ناتوانی سپاه در رویارویی با جوانان شورشگر! را از وحشت سرکردگان سپاه میتوان دید،که همچنان وحشت خودشان را از این قیام که نظام آخوندی را تا لبه پرتگاه سرنگونی برده، ابراز میکنند. اما این قیام حقایقی را برای مردم ایران به اثبات رسانده که رژیم در جلوگیری از آن متحملِ شکست استراتژیک شده، که پیامدهای خودش را هم به همراه دارد. این قیام آمادگی انفجاری جامعه برای سرنگون کردن قهرآمیز رژیم حاکم را نشان داد و بر همه راه حلهای پوشالی دیگر خط بطلان کشید. این قیام صحت و حقانیت خط کانونهای شورشی و شهرهای شورشی را بر همه کسانیکه سودای آزادی ایران را در سر دارند؛ به اثبات رساند. برای بررسی ابعاد قیام آبان ماه و ادعای رژیم مبنی بر پایان یافتن قیام آقای هادی روشن روان، عضو کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت ایران درگفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به این موضوعات پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد.
هادی روشن روان: رژیم میخواست بنزین را در سال ۹۶ بخاطر بودجه سال ۹۷،در لایجه بودجه بنا به درخواست روحانی قیمت بنزین را افزایش بدهند، ولی در همان موقع مجلس با قیام ۹۶ مواجه بود ارزیابی کردند این موضوع باعث اوج گیری قیام خواهد شد و به هیج وجه این صلاح نیست، این لایحه را تصویب نکردند. در مرداد ۹۷ مجلس به روحانی پیشنهاد کرد که بدلیل تحریمهای بعد از خروج ترامپ از برجام قیمت بنزین را بالا ببرد، در آنجا شخص روحانی مخالفت کرد و گفت اگر اینکار را بکنید با قیام مواجه خواهیم شد. اما الان در جبر و اجبار اینکار را کردند، بدلیل تحریمها بودجه رژیم که ۴هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان است، روحانی چندی قبل گفت در بهترین صورت که مالیات هم بگیریم ۱۵۰هزار میلیارد تومان میشود، ما ۳۰۰هزار میلیارد تومان کم داریم، باید جوری این را جبران کنیم. برای جبران این اگر رژيم مردمی بود خیلی ساده از سپاه و بنیادهای خامنهای،آستان قدس رضوی، مالیات میگرفتند، در حالیکه خامنهای اینها را بسته و تماما از مالیات معاف هستند. از اینجا دست روحانی هر چه تلاش هم کرده بود بسته بود.
مقوله دیگر پتروشیمی و فولاد است که رانتی به اینها سوخت میدهند، در سال حدود ۱۰ میلیارد دلار است، میتوانستند این رانت را به آنان ندهند، قیمت بنزین را بالا نبرند، ولی از آنجا که این دو مربوط به سپاه است، سپاه با فروش پتروشیمی میتواند پول به مزدوران خارج کشور پرداخت کند، ناچارا مجبور به بالا بردن نرخ بنزین شدند و الا نمیتوانستند این رایانه ها را بدهند، نمیتوانستند در سال ۹۹ حقوق کارمندان و حتی بازنشسته ها را بدهند، این فاجعهای بود که با آن مواجه بودند.
بنابراین سران سه قوه در ۳۰ شهریور تصمیم گرفتند که نرخ بنزین را بالا ببرند، در ۱۵ مهر در مجلس بررسی شد حتی فدوی جانشین فرمانده سپاه توضیحات داد که ما میتوانیم امنیت را حفظ کنیم و حتی آرایش و دفاع را توضیح داد، علیرغم این مجلس به این راضی نشد، گفتند ما نمیتوانیم عواقب این را بپذیریم، مجددا اینها به جلسه سران سه قوه رفتند و به خامنهای گفتند ما چارهای نداریم، یعنی خامنهای چارهای جزء این نداشت، ولی ارزیابیشان این بود اعتراضاتی که شروع خواهد شد را میتوانند کنترل کنند، مدتها قبل مانوردادند، از یک هفته قبل از این نیروهای سرکوبگر در آماده باش بودند و طرح های مختلفی برای کنترل این دادند، یعنی در اینجا جنگی را مردم شروع میکردند که تمام ارگانهای رژيم آگاهانه برای آن آماده شده بودند، رژيم فکر میکرد میتواند این تظاهراتها و اعتراضات را کنترل کند و با بالا بردن نرخ بنزین از جیب مردم و نه از جیب سپاه و دخالت در خارجه و نه تروریزم و سرکوب بلکه از جیب مردم بتواند مقداری از این کمبود را جبران کند که متوجه تظاهرات بازنشستگان و کارمندان نشود که این در چشم انداز بود.
