چرا برنامههای پنجساله در ایران به پوششی برای بیبرنامگی ساختاری تبدیل شدهاند؟
در «گلستان» سعدی آمده است که پادشاهی بر سر شاخ نشست و بن برید. خردمندی گفت: «ای پادشاه، اگر شاخ را ببری، خود نیز فرو افتی.» این حکایت کوتاه، تصویری روشن از سرنوشت برنامههای پنجساله در ایران است. ساختاری که باید بستر تولید و ثبات بسازد، خود ریشههای اقتصاد را میبرد و سپس از سقوط، شگفتزده میشود.
برنامههای پنجساله در ایران اکنون به شماره هفتم رسیدهاند. اما آنچه در عمل دیده میشود، نه توسعه پایدار، بلکه تکرار بحران است. تورم مزمن، کسری بودجه فزاینده و فرسایش سرمایه اجتماعی، کارنامه واقعی این برنامههاست. این اسناد بیش از آنکه نقشه راه توسعه باشند، پردهای برای پنهان کردن اقتصاد غارت هماهنگ شده است.
گلولهای که هنوز در بودجه میچرخد
۱۵ بهمن ۱۲۸۹ تنها روز ترور صنیعالدوله نبود. آن روز ایده بودجهریزی مدرن در ایران هدف قرار گرفت. او باور داشت دولت بدون ارائه خدمات عمومی، حق اخذ مالیات ندارد. این نگاه، بودجه را به قرارداد دولت و ملت بدل میکرد.
امروز پس از یک قرن، برنامههای پنجساله در ایران همچنان از همان بیماری رنج میبرند. بودجه به ابزار تأمین هزینههای ساختار قدرت تبدیل شده است. تولید ثروت و زیرساخت در حاشیه قرار دارد. در نتیجه، مالیات جایگزین رشد شده و استقراض جایگزین اصلاح ساختار.
کسری بودجه عملیاتی سالهای اخیر رکورد زده است. بخش بزرگی از این کسری از فروش داراییها و استقراض تأمین میشود. این روش نه توسعه میآفریند و نه ثبات. تنها بدهی آینده را بزرگتر میکند. برنامهای که بودجه را مهار نکند، صرفاً کاغذی تزئینی است.
برنامه هفتم؛ اعتراف رسمی به ناتوانی
گزارشهای رسمی نشان میدهد بخش قابل توجهی از احکام برنامه هفتم غیرقابل اجرا اعلام شده است. این اعتراف، شکست برنامههای پنجساله در ایران را رسمی میکند. وقتی ۳۷ درصد اهداف کمی دستنیافتنی است، مسئله خطای اجرایی نیست؛ بحران نهادی است.
شورای عالی راهبری برنامه، که زیر نظر کارگزاران دولت منصوب خامنهای شکل گرفته، به جای اصلاح ساختار، به تولید آییننامه پرداخته است. این شورا مسئولیت محتوای گزارشها را نیز نمیپذیرد. نظارت به خوداظهاری تقلیل یافته است.
از سوی دیگر، مجلسی با نمایندگان ۳ درصدی بدون توجه به ظرفیت اقتصادی، احکام پرهزینه تصویب میکند. نتیجه، شکاف عمیق میان سند و واقعیت است. برنامههای پنجساله در ایران به فهرست آرزوهای بیپشتوانه تبدیل شدهاند.

وعدههای مالی و تشدید بیثباتی
در حالی که دولت پزشکیان بارها اعلام کرده «پول ندارد»، فهرست تعهدات مالی گسترش یافته است. افزایش عیدی، رشد حقوق، تداوم ارز ترجیحی و بستههای حمایتی جدید، بدون منبع پایدار تعریف میشوند.
تأمین این وعدهها اغلب از مسیر استقراض از بانک مرکزی یا فشار بر بانکهای ناتراز انجام میشود. رشد بدهی دولت به بانک مرکزی جهش داشته است. این روند به افزایش پایه پولی و سپس تورم میانجامد.
برنامههای پنجساله در ایران ادعای مهار تورم دارند، اما همزمان سازوکارهای تورمزا را تقویت میکنند. این تناقض، نشانه فقدان حکمرانی پاسخگوست. وقتی بودجه سالانه پیوندی با برنامه ندارد، برنامه صرفاً پوشش سیاسی است.
فرسایش حکمرانی و اقتصاد غارت ناهماهنگ
بیثباتی اقتصادی تصادفی نیست. گزارشهای پژوهشی ریشه آن را در فرسایش حکمرانی، فساد مزمن و شکاف نخبگان میدانند. در چنین بستری، حتی سیاستهای نظری قابل دفاع نیز در اجرا منحرف میشوند.
برنامههای پنجساله در ایران در چارچوب ساختاری شکل میگیرند که پاسخگویی در آن جایگاه ندارد. نهادهای زیر نظر خامنهای قواعد را تغییر میدهند و تصمیمها را سیاسی میکنند. سرمایهگذاری بلندمدت در چنین فضایی شکل نمیگیرد.
اقتصاد ایران امروز توان تولید ثبات پایدار را از دست داده است. تورم و نوسان ارز به الگوی دائمی تبدیل شدهاند. در این شرایط، هر برنامه توسعهای بدون تغییر بنیادین ساختار قدرت، به بیثباتی تازه میانجامد.

مرگ عملی برنامهریزی توسعه
وقتی بخشی از احکام برنامه از ابتدا غیرقابل اجراست، باید از مرگ عملی برنامهریزی سخن گفت. برنامههای پنجساله در ایران به جای اصلاح ساختار، به مشروعیتبخشی ظاهری برای تصمیمهای روزمره تبدیل شدهاند.
اقتصاد غارت هماهنگ شده بر پایه توزیع رانت، امتیازهای خاص و دسترسیهای غیرشفاف عمل میکند. در چنین مدلی، برنامه توسعه مزاحم است. زیرا توسعه نیازمند شفافیت، رقابت و حاکمیت قانون است.

بنابراین شکست برنامههای پنجساله در ایران تصادفی نیست. این شکست پیامد منطقی ساختاری است که اولویت آن حفظ شبکههای قدرت است، نه رفاه عمومی. تا زمانی که این ساختار جای خود را به نظامی دموکراتیک، سکولار و پاسخگو ندهد، هر برنامه تازهای تکرار همان بیبرنامگی خواهد بود.
ایران به برنامه نیاز دارد، اما پیش از آن به حاکمیتی نیاز دارد که به ملت پاسخ دهد. بدون تغییر بنیادین، برنامههای پنجساله در ایران همچنان نقشههایی خواهند بود بر کاغذ، در اقتصادی که ریشههایش هر روز بیشتر بریده میشود.
آرمین بهاری
منابع:
حکمرانی ناکارآمد؛ اقتصاد ناپایدار جهان صنعت۲۰/۱۱/۱۴۰۴
وعدهها در سایه کسری بودجه شرق۲۱/۱۱/۱۴۰۴
گلولهای به قلب بودجه اکو۲۳/۱۱/۱۴۰۴
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره ارزیابی سال اول برنامه هفتم
گزارشهای دیوان محاسبات و بانک مرکزی درباره کسری بودجه و بدهی دولت







