ارزیابی قدرت سپاه در سرکوب قیامها موضوع بررسی است. در حالی که ۴۰ سال، از تشکیل سپاه ضدخلقی میگذرد، بررسی موقعیتٍ فعلی سپاه، تصویر خوبی، از توان نظام آخوندی میدهد. خمینی با تأسیس سپاه، ارگان حفظ نظامش را ایجاد کرد. طی چهار دههٍ گذشته، سپاه، همواره در بزنگاهها، به امداد رژیم شتافته و نظام آخوندی را، از خطر سرنگونی نجات داده است.
آیا سپاه، همچنان از توان گذشتهاش، برخورداراست؟ موقعیت فعلی سپاه، در صحنه سیاسی و اقتصادی، و همینطور در منطقه و در سرکوب داخلی، چگونه است ؟
درهمین رابطه آقای مجید حریری، طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به موضوع پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد.
مجید حریری: همین تاثیرات قیام آبانماه و تاثیرات قیام دیماه که در بیش از صد شهر و در آبانماه در ۱۹۲ شهر گسترده بود خواسته مردم ایران چه بود و چه شعاری می دادند؟ شعار اصلی بخصوص که در دیماه خیلی تیز شد مرگ بر اصل ولایت فقیه بود یعنی شخص دیکتاتور که علی خامنهای است از طرف مردم هدف قرار گرفت. این پیام به سپاه پاسداران نیز می رساند که پایان دیکتاتوری است شعارهای دیگری که داده می شد شعارهایی بود که علیه سپاه پاسداران و بسیجی ها داده میشد مثلا «بسیجی، سپاهی، داعش ما شمایید». یا سپاه جنایت می کند رهبر حمایت می کند یعنی سیبل اعتراضات مردم مشخصا خود شخص خامنهای و بعد هم بازوی سرکوبگرش سپاه پاسداران بود یعنی این سپاه بعد از چهل سال در اوج منفوریت مردم قرار داشت.
مجید حریری: کارنامه سپاه پاسداران نیاز به بحث طولانی دارد ولی بخاطر اینکه با این بحث فشرده به مباحث بعدی برسیم خوب است که بطور خلاصه بدانیم که سپاه پاسداران در کارنامه اش چیست؟ از همان ابتدا که شروع کردیم و چند جمله گفتیم از سرکوب در داخل یعنی سال ۵۸ تا ۶۰ و بعد هم جنگ افروزی در عراق و کشاندن دانش آموزان به میدان مین این شروع داستان سپاه است. از آنجاست که گسترش یافت و در سال ۵۹ خمینی تشکیل بسیچ را اعلام کرد
در ادامه نیروهای سرکوب گر داخلی، یعنی نیروهای کمیته در نیروی انتظامی و سپاه ادغام شد و یا نقش اطلاعات سپاه و واحد اطلاعات برای دستگیری و شکنجه و بعد در ادامه لباس شخصی ها را تشکیل دادند و در دهه شخصت اینها در جنایات گسترده و در اعدام ها نقش تعین کننده داشتند. در دهه هفتاد سپاه نقش سرکوبگر را داشت در قیام های مختلف بخصوص در قیام دانشجویان در سال ۷۸ که سپاه علاوه بر نیروی انتظامی برای سرکوب وارد شد که جنایت های گسترده ای کردند در سالهای بعد در قیام ۸۸ سپاه شخص حسین همدانی که در سوریه کشته شد و یک پاسدار جنایت کار بود باز در کشتار مردم نقش مستقیم داشت و اخیرا محمد علی جعفری فرمانده سابق سپاه اشاره می کند که قاسم سلیمانی جنایت کار هم در سرکوب ۷۸ و ۸۸ شرکت داشته است اما وقتی که دیدند خیلی افتضاح است سخنگوی سپاه آنرا تکذیب کرد ولی اشاره کردم که در سال۸۸ هم در سرکوب شرکت داشت و در دیماه ۹۶ در سرکوب قیام شرکت داشت ولی مشخصا در سال ۹۸یعنی در آبان و دیماه سپاه پاسداران بطور کامل فرماندهی سرکوب را در دست گرفت و این پروسه ای از جنایتش در داخل ایران است
کارنامه دیگرش اگر بخواهیم اشاره کنیم جنگ ایران و عراق بود که منجر به یک ملیون کشته و دو میلیون زخمی و همچنین ملیونها نفر آواره و صدها ملیارد خسارت برای مردم ایران شد. در ادامه، جنگ افروزی و تروریزم در کشورهای مختلف جهان بود که می رسیم به دهه اخیر که جنگ افروزی در سوریه است که منجر به کشته شدن پانصد هزار نفر از مردم بیگناه سوریه و آواره شدن سیزده میلیون شد و هنوز ادامه دارد. یا در کشور عراق که باعث صدها هزار نفر کشته و ایجاد یک نیروی سرکوبگر شده که الان منجر به قیام مردم عراق علیه اینها شده است. یا در کشور لبنان، پس ببینید،کارنامه ای پر از جنایت در طی سی سال دارد چه علیه مردم ایران و چه علیه مردم منطقه و چه علیه امنیت جهانی برای گسترش تروریزم در کشورهای آسیا و اروپا و آمریکا که اینجا فرصت توضیح آن نیست. این یک تصویر چهل ساله از سپاه پاسداران است.
