سایت اینترنشنال پالیسی دایجست مقالهای به قلم استراون استیونسون سیاستمدار برجسته اسکاتلندی و عضو سابق پارلمان اروپا را درج کرده است. آقای استیونسون در مقدمه این مقاله مینویسد: «معمایی که مدعی «انتخابات» اخیر در ایران است، زیر سایه شک و تردید آشکار شد.
فراخوان ولی فقیه و یاران نزدیکش برای مشارکت گسترده در میان قشر وسیع رای دهندگان ایرانی طنین انداز نشد. این [تحریم] در مشارکت بسیار پایین بازتاب یافت. کاندیدای پیشتاز در تهران تنها کسری، کمتر از هشت درصد، از آرای احتمالی را به دست آورد. این تحریم فراگیر ملی، فشارسنج گویایی از فضای سیاسی کنونی و احساسات شهروندان نسبت به رژیم تئوکراتیک است.
همچنان برهنه در صحنه جهانی
انتخابات از جانب مردم ایران تحریم شد و به عنوان رفراندوم نه بزرگ مردم به حکومت استبدادی بود. دراین میان بازماندگان سلطنت مدفون شده فرصت را مغتنم شمرده که سری و دمی تکان دهند. آقای استیونسون در این رابطه مینویسد : «سخنگویان منزوی روابط عمومی رضا پهلوی، پسر شاه مخلوع ایران برای سوء استفاده از تحریم گسترده انتخابات، به سرعت مدعی شدند که اکثریت ایرانیان در آرزوی احیای سلطنت هستند».
آقای استیونسون سپس داستانی که شباهت به وضعیت موجود بچه شاه خائن دارد را یادآوری میکند. او مینویسد: «داستان معروف هانس کریستین اندرسن در مورد امپراتوری که لباس ندارد، رضا پهلوی همچنان برهنه در صحنه جهانی قدم میزند. او ساده لوحانه باور میکند که ردای درخشان یک پادشاه را بر تن دارد».
در همین زمینه
تجدید بیعت پسر عموهای قدیمی؛ رضا پهلوی در خدمت خامنهای
دموکراسی، نه یک حکومت خودکامه استبدادی
آقای استیونسون در ادامه مقاله خود به قیامهای مکرر مردم ایران اشاره میکند و مینویسد: «در قیامهای مکرر که رژیم ایران را تا اعماق تکان داده است، صدای تظاهرکنندگان شنیده میشود که شعار میدهند: «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه و چه رهبر». این نشان میدهد آنها خواهان دموکراسی هستند، نه یک خودکامهء استبدادی.
رابطه پیچیده سلطنت با روحانیونی که انقلاب مردم را سرقت کردند
آقای استیونسون در ادامه در رابطه با مناسبات پیچیده بین شاه خائن و آخوندهای مرتجع مینویسد: «سرنگونی شاه در سال ۱۹۷۹توسط مردم ایران به عنوان رهایی از ستم و سرکوب ظالمانه مورد استقبال قرار گرفت. رابطه سلطنت با روحانیونی که انقلاب را برای به دست گرفتن قدرت ربودند، رابطه پیچیدهای بود. شاه در ابتدا به آداب و رسوم مذهبی وفادار بود و در دو دهه اول حکومت خودش به روحانیت تکیه کرد. این یک رابطه همزیستی [مسالمت آمیز] بود. سلطنت داعیه مشروعیت «الهی» خودش را از روحانیت گرفت. روحانیت قدرت اجتماعی و ثروت خود را از رضایت سلطنت به دست آورد.
این دو نهاد مانع اصلی شکل گیری جامعه مدنی توسعه یافته مبتنی بر ارزش های دموکراتیک و حقوق بشر بودند».
