رسانه حکومتی جهان صنعت گزارشی در مورد خودکشی پزشکان منتشر کرده است. در مقدمه این گزارش آمده است: «باز هم خودکشی پزشک زن دیگری و وای بهحال ما. اواخر هفته گذشته (پنجشنبه ۶اردیبهشت)، با انتشار خبر درگذشت خانم دکتر سمیرا آلسعیدی دانشیار روماتولوژی و عضو مرکز تحقیقات روماتولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران، جامعه پزشکی برای بار دوم در سالجاری به سوگ نشست.
مواجهه نخست با بحران خودکشی یکی دیگر از اعضای کادر درمان در سال جاری، به چهارم فروردینماه بازمیگردد. این بحران خودکشی مربوط به درگذشت خانم دکتر پرستو بخشی متخصص قلب و عروق در بیمارستان دلفان بود. هنوز رخت اعزا از تنمان در نیامده بود که خبر خودکشی پزشک دیگری همگان را در شوک فرو برد».
چرا دکتر زهرا ملکی در جاسک خودکشی کرد؟
دکتر زهرا ملکی در جاسک اقدام به خودکشی کرد و جانش را از دست داد. او بهشدت مورد اذیت و آزار قرار داشته است. شرایط سخت کار در بیمارستان یکی دیگر از علل خودکشی این دکتر ۲۸ساله بوده است. در خصوص وضعیت پزشکان و رسیدگی به معضل فشارها و سختیهای جامعه پزشکان کشور اقدامات زیادی صورت گرفته است.
این مشکلات از سوی سازمان نظام پزشکی و روانپزشکی کشور به کارگزاران حکومتی طی نامههای مختلفی اطلاع رسانی شده است. اما بهنوشته رسانه حکومتی جهان صنعت: «گویا تا وقتی که موضوعی در کشور ما به یک «بحران» بدل نشود، گوش شنوایی برای شنیدن پیدا نخواهد شد».
گزارش کارگروه انجمن روانپزشکی
رسانه حکومتی جهان صنعت در ادامه گزارش خود مینویسد: « کارگروهی از سوی انجمن روانپزشکی در سازمان نظامپزشکی تشکیل شد. با بررسی وضعیت سلامت روان ۲۵۳رزیدنت روانپزشکی مشخص شد که فشار روانی وارده بر این جمعیت، جدیتر از چیزی است که تصور میشود.
طبق بررسیهای انجامشده، آمار خودکشی در جامعه پزشکی ۱/۳تا ۵برابر افزایش پیدا کرده است. بهطوری که در جمعیت دستیاری (رزیدنتی) کشور، که معادل ۱۴هزار نفر است، سالانه بهطور متوسط ۱۳خودکشی منجر بهمرگ داریم. براساس یافتهها، آمار خودکشی در میان پزشکان مرد ۴۰درصد و در پزشکان زن ۱۳۰درصد، نسبت به جمعیت عمومی، افزایش یافته که عدد قابل توجه و نگرانکنندهای است».
آمار رصد خانه مهاجرت
جهان صنعت در قسمت دیگری از گزارش خود در مورد مهاجرت پزشکان مینویسد: «طبق آمار مصوب رصدخانه مهاجرت، ۷۴درصد از پزشکان و پرستاران تا تابستان ۱۴۰۱تمایل به مهاجرت از کشور داشتهاند. همانطور که ۴هزار پزشک طی سال گذشته از ایران مهاجرت کردند.
این میزان بهقدری قابل توجه است که در آخرین گزارش سازمان جهانی بهداشت اشاره شده است. در این گزارش آمده است که ایران با وجود ۸هزار پزشک جراح ایرانی در آمریکا، هفتمین رتبه را در خصوص پزشکانی با ملیت متفاوت از مبدأ دارد. بنابراین در این میان یا پزشکان و رزیدنتها دست به خودکشی میزنند یا مهاجرت میکنند.دود تمام این بیتدبیریها نیز به چشم بیماران میرود».
در همین زمینه
خودکشی رزیدنتها یا خودکشی امید؟!
افزایش نرخ خودکشی پزشکان در ایران
در رابطه با وضعیت پزشکان و افزایش نرخ خودکشی آنها رسانه حکومتی جهان صنعت مینویسد: «چند روز پیش هم سیدمحمد میرخانیپ مشاور اجتماعی سازمان نظام پزشکی هشدار داد: «سرعت خودکشی در میان پزشکان و رزیدنتها صعودی شده و احتمال دارد که بهزودی نرخ خودکشی پزشکان در ایران از سایر کشورها پیشی بگیرد.» در چنین وضعیت بحرانی باید مسوولان مربوطه تا دیر نشده فکری کنند». البته باید گفت که در این حکومت ضد انسانی هیچ فکری جز اندیشیدن برای بقای نامشروع حکومت خامنهای نیست.
افزایش ناامیدی و افسردگی در میان پزشکان
دکتر مصطفی سلحشوری پزشک و دکترای حرفهای پزشکی به «جهانصنعت» گفت: « در سال جدید، ما ۵مورد خودکشی در جامعه پزشکان داشتیم. یکی خودکشی دکتر پرستو بخشی پزشک متخصص قلب، دکتر سمیرا آلسعیدی و دیگری خودکشی اخیر دکتر زهرا ملکی و… . تقریبا علل عینی حاکم بر هر یک از این موارد مجزا و مختلفاند.
در مورد خانم دکتر بخشی، ما شاهد یک «ظلم و تحقیر سیستماتیک» هستیم که طی یک ماه اخیر بارها روی این موضوع تاکید کردیم. درباره آن نوشتیم که عده بسیاری در اینباره موضعگیری کردند و طبق معمول سعی داشتند که ماجرا مشمول مرور زمان شده و فراموش شود.
خانم دکتر آلسعیدی ایشان همواره از یک «ناامیدی اجتماعی» صحبت میکردند. شرایطی که در آن هیچ امیدی به آینده و پیشرفت نیست و همهچیز رو به افول میرود. البته این موضوع را هم در استوریهای دکتر زهرا ملکی قابل مشاهده بود. بنابر این حال جامعه پزشکی و کادر درمان اصلا خوب نیست».
آیا شنیدهاید که آخوند یا پاسداری خودکشی کند؟
خیلی از این بحرانها ریشه در وضعیت اقتصادی و فشارهای اجتماعی دارد که بانی و باعث آن حکومت خامنهای است. هیچ یک از افراد جامعه بیدلیل به نقطه پوچی نمیرسند که چاره را درخودکشی ببینند. فشارهای ناشی از استبداد دینی از یک سو و از سوی دیگر فشارهای اقتصادی منجر به یأس و ناامیدی میشود. تنها راهی که جلوی این افراد خودش را نشان میدهد خلاص شدن از وضعیت دردناکی است که در سایه این حکومت به مردم تحمیل شده است.
تنها قشری که هرگز دچار مشکل نیستند و هیچ فشاری را تحمل نمیکنند آخوندها و پاسداران و وابستگان حکومتی هستند که در اوج رفاه و آسایش زندگی میکنند. این قشر همان زالوهایی هستند که از خون مردم میمکند تا زندگی نکبت بارشان را ادامه بدهند. اما هم اکنون روزگار خوشگذرانی آنها در حال بسر رسیدن است.