مجید حریری: برای اینکه بتوانیم این بحث را دنبال کنیم باید ببینیم که در طی این چهل سال سپاه پاسداران از چه نقطه ای حرکت کرده و الان دارای چه ساختاری است.در طی این چهل سال درست اینکه از یک طرف سعی کرده نیروهایش را گسترش بدهد و تقویت کند و در جنگ هشت ساله آنرا گسترش داد و آنرا به پنج نیرو تبدیل کرد ولی در پایان جنگ ایران و عراق دیگه نمی توانست این سپاه را با همان ساختار حفظ کند ضمن اینکه چون موتور جنگ خارجی وجود نداشت تهدید اصلی از طرف مردم ایران و قیام در داخل ایران بود.
بنابر این سپاه پاسداران که از اول برای حفظ دیکتاتوری بود هدف اول خودش را از جنگ روی سرکوب چرخاند در سال ۸۸ تغییر ساختاری که از یکی دو سال قبل شروع شده بود به پایان رسید و ساختار سپاه به این شکل شد که برای ۳۱ استان برای هر استان یک سپاه اختصاص دادند یعنی دو نیروی لشکری و کشوری که قبلا داشت در سپاه استانی ادغام کردند برای استان تهران دو سپاه اختصاص دادند که در مجموع ۳۲ سپاه استانی شد. هدفش را روی سرکوب داخلی چرخاند علاوه بر این تغییرات دیگه ای هم داده شد از جمله اینکه نیروی زمینی سپاه پاسداران که قبلا نیروی یک تشکیل می داد با این تغییر تضعیف شد و بخش سپاه استانی تقویت شد.
بخش دیگری که در این سالها گسترده داده شد نیروی قدس بود. یعنی بعد از سرنگونی دولت سابق عراق موقعیتی برای رژیم فراهم شد که بتواند از کشور عراق مداخلات خودش را گسترده کند. آن بخش نیز گسترده شد اما درست اینکه در ظاهر این بادکنک باد شده و بزرگ شد ولی در محتوا به فروریختن و تضعیف شدن شروع کرد به این خاطر دیگر نمی توانست همان میزان نیرویی که قبلا داشت را در سال های بعد حفظ کند. حفظ این نیروها در پادگان بدون اینکه ماموریتی داشته باشد مشکلات و مسائل مختلفی ایجاد می کند لذا ساختارش را عوض کرد. اینها کادر را کم کردند بجای آن با بسیجی آنرا پر کردند اینکار برای آنها دو خاصیت داشت یکی اینکه نیروی بسیجی در سال ۸۸ نیرویی بود که با محیط و منطقه خودش ادابته بود و با آنجا منطبق بود و می توانست مثلا در کنترل محله شرکت کند نکته دیگه اینکه با اینکار نیروهایش را کم کرد ولی در عوض نیروهای نیمه وقت در درودن سپاه پر کرد که اسم آنرا تیپ ها و لشکر های مردم پایه گذاشتند مردم که نبودند بلکه نیروهای ضد خلقی بودند این تغییراتی بود که در ساختار ایجاد کردند بنابر این هدف را عوض کرد توان ان نیروی رزمی که قبلا داشت کیفا افت کرد و بجای آن با نیروی بسیجی پر کرد.
