اول ماه می و کارگران ایران. برای تحقیر کارگران، حکومت مراسم روز اول ماه می را بر سر قبر خمینی برگزار کرد. خمینی یا همان انقلابی ترین! مرد جهان، کسی که قرون وسطی و نمایندگی مستضعفین جهان! را یکباره درخودش جمع کرده بود، خمینی … و چه چیز بیشتر از برگزاری مراسم روز جهانی کارگر بر سر قبر او میتوانست موجب آزردگی کارگران شود؟
یک چیز البته آزار دهنده تر از آن بود و آنهم اینکه سخنران این مراسم حسن روحانی بود. کسی که در دورانش بسیاری از صنایع ایران تعطیل شد و جمع کثیری از کارگران به خیل بیکاران پیوستند. او در حالی که مدعی ایجاد اشتغال بود ولی در عالم واقع مشغول بیکار کردن کارگران بود.
کارگران در مراسم حکومتی و توهین آمیز روز جهانی کارگر خاموش نماندند. آنها فرصت را برای اعتراض به روحانی و پدر عقیدتی روحانی که در همان نزدیکی در زیر خاک بود از دست ندادند.
کارگران شعار میدادند: «عزا عزا است امروز: روز عزاست امروز، زندگی کارگر رو به فناست امروز»
مجری برنامه که صحنه را از دست رفته میدید، کارگران را مزدور خطاب کرد و تهدید کرد که دهان آنها را خرد خواهد کرد.
به نظر میرسد که این مجری از تاریخ خبری نداشته باشد. سلف او احمدی نژاد پیشتر مردم را خس و خاشاک نامیده بود.
و سلف دیگرش محمد خاتمی در دانشگاه تهران خطاب به دانشجویان گفته بود اگر شما آزادیخواه هستید من ضد آزادی هستم. از اسلاف او چیزی بر جای نمانده است و این مجری نیز مسیر آنها را میخواهد بپیماید.
کارگران صحنه های دیگر اعتراض را از دست نداده بودند. آنها همزمان با مراسم حکومت ساخته بر سر قبر خمینی در برابر مجلس نیز دست به اعتراض زده بودند. تجمع کارگران با یورش ماموران نیروی انتظامی و لباس شخصی ها مواجه شد.
آنها تلفن های همراه را جمع میکردند و مانع از تهیه عکس و فیلم میشدند.
کارگران اما تصمیم به ترک صحنه نداشتند. آنها بر روی بنرهایشان نوشته هایی داشتند که در آن از اول ماه می به مبارکی و بزرگی یاد میشد. تصاویر رفقای زندانی نیز در دست کارگران بود. آنها شعار میدادند: «کارگر زندانی آزاد باید گردد»، «روز کارگر، روز ماست، خیابان از آن ماست.»
در پایان این تظاهرات کارگران قطعنامه خود را اعلام کردند. آنها خواهان «افزایش فوری حداقل دستمزد بر اساس سبد هزینه مطابق با استانداردهای زندگی امروزی»، «پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی»، «ممنوعیت تعقیب قضایی و وارد کردن اتهامات امنیتی نسبت به فعالیتهای صنفی، سیاسی و مدنی»، «لغو مجازات اعدام و شلاق، لغو کلیه احکام صادره علیه فعالان کارگری، معلمان»، «آزادی بیقید و شرط همه فعالان کارگری، معلمان و فعالان سیاسی و اجتماعی در بند»، «آزادی بیقید و شرط ایجاد تشکلهای مستقل، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی»، «پرداخت فوری مطالبات معوق کارگران، بازنشستگان، معلمان»، «تامین امنیت شغلی کارگران»، «ممنوعیت کار کودکان» و «برچیده شدن تمامی قوانین تبعیضآمیز نسبت به زنان و برابری کامل و بیقید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه ها»، شدند.
بعد از آنکه قطعنامه خوانده شد، کارگران شعار دادند: «کارگر زندانی آزاد باید گردد». سپس جمعی از کارگران شروع به راهپیمایی به سمت متروی بهارستان کردند که توسط نیروهای لباس شخصی و انتظامی مورد تهاجم قرار گرفتند و حداقل یک نفر در این میان دستگیر شد.
شهرهای دیگر ایران نیز شاهد برگزاری تظاهرات اول ماه می بود؛ در اصفهان تعداد زیادی از کارگران ذوب آهن برای دومین روز در اعتراض به قطع پاداش و مزایای خود در محل کارخانه تجمع کردند.
در تبریز کارگران تراکتور سازی برای احقاق خود در برابر استانداری آذربایجان شرقی تجمع بزرگی برپا کردند.
کارگران کارخانه قند شیراز در مقابل استانداری دست به تجمع زدند. آنها بر روی پلاکاردهای خود نوشته بودند: «معیشت، منزلت، حق مسلم ماست»، «ما گرسنهایم!»، «پس از سه سال حقوق کارگران و حق بازنشستگان کی پرداخت میگردد؟»
در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ولایت فقیه، خامنه ای بیش از هر زمان دیگر از اعتراضات کارگران میترسد. کارگران جزئی مهم از همان ۹۶ درصد مردم ایران هستند که به قول قالیباف، در نزاع انتخاباتی، ثروتشان را آن ۴ درصد حاکم برده اند. روزهای بهتری در انتظار کارگران و همه محرومان ایران است.







