سه‌شنبه, ۲۱ مهر, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

۱۲ کیلو اسکناس، معادل ۸گرم طلا ! سقوط ارزش پول ملی

۲۱ آذر, ۱۴۰۴
۱۲ کیلو اسکناس، معادل ۸ گرم طلا ! سقوط ارزش پول ملی
Share on TwitterShare on Facebook

سقوط ارزش پول ملی؛ روایتی از فرسایش اعتماد و فروپاشی اقتصادی


پیرمردی آلمانی قصه‌ای برای نوه اش تعریف می‌کرد. می‌گفت در زمانی که جوان بوده، مردم برای خرید یک قرص نان باید سبدهایی از اسکناس حمل می‌کردند. آن‌قدر پول بی‌ارزش شده بود که کودکان با بسته‌های اسکناس قلعه می‌ساختند و بزرگ‌ترها دارایی خود را در قالب چند گرم طلا پنهان می‌کردند. پیرمرد تأکید می‌کرد که سقوط ارزش پول ملی اغلب نه یک حادثه ناگهانی، بلکه نتیجه سال‌ها مدیریت اقتدارگرایانه، چاپ بی‌ضابطه پول و نابودی اعتماد مردم است. قصه‌اش بیش از آنکه درباره یک سرزمین دور باشد، تصویری از امروز ایران را یادآور می‌شد.

در ایران امروز، سقوط ارزش پول ملی به پدیده‌ای روزمره بدل شده؛ رخدادی که تنها با نگاه به قیمت یک سکه ۸ گرمی و مقایسه آن با بار ۱۲ کیلویی اسکناس‌های ده‌هزار تومانی می‌توان عمق فاجعه را به چشم دید. این حجم از اسکناس برای معادل‌سازی بهای یک سکه، نه یک شوخی ریاضی، بلکه نشان واقعی گسیختگی پول ملی و بی‌اعتبار شدن آن در میان مردم است.

این فروپاشی پولی، در بسیاری از ابعاد، یادآور ابرتورم آلمان در سال‌های پس از جنگ جهانی اول است؛ جایی که مارک از ارزش افتاد، مردم میلیونر بودند اما گرسنه، و خرید یک قرص نان نیازمند میلیاردها مارک بود. در هر دو تجربه، نقطه مشترک روشن است: سقوط ارزش پول ملی نتیجه مستقیم سیاست‌هایی است که از دل ساختارهای غیردموکراتیک و فاقد پاسخگویی بیرون می‌آید.

وقتی پول وزن پیدا می‌کند؛ نشانه‌ای از بحران اعتماد

در شرایط کنونی، سقوط ارزش پول ملی آن‌قدر شدید است که جامعه به سمت دارایی‌هایی با «تراکم ارزش» بیشتر پناه می‌برد. طلا، به دلیل کمیابی و مصونیت از تخریب ارزش، به نماد ذخیره ارزش تبدیل شده و در مقابل، ریالی که روزی قرار بود ابزار مبادله باشد، اکنون به باری سنگین بدل شده است؛ همان ۱۲ کیلوگرم اسکناس که تنها معادل یک سکه ۸ گرمی است.

این تفاوت فاحش نشان می‌دهد که در اقتصاد تحت فشار، مردم ترجیح می‌دهند دارایی‌های واقعی نگه دارند، نه کاغذهایی که هر روز آب می‌روند. همان‌گونه که تحلیلگران گفته‌اند، این رفتار نه احساسی بلکه واکنشی عقلانی به تضعیف پول ملی است. جامعه وقتی به پول رسمی بی‌اعتماد می‌شود که رژیم حاکم با سیاست‌های پولی انبساطی، خلق نقدینگی افسارگسیخته و مداخلات بی‌ثبات‌کننده در بازار ارز، بنیان ارزش پول را به سرعت فرسوده کند.

افزایش نرخ دلار؛ ابزار پنهان دولت برای تأمین مالی و فقیرتر کردن مردم

این فرایند کاملاً شبیه آلمان ۱۹۲۳ است؛ دورانی که ارزش مارک هر دقیقه تغییر می‌کرد، منوهای رستوران‌ها از کار افتاده بود و مردم قبل از رسیدن غذا با قیمت جدید مواجه می‌شدند. در ایران نیز امروز، نرخ‌ها آن‌قدر تند تغییر می‌کنند که هیچ شاخص ثابتی برای پیش‌بینی آینده وجود ندارد. سقوط ارزش پول ملی، تنها یک بحران اقتصادی نیست؛ بحران اعتماد و فروپاشی انتظارات عمومی است. جامعه‌ای که مجبور است هر روز برای حفظ حداقل ارزش دارایی خود بجنگد، دوام نمی‌آورد.