مجید حریری: طی این چهل سال اولا که این نیروها که ابتدا با یک انگیزه، تصوری که از خمینی داشتند بعنوان یک رهبر مذهبی که بعد معلوم شد که جنایتکارترین و ضد بشری ترین فرد جهان است فرو ریخت. یعنی آن اعتقادی که اول وجود داشت به این اعتقادات و ارتجاع مذهبی و قرون وسطایی اینها در درون نیروهای سپاه فرو ریخت و سپاه پاسداران در طی این پروسه نیروهایش به نصف رسید آمارهای مختلفی است ولی پرسنل کم شده است یعنی نبودن جنگ باعث شد که علت اصلی وجود سپاه ضربه بخورد.
نکته بعدی اینکه در طی این پروسه از آنجائیکه این رژیم قادر به حل مسائل اقتصادی و اجتماعی مردم نیست منجر به تشدید تضادها در حاکمیت و در بین باندها می شود و این تضاد در درون سپاه نیز نمود داشت یعنی در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری خود سپاه نیز به تجزیه شدن شروع کرد و به باندهاو جناح های مختلف تجزیه شد. یعنی تضادها در درون سپاه رشد کرد .
نکته سوم اینکه افرادیکه بخاطر دیکتاتوری به قدرت رسیده بودند و بسیاری از آنها از طیف های پایین جامعه بودند و لات و لمپن های شهری بودند اینها وقتی به حکومت رسیدن بطور گسترده به فساد اقتصادی و دزدی و غارت پرداختند همه شان باند شدند که همین الان نیز خودشان هر روز بخشی افشا می کنند که اصلا مافوق تصور است.
نکته چهارم فسادی است که دامن گیر سپاه شده است و از درون خورده شده است و نکته دیگری که می شود به آن اشاره کرد اینکه سپاه در حال حاضر اساسا نفرات تحصیل کرده در دانشگاهها را نمی پذیرد یعنی ورودیش را فقط از دانشکده امام حسین می پذیرد که از بسیجی ها استخدام می کند یعنی اینکه هر فرد آگاه و تحصیل کرده ای که وارد سپاه می شد و چون تحصیل کرده بود باید وارد رده های بالاتر قرار می گرفت. یک لیسانس و یا فوق لیسانس وقتی وارد سپاه میشد خودش می شد یک مسئله، بنابر این سعی کردن که اقشار آگاه را در درون سپاه راه ندهند. از طرفی دیگر بلحاظ اقتصادی تحریم های جدیدی که علیه رژیم انجام شده روی پرداخت پول به اینها و امتیاز دادن به آنها تاثیر منفی گذاشته است و همه اینها که کنار هم بگذاریم آن بدنه اصلی سپاه پاسداران بشدت تضعیف شده بطوریکه برای جنگ سوریه خیلی وقت ها مجبور می شوند از همان نیروهای پیروپاتال جنگ ایران و عراق را بفرستند و خیلی از کشته هایشان مربوط به آن دوره هستند چونکه نسل های جدید حاضر نیستند برای این رژیم بجنگند. بنابر این بدنه سپاه در طی این مدت تغییرات متعددی کرده و بشدت تضعیف شده است.
مجید حریری: یک وجه دیگری که لازمه به آن اشاره کنیم بسیج است همانطوریکه می دانید بسیج با پیام خمینی درسال ۵۹ تشکیل شد و با دجالگری و فریب کاری اخوندی که داشت بسیج را تشویق کرد تا اینکه دانش آموزان و بقیه اقشار وارد بسیج بشوند ولی این بسیج هم آن بسیجی که در گذشته بود نیست. در پایه نفراتی که وارد بسیج می شوند دیگر آن مبنای اعتقادی گذشته را ندارند برای اینکه مردم ایران آگاه شده اند که اینها بجز فساد و جنایت کار دیگری نمی کنند علاوه بر این بسیج شده یک سری امتیازاتی که برای مثال کوپن بگیرند و امتیازهای محلی به آنها داده شود و بخاطر فشار اقتصادی خیلی از اقشار کم درآمد وارد آن شدند ولی همین بسیجی ها که الان بخشی از انها از طبقات پایین جامعه هستند در این قیام ها شاهد هستند که مردم محروم به خیابان آمده اند.
