فرار پدران از خانه! رهاورد ظالمانهترین نظام حاکم بر میهن
فرار پدر از خانه! سالهاست که فقر جامعه ایران را مچاله کرده است. از دختران فراری به کودکان کار و خیابانی رسیدیم و از آنجا به گور خوابی و پشت بام خوابی و زباله گردی. حالا شولایمان را بر میداریم و پدر فراری می شویم. بله این پدیده جدید بر جهیده از دمل چرکینی به نام ولایت فقیه است. سایت حکومتی عصر ایران در این باره می نویسد: «آسیب های اجتماعی در جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری نمود عینی یافته است. در جدید ترین نوع این آسیب که ریشه در فقر و فلاکت دارد، بیسرپناه شدن خانوادهها در مواجهه با مشکلات اقتصادی و ترک خانواده توسط مردان است.
در همین زمینه مدتی قبل نیز یکی از اعضاء اتاق بازرگانی ایران و عضو سابق شورای شهر تهران که مدیر یک موسسه خیریه نیز هست! در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «مراجعه زنان با فرزندانشان به این موسسه به دلیل ترک همسران آنها در ماههای اخیر بیشتر شده است، چراکه همسران آنها به دلیل فقر و بیکاری نمیتوانستند هزینههای خانواده خود را تامین کنند، به همین دلیل آنها را ترک کردند».
بله مردان به دلیل نداری و شرمگینی پیش فرزندان خانه را ترک می کنند و سر به بیابان می زنند و در جامعه نفرین زده گم می شوند. [۳۳ هزار نفر هر ماه در ایران به زیر خط فقر میروند]

دولت بار خود را بر دوش پدران گذاشته است!
همین سایت حکومتی در این مورد نوشت: «وقتی اجزاء یک سیستم کارکرد خود را در بخشهای مختلف از دست میدهد فشارها بر روی جامعه تشدید می شود. امروز پدر خانواده در ایران خود را در معرض تحمل فشارهای مضاعفی می بیند که این وضعیت ذاتا از ابتدا برای او تعریف نشده بود. بعنوان مثال ایجاد امنیت روحی و روانی در جامعه وظیفه حکومت ها و دولت هاست.
وقتی یک سرپرست خانوار خود را در معرض ناامنی های مختلف می بیند و امنیت شغلی و ایجاد یک کار شرافتمندانه برای او از دسترس خارج شده است، فشار مضاعفی بر خانواده وارد می شود و در نهایت تلخ ترین و بحرانی ترین آسیب، یعنی «ترک پدر از خانه» رخ می دهد. در این وضعیت بزرگترین آفتی که یک جامعه را تهدید می کند تجزیه شدگی اجزاء آن است. [فقر در ایران به خط قرمز رسیده است!!]
فقر و بیکاری بلای خانمانسوز برای خانواده
پدر با همه محبت و عشقش به فرزندان آنان را ترک می کند چون از پس انجام مسئولیتی که ظالمانه حکومت بر پشت او سوار کرده است بر نمی آید. نتیجه این وضعیت، فقر بیشتر خانواده و رها شدن کودکان بیگناه در معرض آسیبهای جدی تر است.
رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس حکومتی می گوید: ساختار اقتصادی کشور باید اصلاح شود زیرا که حدود ۴۰ میلیون نفر از جمعیت کشور نیاز به کمک فوری و آنی دارند، این عبارت به معنای تشدید فشارهای روحی و روانی بر پدر و سرپرست خانواده است.

فرار پدران از خانه رهاورد یک نظام ظالمانه است که فرودستان جامعه را در مقابل سیلهای بنیانکن فقر و بیکاری وگرانی و تورم به حال خود رها کرده است. [خط فقر؛ خط گدایی یا خط مرگ؟!]
خطرناکترین وضعیت جامعه
مسعود نیلی یکی از کارشناسان اقتصادی حکومت می گوید: «از نظر تورم، هیچ زمانی را به اندازه امروز خطرناک نمیبینم. سرنوشت ۸۵میلیون نفر در گرو نحوه مدیریت پولی و مالی کشور است؛ سیل میتواند همه ما را از بین ببرد. در کوتاهمدت در خطر هستیم نه در چند سال آینده. متوقف کردن روند تورم، در گرو اتخاذ تصمیمات سخت است.»
به عبارتی پدران خانواده اکنون قربانی نظام مرد سالار و مستبدی هستند که نه تنها امنیت روانی و امنیت اقتصادی تکتک اعضای جامعه بلکه امنیت خانه و خانواده را نیز از بین برده است. چه زیبا گفته بود فرزانهای که؛ جنگ بر سر بود و نبود یک ملت است. جنگ بر سر بود و نبود ایرانی و ایرانی است.