هادی روشن روان: اولین ساعات روز جمعه ۲۴ آبان ماه این طرح به اجرا گذاشته شد، در روز جمعه تظاهرات بالنسبه آرامی بود ولی از جمعه شب تظاهرات سنگینی شروع شد، با این مواجه شدند که طرح های که ریخته بودند با شکست مواجه شد، در روز شنبه که نیروهای سرکوبگر رژیم دست به کشتار مردم زدند یک عدهای نسبت به اینکه این طرح موفق میشود و نسبت به اینکه ممکن است خطرات جدی داشته باشد، دچار تردید شدند، یکسری از باند خامنهای مثل آخوند ذالنور رئیس کمسیون مجلس این طرح را داد که این را به پای روحانی بنویسیم و روی او خراب کنیم و عقب نشینی کنیم.
بنابراین از روز شنبه طرح دو فوریتی در مجلس تصویب شود که این مصوبه را لغو کند، با این طرح برای روز یکشنبه آماده شدند که به مجلس بروند، جناح روحانی این را مطرح کردند مردم باید حق اعتراض داشته باشند و شما چرا شلیک کردید؟ حدود ۷۷ نفر بودند که این روزها زیر تیغ خامنهای رفتهاند، حرف اصلی این بود مجلس اینجا چکاره است؟ یک مصوبه، رئيس مجلس چکاره بوده رفته از سوی مجلس تصویب کرده؟ دولت چکاره است رفته تصویب کرده؟ چنین طرحی باید در مجلس تصویب میشده، بنابراین یک عده نماینده استعفا را مطرح کردند، گفتند اگر میخواهد اجرا شود ما استعفا میدهیم. خامنهای که با چنین وضعیتی مواجه شد چند تا راه حل داشت، یک عده به خامنهای توصیه میکردند که الان قیام به این شکل گرفته برای اینکه خودت چهرهات را حفظ کنی یا سکوت کن یا مخالفت کن و بگو من در جریان نبودم، ولی اینکار باعث میشد کاملا رژیم شقه شود و همه چیز را سر روحانی خراب کنند.
اولا طرح میسوخت و نمیتوانستند آن را ادامه بدهند، ثانیا مجبور بودند روحانی را کنار بگذارند، این یعنی شقه بزرگ در بالا که با قیام در پایین سرنگونی را جدی میکرد، خامنهای با آن شم ضدانقلابیش مجبور شد در صبح روز یکشنبه در جلسه درس خارج بیاید و کاملا از این مصوبه حمایت کند، بگوید کار من بوده و این سه قوه با من مشورت کردند و عقب نشینی نمیکنیم، نیروهای امنیتی سرکوب کنند، یعنی خط سرکوب را داد، همزمان در مجلس جلسه غیر علنی تشکیل شد یک پیام خصوصی برای آنجا فرستاد، شمخانی از شورای امنیت ملی را برای آنجا فرستاد، در این رابطه آنان را توجیه کرد که الان شرائط خطیر است ما فکر نمیکردیم اینطوری مردم بیرون بیایند، اگر یک قدم عقب نشینی کنیم دیگر رفتیم، پس همه باید پشت این طرح باید بیائید، از آن روز این نمایندگانی که طرح دوفوریتی را به مجلس آورده بودند آن را پس گرفتند و شروع به عقب نشینی و حمایت از این طرح کردند.