بنابر این آن تصوراتی که راجع به رژیم داشتند در ذهن شان فرو می ریزد و ریزش در بدنه بسیج بشدت زیاد است.
نکته بعدی اینکه این بسیجی ها در محله خودشان هستند اینها می دانند که در آینده وقتی که در محله جنایتی می کنند با عواقب آن روبرو هستند یعنی مردم محلی که آنها را می شناسند مجازات شان می کنند بنابر این همین بسیج هم دیگر آن انگیزه سابق را ندارد از طرفی دیگر شعارهایی که مردم می هند همه می بینند که مردم خواستار سرنگونی خامنهای هستند همه مردم علیه سپاه وبسیج هستند این باعث میشود که روحیه آنها تضعیف بشه و در هم کوبیده بشود. بطوریکه الان چه در قیام آبانماه و چه در حرکت های بعدی دیگر بسیجی ها حاضر نیستند حتی بخاطر آن امتیازها در فعالیت های سپاه شرکت کنند.
این باعث شده که در سیمناری که اخیرا سپاه داشت موضوعی که مورد بحث قرار گرفت و یعنی سمینار بسیج که یکی دو هفته پیش بود، صورت مسئله این نبود که چکار بکنیم که این نیروهایی که در حال ریختن هستند چطوری آنها را جمع آوری کنند الان هم طرح های مختلفی در این رابطه ریخته اند که چگونه اینها را راضی کنند و نگه دارند بطوریکه می توانم بگویم نیروهای بسیج یک چهارم توان قبل از آبانماه دارند یعنی قیام بشدت نیروی بسیج را تضعیف کرده و آنها ریزش کرده اند
مجید حریری: به ابعاد قبلی که توضیح دادم این بخش هم باید اضافه کرد که یکی از مبانی قدرت سپاه پاسداران و این دیکتاتوری همین مداخلات و جنگ افروزی بود که در کشورهای منطقه داشت در راس این دستگاه هم که خود رژیم آنرا در بوق کرده و بزرگ کرده بود فرد جنایتکار قاسم سلیمانی بود با کشته شدن قاسم سلیمانی همه نیروها فهمیدند که این دستگاه در حال فرو ریختن و از بین رفتن است.
وقتی که نفر اولش که قبلا براحتی مسافرت می کرد و با هواپیما صدها بار به عراق و سوریه رفته بود وقتی که بخاطر طرح های تروریستی که ریخته بود با عواقب آن مواجه شد بنابر این همه نیروهای نیابتی که در این کشورها بودند چشم انداز خودشان را فهمیدند که این رژیم آخوندی نمی تواند پشتیبان عملیات تروریستی آنها باشد در عراق و یا در سوریه باشد. بعد هم شاهد بودید که رژیم قادر نشد جواب جدی به هلاکت قاسم سلیمانی بدهد بنابر این هلاکت قاسم سلیمانی یک سر فصل و یک نقطه کیفی در تضعیف روحی و روانی و هدایت نیروهای شبه نظامی در سپاه بود لذا این هم یک پارامتر دیگری است که علاوه بر پارامتر قیام که بحث کردیم ضربه بزرگی به سپاه و نیروهایش زد.
مجیدحریری: نیروهای بسیج به یک دهم تقلیل پیدا کرده است این ارزیابی از توانایی بسیج است. کشور عراق هدف یک مداخلات تروریستی شخص خمینی بود علت آنهم ساده است عراق شصت درصد شیعه دارد و برای خمینی بهترین زمینه بود که روی تفرقه مذهبی سوار بشود بنابراین عراق در مقایسه با بقیه کشورهای همسایه هدف یک بنیاد گرایی و صدور تروریزم اخوندی بود. در استان های شیعه نشین است که مردم علیه اینها قیام کرده اند چونکه این رژیم در این استانها بیشترین جنایت را انجام داده است یعنی با سو استفاده از اسم اسلام و شیعه بیشترین فشار را به مردم این استانها آورده است و شما شاهد هستید که اینها هر روز قیام می کنند و نفرت خودشان را از این رژیم اعلام می کنند بنابر این عراق یکی از مهمترین پایگاههایی است که سپاه پاسداران از دست داده و سرنوشت آن همانطوریکه رهبر مقاومت گفتند تعیین تکلیف سپاه و رژیم اخوندی در عراق مرادف خواهد بود با تعیین تکلیف آن در کل رژیم آخوندی.
