بحران دارو در ایران و فروپاشی زنجیره تأمین در سایه جنگ و ساختار رانتی
در سال ۱۸۴۷، کشتیهای حامل سیبزمینی در ایرلند به مقصد رسیدند، اما محصولی که باید مردم را نجات میداد، به دلیل فساد و سوءمدیریت، به قحطی بزرگ انجامید. نه کمبود مطلق غذا، بلکه ساختار توزیع و قدرت سیاسی، عامل مرگ میلیونها نفر شد. امروز، بحران دارو در ایران نیز شباهتی تلخ به همان روایت دارد؛ جایی که دارو بهعنوان ابزار نجات، در دل یک ساختار ناکارآمد و اقتدارگرا، به کالایی نایاب و مرگآفرین تبدیل شده است.
بحران دارو در نظام ولایت فقیه دیگر یک اختلال مقطعی نیست؛ بلکه به یک وضعیت ساختاری و مزمن تبدیل شده است. این بحران، حاصل همزمان جنگ، تحریم، سیاستهای اقتصادی نادرست و فساد سیستماتیک درون ساختار قدرت است. در چنین شرایطی، بیماران نه تنها با بیماری خود، بلکه با یک نظام اقتصادی-سیاسی ناکارآمد نیز درگیر هستند.
فروپاشی زنجیره تأمین؛ از جنگ تا وابستگی ساختاری
جنگ اخیر، ضربهای مستقیم به شریانهای حیاتی تأمین دارو وارد کرد. اختلال در تنگه هرمز و مسیرهای هوایی، جریان واردات مواد اولیه دارویی را مختل کرد. کاهش شدید حملونقل، هزینهها را افزایش داد و زمان دسترسی به دارو را طولانیتر کرد. برای اقتصادی که به واردات مواد اولیه وابسته است، چنین اختلالی به معنای فلج شدن تولید داخلی است.
اما بحران دارو در ایران تنها محصول جنگ نیست. این بحران ریشه در وابستگی ساختاری دارد. صنعت دارو بهشدت به واردات مواد اولیه، تجهیزات و فناوری وابسته است. این وابستگی، نتیجه سالها سیاستگذاری ناکارآمد و رانتی است که به جای توسعه پایدار، بر توزیع منابع میان شبکههای قدرت متمرکز بوده است.
حملات نظامی به واحدهای تولیدی و مراکز تحقیقاتی، این ضعف ساختاری را تشدید کرد. تخریب دهها واحد دارویی و تجهیزات پزشکی، نه تنها تولید فعلی را کاهش داد، بلکه توان بازسازی آینده را نیز تضعیف کرد. در چنین شرایطی، هر شوک خارجی بهسرعت به بحران داخلی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، وابستگی زنجیرهای صنعت دارو به بخشهای دیگر اقتصاد، مانند پتروشیمی، بستهبندی و حملونقل، باعث شده است که اختلال در هر بخش، کل سیستم را تحت تأثیر قرار دهد. این پیوستگی شکننده، نشاندهنده نبود یک زیرساخت مستقل و مقاوم است.

اقتصاد سیاسی دارو؛ وقتی سیاست جان را تعیین میکند
بحران دارو در ایران بدون تحلیل سیاستهای اقتصادی رژیم ایران قابل درک نیست. حذف ارز ترجیحی، یکی از مهمترین عوامل داخلی تشدید این بحران بوده است. افزایش ناگهانی نرخ ارز، هزینه واردات مواد اولیه و تولید دارو را بهشدت بالا برد. این سیاست، بدون ایجاد زیرساخت جایگزین، عملاً بار بحران را بر دوش بیماران منتقل کرد.
در همین حال، نظام بیمهای نیز توان جبران این افزایش هزینه را ندارد. بیمهها با بدهیهای انباشته و منابع محدود، قادر به پوشش هزینههای واقعی درمان نیستند. نتیجه این وضعیت، افزایش سهم پرداختی بیماران و در بسیاری موارد، حذف کامل دسترسی به دارو است.

تحریمها نیز، اگرچه بهطور مستقیم دارو را هدف قرار نمیدهند، اما از طریق محدودیتهای مالی، زنجیره تأمین را مختل کردهاند. انتقال پول به شرکتهای دارویی خارجی به فرآیندی پیچیده، کند و پرهزینه تبدیل شده است. این وضعیت، خرید قانونی دارو را دشوار و زمینه را برای رشد بازار سیاه فراهم کرده است.
در چنین فضایی، «مافیای دارو» بهعنوان یک پدیده ساختاری شکل میگیرد. شبکههایی که با دسترسی به منابع رانتی، دارو را احتکار یا با قیمتهای نجومی عرضه میکنند. این بازار غیررسمی، نه یک انحراف، بلکه نتیجه مستقیم ساختار اقتصادی-سیاسی حاکم است.
پیامد این وضعیت، افزایش نابرابری در دسترسی به درمان است. بیماران ثروتمند همچنان میتوانند دارو تهیه کنند، اما اقشار کمدرآمد با انتخابهای مرگبار مواجه میشوند: درمان یا بقا. این شکاف، یکی از عریانترین نشانههای فروپاشی عدالت اجتماعی است.
بیشتر بخوانید
روایتهای میدانی این بحران را ملموستر میکنند. از نایاب شدن انسولین تا افزایش چندبرابری داروهای سرطان، همه نشان میدهد که بحران دارو در ایران به سطحی رسیده که مستقیماً با جان انسانها گره خورده است. حتی داروهای ساده نیز از این موج گرانی و کمبود در امان نماندهاند.
در نهایت، آنچه بحران دارو در ایران را به یک فاجعه انسانی تبدیل میکند، نه فقط جنگ یا تحریم، بلکه ساختاری است که منابع را به جای رفاه عمومی، به سمت اهداف سیاسی و امنیتی هدایت میکند. در چنین ساختاری، سلامت عمومی نه یک اولویت، بلکه یک متغیر حاشیهای است.
این وضعیت، جامعه را به سمت یک اقتصاد «بقا محور» سوق داده است؛ جایی که تصمیمگیری خانوارها به کوتاهمدتترین سطح ممکن کاهش یافته و هزینههای سلامت بهعنوان یک بار غیرقابل تحمل تلقی میشود.
بحران دارو در ایران، در نهایت، نمادی از یک بحران عمیقتر است: بحران حکمرانی. سیستمی که قادر به تأمین ابتداییترین نیازهای شهروندان نیست، نه تنها کارآمدی خود را از دست داده، بلکه به عاملی در تشدید رنج انسانی تبدیل شده است.
آرمین بهاری
منابع
- بیبیسی ۶/۲/۱۴۰۵
- رادیو فردا ۵/۲/۱۴۰۵
- دویچه وله ۶/۲/۱۴۰۵
- رویترز ۶/۲/۱۴۰۵
- گزارش اتاق بازرگانی تهران ۸/۲/۱۴۰۵
- رادیو زمانه ۸/۲/۱۴۰۵