نقش ساختارهای اقتدارگرا در تشدید سقوط ارزش پول ملی

ریشه سقوط ارزش پول ملی در ایران را باید در ساختار سیاسی و اقتصادی رژیم جست‌وجو کرد؛ ساختاری که نه شفافیت دارد، نه پاسخگویی، و نه از منطق علم اقتصاد پیروی می‌کند. در چنین فضایی، تصمیم‌گیری‌های ارزی و پولی نه براساس منافع بلندمدت کشور، بلکه تحت تأثیر فشارهای گروه‌های ذی‌نفوذ، منافع کوتاه‌مدت سیاسی و مدیریت نمایشی بحران انجام می‌شود.

عملکرد بانک مرکزی، که باید نگهبان ارزش پول باشد، امروز به یکی از عوامل بی‌ثباتی بدل شده است. همان‌گونه که گزارش‌ها نشان می‌دهند، افزایش‌های پیاپی نرخ ارز، نبود نظارت بر تخصیص ارزهای دولتی، و انکارهای تکراری رئیس کل بانک مرکزی درباره شرایط بازار، نشانه‌هایی از آشفتگی و ناتوانی ساختاری است. وقتی مقامات ارشد اقتصادی در برابر وضعیت فروپاشی پول ملی صرفاً به توجیهات روانی پناه می‌برند، جامعه درمی‌یابد که بحران ریشه‌دارتر از آن است که با سیاست‌های سطحی مهار شود.

در کنار این عوامل، تورم خوراکی‌ها که به بالای ۶۶ درصد رسیده، نشانه‌ای آشکار از فشار حداکثری بر طبقات کم‌درآمد است. کاهش سرانه مصرف لبنیات از ۱۳۰ کیلو به ۵۰ کیلو در ۱۴ سال گذشته، گواهی است بر این‌که سقوط ارزش پول ملی، فقط یک عدد در نمودار نیست؛ ضربه‌ای مستقیم بر سلامت و معیشت شهروندان است.

این شرایط شبیه دوران ابرتورم آلمان است؛ دورانی که سقوط ارزش پول، فاصله طبقاتی را تشدید کرد، فقر را گسترش داد و پایه‌های اجتماعی کشور را سست نمود. در ایران نیز سقوط ارزش پول ملی، محصول ترکیب خطرناک فساد ساختاری، مدیریت اقتدارگرایانه و بی‌مسئولیتی نسبت به آینده اقتصادی جامعه است.

تورم، کسری بودجه و چرخه معیوب سیاست‌گذاری

سقوط ارزش پول ملی، هم‌زمان با تورم ۵۰ درصدی و افزایش کسری بودجه، از چرخه‌ای معیوب در سیاست‌گذاری اقتصاد خبر می‌دهد. در این چرخه، کسری بودجه با افزایش نرخ ارز جبران می‌شود، افزایش نرخ ارز تورم را تشدید می‌کند، تورم دوباره ارزش پول را می‌فرساید و این فرسایش، دولت را به سمت خلق نقدینگی بیشتر سوق می‌دهد. نتیجه، سقوط بیشتر ارزش پول ملی و انباشت فشار بر مردم است.

این همان چرخه‌ای است که در گزارش‌های رسمی درباره شکست سیاست‌های تعدیل دهه ۷۰ هم دیده می‌شد؛ چرخه‌ای که اکنون دوباره، اما در ابعادی شدیدتر، تکرار شده است. واقعیت این است که هیچ اقتصادی تحت این حجم از خطا، فساد و بی‌ثباتی نمی‌تواند واحد پول خود را حفظ کند. سقوط ارزش پول ملی نه تصادف است و نه یک عامل بیرونی؛ محصول مستقیم ساختار قدرت و شیوه حکمرانی است.

در نهایت، آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد، تنها کاهش عددی ارزش ریال نیست؛ فروریختن اعتمادی است که هر جامعه‌ای برای پایداری اقتصادی به آن نیاز دارد. همان‌طور که پیرمرد آلمانی گفت، وقتی مردم برای حفظ ثروت خود ناچارند بارهای سنگین اسکناس حمل کنند، یعنی پول دیگر کارکرد خود را از دست داده و جامعه وارد مرحله فرسایش تاریخی شده است. تجربه آلمان درهم شکسته نشان داد که ابرتورم نه با دستور و بخشنامه، بلکه تنها با دگرگونی ساختاری پایان می‌یابد؛ درسی که امروز بیش از هر زمان دیگری برای ایران تحت نظام ارتجاعی و غارتگرانه ولایت مطلقه فقیه آموختنی و بکار بردنی است.

آرمین بهاری

منابع:

جهان نیوز۲۳/۱۲/۱۳۹۷

فرارو۷/۳/‍۱۴۰۲

اقتصاد۲۴- 10/9/1404

اقتصادران10/9/1404

بهار نیوز10/9/1404 تجارت‌نیوز۱۸/۹/۱۴۰۴

ما را در ایکس ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید


Tags: اسکناساقتصادیایرانبحران اقتصادیپول ملیریالطلافروپاشی اقتصادیورشکستگی اقتصادی
TweetShare

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.