هادی روشن روان: خمینی میگفت ما تا آخرین خانه به جنگ ادامه میدهم، راه قدس از طریق کربلا است، ولی بجای رسید که دید اگر ادامه بدهد سرنگون میشود، آمد و جام زهر را بالا کشید. جام زهر یعنی شکست استراتژیک، یعنی استراتژی جنگ جنگ تا رفع فتنه را وقتی خورد که گفت جام زهر را خوردم این اصطلاح خودش است و این یک شکست استراتژیک بود، ناچار شد قائم مقام خودش (آقای منتظری) را حذف کند، این همان پایان ولایت فقیه است. قرار بود ولایت فقیه مجتهد بالایی باشد و خامنهای یک آخوند دوزاری بود، آنکه میتوانست باشد منتظری بود که ناچار شد آن را حذف کند، این یک شکست استراتژیکی بود.
خامنهای دو راه بیشتر نداشت یک راه دست از دخالت در آن کشورها و صدور انقلاب و از آن طرف سرکوب در داخل و انقباض و بازیهای ولایت فقیه دست بردارد، با جامعه چهانی کنار بیاید تا این مقوله را بتواند پشت سر بگذارد و به کشور نرمالی تبدیل بشود، یا نه تا آخر بایستد و بقاء خودش را در هر چه بیشتر صدور انقلاب و هر چه سرکوب و کشتار در داخل ادامه بدهد.
خامنهای میداند در شق اول رژیمش خیلی زود سرنگون میشود، ناچارا به راه حل دوم رفت، برای این راه حل دوم در شرائطی که در آن قرار دارد برای اینکه بتواند بودجه های صدور انقلابش را حل کند، نمیتواند به بودجههای سپاه دست بزند. بنابراین باید از جیب مردم در میآورد، کلی روی این راه حل هم سرمایه گذاری کرد، حالا این راه حل شکست خورد.
مردم جواب دادند آتش جواب آتش و وقتی این جواب را دادند، پس این یک جام زهر است. مقوله دیگر خامنهای برای اینکه وجه خودش را حفظ میکرد باید نمیگفت این مصوبه را قبول دارم، در اینجا که این حرف را زده مردم که قبول ندارند ولی در میان نیروهای خودش چهرهش خراب شده، بطوریکه در درون پاسداران شوک به سپاه و بسیج و نیروهای تحت امرش بوده،یک سرهنگ سپاه گفته این خامنهای با خامنهای هفته گذشته یکی نیست، یعنی یک شکست استراتژیک خورد.
هادی روشن روان: جنگ ضد میهنی که شروع شد بعد از خروج عراق از خرمشهر صلح در دسترس بود، از آن نقطه به بعد جنگ ضدمیهنی بود. بهشتی میگفت جنگ برای ما نعمت است باید آن را حفظ کنیم، چون با این میخواست نیروهای انقلابی را از صحنه حذف کند، جنگی که خمینی میگفت از طریق کربلاء به قدس میخواهد برود و تا نابودی فتنه تا آخر خواهد ایستاد، مرتب جبههها را تقویت میکرد و در مقابل مجاهدین طرح صلح را پیش میبردند. بطوریکه شورای ملی مقاومت طرح صلح با عراق امضاء کرد، بیش از ۵۰۰۰ امضاء از حمایت شخصیتها و مقامات بینالمللی پشت طرح صلح شورا برای صلح رفتند. بدنبال آن پرواز تاریخساز رهبر مقاومت ایران به عراق را داشتیم، وقتی مردم متوجه شدند که این جنگ ضد میهنی است افت جدی در بسیج نیرو شد، در سال ۶۵ محسن رضایی میگوید در این سال به اندازه ۶ سال قبل ما