگشایند دروغ میگویند.
وقتی حکومت به مردم پاسخگو نیست، مردم نیز به یکدیگر پاسخگو نیستند. این روزها رابطه بین فروشنده و خریدار اینطور است: «اگر جنس را میخواهی باید پول نقد واریز کنی و اگر نمیخواهی برو و وقت ما را نگیر». یک زمانی فروشنده التماس میکرد که جنسش را بفروشد. اما الان چند سال است خریداران باید برای جنس التماس کنند. باید از یک هفته قبل پول را نقد واریز کنند. کسی نمیتواند بگوید این نوع یا این مارک را میخواهم. هر چه هست را باید بگیری».
تأثیر تحریم
سایت یوروآسیا در ادامه آورده: یک شهروند بازنشسته میگوید: «من شغلم حسابداری بوده. از همیشه حساب و کتاب جیبم را مینویسم. او میگوید گاهی برای گذران وقت دفترهای سالهای مختلف را با یکدیگر مقایسه میکنم. سال گذشته یک میلیارد تومان به قیمت خانهام اضافه شده است ولی وضع زندگیم بدتر از سال قبل شده. او میگوید با وجود داشتن خانه و حقوق ثابت سه و نیم میلیون تومان. او مجبور شده بخش زیادی از پسانداز خود را از سال ۲۰۱۷ تاکنون خرج کند.
یک خانم میگوید مسئولان جمهوری اسلامی به مردم درباره تحریمها دروغ میگویند. اگر بالا و پایین رفتن قیمت دلار تاثیری روی افزایش قیمتها در ایران ندارد. پس چرا میگفتند تقصیر تحریم است؟ آنها به مردم میگویند بخاطر تحریمها دارو نیست. اما گمرگ پر از لوازم خانگی با مارک خارجی است. حیاط کمرگ پر از ماشینهای لوکس است. این چه تحریمی است که دارو تحریم است ولی ماشین خارجی تحریم نیست؟ اگر بانکها تحریم هستند پول این ماشینهای خارجی از کجا فرستاده میشود به خارج فرستاده میشود؟».

استخوان خالی هم مدام گرانتر میشود
سایت لوانت انگلستان نوشت: یک کارگر ساختمانی میگوید: «کشوری که در آن نشود استخوان خرید باید از روی نقشه برداشته شود. استخوان خالی که بدبخت و بیچارهها میخرند تا با گوجه مثلاً آبگوشت درست کنند. اول شد کیلویی هشت هزارتومان. بعد دههزار تومان. بعد شد کیلویی ۲۵هزار تومان. تازه باید از چند روز قبل به قصاب بسپاری برای من استخوان خالی نگهدار. استخوان خالی غذای سگ است. مردم به جای مرغ، استخوان مرغ میخرند به جای سوپ میخورند. این زندگی است؟
آرزوی روز تصفیه حساب مردم با خامنهای
خامنهای که پول عمامهاش از حقوق یک ماه من بیشتر است. امیدوارم روز قیامتی باشد که مردم ایران با او تصفیه حساب کنند. در کجای دنیا غذای آدم استخوان خالی است؟ در افغانستانش هم کسی استخوان نمیخورد. در سوریه هم که جنگ است کسی استخوان نمیخورد. مردم نان و ماست خالی میخوردند ماست را هم گران کردند. به فروشنده میگویم مگر دلار پائین نیامده پس چرا ماست گران شده؟ میگوید مصوبه دولت است. ای لعنت بر همه دولتیها….
اخبار کسانی که بخاطر فقر دست به خودکشی میزنند را تقریبا میتوان هر روز در سایتهای خبری دید. از خودکشی کودکان ۱۰-۱۱ساله گرفته تا جوانها و پدران و مادرانی که دیگر تحمل فشارهای روزانه را ندارند. و دست به خودسوزی اعتراضی میزنند. در حال حاضر بیش از ۶۰٪ مردم در زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند.
رانده شدن به حاشیه شهرها
۳۰میلیون نفر بخاطر اینکه توان پرداخت کرایه خانه را ندارند به حاشیه شهرها رانده شدهاند و در وضعیت بسیار بدی زندگی میکنند. اما چیزی که بوضوح در صحبتهای این مردم دیده میشود یک حالت امید است. آنها منتظر یک قیام دیگر مانند آنچه در نوامبر سال قبل اتفاق افتاد هستند. همه منتظر یک جرقه هستند. تا مانند یک بشکه باروت منفجر شوند. امری که وقتی اتفاق بیافتد قطعا از قیام سال قبل سهمگین تر خواهد بود. چرا که مردم تجربه قیامهای قبل را هم دارند. در واقع به قیام بعدی نباید قیام گفت بلکه مردم خواهان یک انقلاب برای تغییر در کل نظام حاکم هستند. حکومتی که در ۴۰سال گذشته بخاطر فساد و بی کفایتی مردم ایران را با همه منابع طبیعی به یکی از فقیرترین مردم دنیا تبدیل کرده است.