سلطنت نیرویی است مصرف شده که متعلق به گذشته است
رضا پهلوی، در سال ۱۹۸۰در مصر زندگی میکرد. او بعد از مرگ پدرش، خودش را شاه یا پادشاه معرفی کرد. او دارای منابع مالی فراوانی هست که هرگز در مورد آنها کاملاً شفاف نبوده است. اودر چهار و نیم دهه گذشته نتوانسته حامیان قابل توجهی از سلطنت در تبعید را جمع کند یا یک گروه اپوزیسیون منسجم تشکیل دهد. ناکامی او به عنوان یک چهره معتبر اپوزیسیون، بر این واقعیت تأکید دارد که سلطنت نیرویی است مصرف شده که متعلق به گذشته است.
مواضع رضا پهلوی در رابطه با سپاه پاسداران خامنهای
آقای استیونسون در رابطه با مواضع بچه شاه نسبت به سپاه خامنه ای مینویسد: «در واقع، رضا پهلوی «ولیعهد»، خودخوانده با اعلام حمایت احتمالی خودش از سپاه پاسداران، معادل تحقیرآمیز گشتاپوی رژیم تئوکراتیک، خصومت را در ایران شعله ور ساخته است. او طی مصاحبهای در سال ۲۰۱۵گفت: «من با ارتش (رژیم)، سپاه و بسیج در تماس دوجانبه هستم. ما در حال ارتباط هستیم. آنها آمادگی خودشان را اعلام میکنند و برای همسویی با مردم ابراز تمایل میکنند».
آقای استیونسون در رابطه با نقش سپاه مینویسد: «این سپاه جنگ طلب و بسیج شبه نظامی آنها هستند که به مدت ۴۵سال مخالفان رژیم را در داخل و خارج از کشور با شلیک گلوله [میکشند].آنها را دستگیر، شکنجه، تجاوز و به طرز وحشیانهای [سرکوب] کرده اند. آنها به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی در آمریکا در لیست سیاه قرار دارند.
روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا و اکثریت عظیمی از قانونگذاران اتحادیه اروپا خواستار قرار گرفتن آنها در لیست سیاه اروپا شدهاند. آنها شورش سراسری را در سال ۲۰۲۲به طرز وحشیانهای سرکوب کردند. پاسداران بیش از ۷۵۰معترض بیگناه از جمله بسیاری از زنان و کودکان را کشتند و بیش از ۳۰۰۰۰ نفر را دستگیر کردند. در تمام این اعتراضات مردمی، حمایت از رضا پهلوی وجود نداشت. در واقع، «پادشاه» احتمالی در 45سال گذشته تا حد زیادی در محافل اپوزیسیون نامرئی باقی مانده است. برای او پیشنهاد نقشی برای سپاه در ایران آینده، نشانه ظالمانهای از نامشروع بودن کامل سلطنت است».
زمان ضعف و مماشات به پایان رسیده است
آقای استیونسون سپس در ادامه مقاله اش مینویسد: «رضا پهلوی و انبوه هواداران اندکش که تعدادشان رو به کاهش است نیز ساده لوحانه نقش ابلهان مفید برای آخوندها را بازی میکنند.
آخوندها مشتاق گسترش سردرگمی در صفوف معترضین هستند. معترضانی که میلیونها نفر از آنها خواستار سرنگونی رژیم دین سالار شده اند. آنها به طور فریبندهای از ترویج بازگشت سلطنت به عنوان راهی برای هشدار دادن به مردم و ایجاد مشکلات برای اپوزیسیون که از ابتدا مخالفت با رژیم تئوکراتیک را هدایت و هماهنگ کرده اند، استفاده کرده اند».
استیونسون درپایان مینویسد: «اتحادیه اروپا و انگلیس اکنون باید از آمریکا پیروی کنند و سپاه پاسداران (IRGC) را در لیست سیاه قرار دهند و علی خامنهای، ابراهیم رئیسی رئیسجمهور و سایر مستبدان رژیم را به اتهام نقض حقوق بشر و جنایت علیه بشریت [محاکمه] کنند. زمان ضعف و مماشات به پایان رسیده است.. یک امپراتور برهنه به شکل رضا پهلوی افسانهای سرگرم کننده است که فقط برای کودکان مناسب است».