بسیج کردیم در این بسیجها فاو را گرفتند و برای قدم بعدی طرحی بود که بصره را بگیرند، بعد از تصرف بصره از موضع پیروزی بروند با صدام کنار بیایند، اسم این طرح را کربلاء ۴ گذاشتند. ولی این طرح به موقع لو رفت و خودشان نفهمیدند، ۲۴۰ گردان بسیج همراه با تمام پاسداران از طریق غواصان میخواستند به سمت بصره بروند همه ضربه سنگین و شکنندهای خوردند، بعد از این جنگ ادامه پیدا نکرد، برای اینکه بگویند در جنگ هستیم مانوری بنام کربلاء ۵ انجام دادند و رفسنجانی گفت بیشتر از تمام جنگ در کربلاء ۵ کشته دادیم. بعد روی این رفتند که جنگ جواب ندارد و آن گزارش محسن رضایی آمد و خمینی آتشبس را امضاء کرد، اینکه با کربلاء ۴ مقایسه میکنند مفهومش این است الان خامنهای در دو راهی بسیار شدیدی قرار گرفته، دوراهی کوتاه آمدن از طرح افزایش بنزین کوتاه بیاید، یا ادامه بدهد، اگر میخواست کوتاه بیاید باید این بودجه را از جای دیگری تامین میکرد و نمیتوانست، اگر میخواست ادامه بدهد با این فضای انقلابی و این شرائطی که پیش آمده دیگر جوابی ندارد، بنابراین به نقطهای رسیده که باید خودش را تعیین تکلیف کند، این یک شکست استراتژیکی برای خامنهای است.
هادی روشن روان: رژیم با تمام قوا برای کنترل این موضوع آمده بود، اصلا غفلت نداشت، نیروهایش همه آماده بودند، کل نیروهای سرکوبگر در صحنه بودند، کل نیروهای سرکوبگر را مردم با قیام خودشان به شکست کشاندند، با هدف به مراکز نظامی حملهور شدند و رژيم سعی میکند این را کمتر بگوید، بیشتر بانکها و موارد دیگر را تیز میکند، در حالیکه هدف مردم تصرف مراکز نظامی و سرکوب بود، نیروهای سرکوبگر در تمام ایران مورد تهاجم قرار گرفتند، در ۱۷۱ شهر و ۹۰۰ نقطه در ۲۸ استان، این کار را انجام دادند و این برای رژیم وحشتناک است که چگونه در مقابل این تعادل قوا بایستند، حالا در ادامه با تنفرهای ایجاد شده و در حرکتهای بعدی مردم که با تجربه هم شدند چگونه کنترل کنند، در این صحنه کاملا خودشان را شکست خورده و وارفته میبینند، پس این عبارت را بکار میبرند.
هادی روشن روان: در خیلی از جاها از مجاهدین اسم بردند، حسام الدین آشنا نفر اطلاعاتی و معمولا کم حرف میزند، حرفش را کامل میزند که این قیام با این کیفیت و با این شکل سازمانیافته، نقش یک را مجاهدین یعنی کانونهای شورشی و شهرهای شورشی بر عهده داشتند، به این اذعان میکند، میگوید این هدفش هم مشخصا سرنگونی بوده، یعنی بنزین بهانه بوده اصل قضیه سرنگونی بوده، برای دلداری دادن به نیروهایشان میگوید. در فروغ جاویدان و مرصاد که توانستیم از سرنگونی جان بدر ببریم اینجا هم ما جان بدر میبریم، ولی به چه طریقی؟ به همان طریق مرصاد!! یعنی با کشتار و قتل عام و سرکوب!!! یعنی چنین تهدیدی در آن هست، حالا بتوانند انجام بدهند یا نه سخن بعدی است.