بنابر این قیام مردم عراق یکی از از سلسله حلقات ضربات بزرگی بوده که در امتداد قیام مردم ایران و در پیوند با قیام مردم ایران به سپاه وارد شده و اینهم یک پارامتر بسیار بزرگی است علاوه بر عراق در لبنان نیز که پایگاه بعدی رژیم است با توجه به شیعیان لبنان و حزب الله که رژیم روی آنها سرمایه گذاری کرده بود باز انها هم علیه رژیم قیام کرده اند یعنی بعد از چهل سال همه مردم ایران و مردم منطقه علیه این دیکتاتوری برخواسته اند همه اینها باعث تضعیف سپاه شده است.
مجید حریری: سپاه پاسداران و قسمت های مختلف آن و نیروهای قدس و فرماندهانش در لیست های مختلف تحریم نام گذاری شده اند. ازجمله لیست تروریستی و لیست نقض حقوق بشر که در جاهای مختلف اسامی شان آمده است هم از طرف دولت آمریکا و هم از طرف اتحادیه اروپا. بنابر این مشروعیت بین المللی و سیاسی خودشان را که قبلا تحت سیاست مماشات بین المللی داشتند را از دست داده اند و هر روز می بینیم که فشار علیه آنها افزایش پیدا می کند اما وجه اصلی که اقتصادی است راه معاملات اینها بسته شده است یعنی راه معاملات نفت و دزدی هایی که از طریق نفت می کردند و از طریق پتروشیمی که سپاه پاسداران و شخص خامنه ای روی آن دست انداخته بود این راه هم بسته شده است و یا سایر اقلامی که صادر می کردند این راه ها بروی سپاه بسته شده است.
یک عامل موثر دیگری در وضعیت اقتصادی این است که راه نفس سپاه از کشورعراق بود و الان که در عراق قیام است و مردم عراق علیه رژیم بپا خواسته اند این مسیر نیز ضربه خورده است این رژیم دیگر مشروعیت ندارد نه در داخل ایران و نه برای مزدوران خارجی اش یعنی این خامنهای که باصطلاح رهبر شیعیان جهان یعنی همه مزدوران خارجی اش است، همون ها هم الان اینها را قبول ندارند وفهمیده اند که اینها فریبکارند بخصوص که جنگ سوریه باعث شد که این فریب کاری در هم بشکند، ولی اتکای اینها بر پول بوده است یعنی اینها با دادن پول به افغانی ها و عراقیهاو سوری ها و یمنی ها و حزب الله لبنان این شبکه را می چرخاندند. الان که این منبع اقتصادی قطع شده است یک پایه اصلی دینامیزم سپاه ازش گرفته شده باز بنادری که از طریق انها تجارت می کرد و الان نمی تواند از آن طریق قاچاق سلاح بکند و یا قاچاق کالا انجام بدهد یعنی راهش بسته شده است و یا ممنوعیت پرواز های شرکت هواپیمایی شرکت ماهان که مربوط به سپاه است. یعنی بسته شدن راه نفس اقتصادی در تضعیف سپاه بخصوص در این مرحله یعنی در مرحله پایانی رژیم این سپاه که روزی چه در داخل و چه خارج مسائل خودش را با پول حل می کرد مثلا افغانی ها را با پرداخت ۶۰۰ تا ۷۰۰ دلار به جنگ سوریه می فرستاد تا در آنجا کشته بشوند الان بیشترین نیرویی از نیروهای وابسته به سپاه که در سوریه هستند نیروهای افغانی هستند اینها چون در ایران نمی توانند شغل داشته باشند و کار کنند با پول آنها را به سوریه می فرستند ولی وقتی که پول نیست نارضایتی شان شروع می شوید و یا در خبرها شنیدید که حزب الله لبنان هم دچار مشکلات اقتصادی شده است هم بخاطر تحریم هایی که علیه سپاه است و همه علیه حزب الله لبنان که خودش هم شاخه ای از سپاه است پس به آن حلقات قبلی یعنی مبانی سیاسی اجتماعی و بقیه این حلقه اقتصادی هم باید افزود