هادی روشن روان: رژیم برای اینکه بخواهد به نیروهایش روحیه بدهد، از این حرفها میزند گرفتیم و لیدرها را گرفتیم و تمام شد، اما علیرغم تمام تلاشی که کردند، هم در شیراز و شهریار و ماهشهر اما الان در همه اینها صحنه جوشان وجود دارد و حتی امروز حملاتی به دشمن کردند، این بخوبی بیانگر این است در این تعادل قوا نیروی رژيم نیروهای قبل نیستند، خیلی از نیروهای انتظامی در این صحنه نتوانستند مقابله کنند، در پخش سیمای آزادی از حرفهای فرماندهان آنان این بود که نمیتوانیم در مقابل مردم بایستیم و جای خودشان را به سپاه جلاد و لباس شخصیها میدادند و آنان تیراندازی میکردند، و اینها را برای مقراتشان بردند، تعداد زیادی دستگیر و الان هم از سپاه و بسیج و هم از نیروی انتظامی در زندانها هستند، یکی از چیزهای که دشمن را به شدت به وحشت انداخته ریزش نیروها است، چون دیدند همه چیز بر باد رفته، زندگیشان بر باد رفته، چون اختلاسها مربوط به سران است و به این پائینیها ربطی ندارد، این ریزش چه در سپاه و نیروی انتظامی و بقیه نیروها زیاد است. الان هم هر کدام میخواهند آینده خودشان را حفظ کنند باید هر چه زودتر از رژيم جدا شوند، والا مردم با قاتلین فرزندانشان به هیچ وجه کنار نخواهند آمد و آینده بدی خواهند داشت.
هادی روشن روان: از سال ۹۲ بعد از قتل عام اشرف رهبر مقاومت بحث هزار اشرف را اعلام کرد.
از همان زمان بطور فعال در داخل ایران این نیروها شکل گرفتند، در قیام ۹۶ هم کانونهای شورشی و شهرهای شورشی بنا نهاده شد در این مدت سازمان مجاهدین خلق به جد این تنفر اجتماعی و جنایتهای که رژيم کرده بود به صورت سازمانیافته برای مردم شکل داده است.
تنفر عمومی است و ۶۰ میلیون زیر خط فقر هستند و با این شرائط قیمت بنزین را بالا میبرد و همه چیز تورم خواهد کرد، مردم را به جوش آورده، ولی هدایت این و هدف گذاری برای سرنگونی رژيم یک نیروی متشکل در صحنه میخواهد. رژيم هم شاهد این بوده علیرغم همه تاکتیکها و تکنیکها و مخفیکاریهایش و دستگاه سرکوب را چیده بوده و یک مرتبه تمام طرحهای سرکوبش سوخته، در برابر این حرکت بیش از هر کسی به این اذعان میکند که این قیام سازمانیافته بوده، این چیزی که علنی میآید یک صدم آن چیزی است که در درون خودشان و درگزارشات درونی و بولتنها درونی گفته میشود، الان هم نمیگذارند قسمتی گزارشاتش را برای قسمتهای دیگر بفرستد، بخاطر اینکه الان ریزش شدید شده است. الان مصوبهای از طرف شورای عالی امنیت به رسانهها دادند که اصلا از هدفهای نظامی که در قیام ضربه خورده اسم نبرید و بجای آن از آمبولانس و اتوبوس اسم ببرید و حتی گفتند بانکها را بگویید ولی مراکز نظامی را نگویید، دلیلش هم ترس و وحشتی که از مقابله با این مردم دارند.
هادی روشن روان: قیام آرام شدنی نیست، مردم در ۹۶ گفتند اصولگرا، اصلاح طلب دیگه تمومه ماجرا، آن راه حل های بی هزینه جواب نداد و نمیدهد و نخواهد داد. مردم به جان آمده هیچ راه حلی ندارند جزء اینکه در مقابل رژيم بایستند. از طرف دیگر جوانان شورشی و انقلابی کاملا در صحنه هستند و با هر افت و خیزی داشته باشد قیام ادامه خواهد یافت و اینکه میگویند تمام شد تمام شد، برای روحیه دادن به خود پاسداران و بسیجیان است. کجا تمام شده؟ کجا هست که حکومت نظامی اعلام شده و ناشده نباشد؟ چی به حالت عادی برگشته؟ این قیام حتما ادامه دارد، حتی همین امروز در کیهان و علی ربیعی آمده بود و گفته بود ما باید توجه داشته باشیم که به سرعت این تنفر بصورت دیگری بیرون میزند و ما با تصمیمات سختی که باید در آینده بگیریم، باید فکر کنیم که چه بکنیم، قیام ادامه پیدا خواهد کرد به بهترین شکل هم ادامه خواهد یافت.







