مصاحبه اخیر پزشکیان، رئیسجمهور منصوب حکومت ولایت فقیه، با شبکه الجزیره، پرده از هراس عمیق و آشفتگی استراتژیک رژیم در پی جنگ ۱۲روزه برمیدارد. پزشکیان، که مهرهای وفادار به خامنهای است، در این گفتوگو تلاش کرد با رجزخوانیهای توخالی و عوامفریبی، چهرهای از اقتدار برای حکومت ترسیم کند، اما سخنانش بیش از هر چیز، استیصال و سردرگمی نظام را آشکار ساخت. حکومت ولایت فقیه، که سالها ادعای تبدیل ایران به قدرت برتر منطقه را داشت، اکنون در فلاکت سیاسی و نظامی، میان وحشت از جنگ و اصرار بر برنامه هستهای گرفتار شده است.
پزشکیان با لحنی آمیخته به ترس و تهدید اظهار داشت: «ما هیچ اعتمادی به دشمن نداریم. هر لحظه ممکن است طمع بورزد و دوباره حمله کند… اما نیروهای مسلح ما در آمادگی کامل برای دفاع از کشور بهسر میبرند». این ادعای آمادگی، در حالی مطرح میشود که جنگ ۱۲روزه، با حملات هدفمند به تأسیسات نظامی و هستهای ایران، شکنندگی حکومت را عیان کرد. خسارات سنگین به زیرساختهای هستهای، که حتی عباس عراقچی، وزیر خارجه حکومت، آن را «بسیار جدی» توصیف کرد، نشاندهنده ناتوانی نظامی و اطلاعاتی نظام است. پزشکیان با ژست دفاعی، سعی در پنهان کردن این ضعف دارد، اما تأکیدش بر «عدم آغاز جنگ» گواهی است بر وحشت حکومت از تکرار رویارویی نظامی که میتواند به فروپاشی داخلی منجر شود.
تلاش مذبوحانه پزشکیان برای توجیه ناکامی حکومت ولایت فقیه
در موضوع غنیسازی اورانیوم، پزشکیان با لفاظیهای عوامفریبانه گفت: «صنعت هستهای ما وابسته به ساختمان نیست، به دانش است… آنها نمیتوانند علمی را که در ذهن دانشمندان ماست، از بین ببرند» این اظهارات، تلاشی مذبوحانه برای توجیه ناکامی حکومت در حفاظت از تأسیسات هستهای و حفظ وجهه در برابر افکار عمومی داخلی و خارجی است.
حکومت، که برنامه هستهای را به اهرمی برای باجخواهی بینالمللی و مشروعیتبخشی داخلی تبدیل کرده، بهخوبی میداند که عقبنشینی از غنیسازی، به معنای پذیرش شکست و سرخوردگی در برابر حامیانش است. اما ادامه این برنامه، با توجه به فشارهای بینالمللی و خیز اروپاییها برای فعالسازی مکانیسم ماشه، حکومت را در معرض تحریمهای فلجکننده و انزوای بیشتر قرار میدهد.
این دوگانگی، ریشه در بنبست استراتژیک حکومت دارد. از یک سو، جنگ ۱۲روزه نشان داد که حکومت نه توان نظامی برای مقابله با اسرائیل و آمریکا را دارد و نه انسجام داخلی برای تحمل فشارهای ناشی از جنگ.
گزارشهای سازمان ملل و عفو بینالملل از سرکوب خونین اعتراضات قیام های گذشته در ایران، گواه نارضایتی عمیق مردمی است که حکومت را در برابر هر بحران داخلی آسیبپذیر کرده است.
در همین زمینه
شرایط استیصال و شکنندگی، آیا جنگ دیگری در انتظار حکومت ایران است؟
دوره فریب و رجز خوانی پایان یافته است
اصرار بر غنیسازی،گامی به سوی تسلیحات هستهای است، حکومت ولایت فقیه را در برابر فشارهای جهانی قرار داده است و احتمال درگیری نظامی را افزایش میدهد. پزشکیان در این مصاحبه، با اشاره به «انسجام ملی» و «حمایت کشورهای منطقه»، سعی کرد تصویری از قدرت و اتحاد ارائه دهد. اما این ادعاها، با واقعیتهای زمینی همخوانی ندارد. حمایت منطقهای ادعایی، بیشتر به محکومیتهای دیپلماتیک محدود بوده و حکومت در داخل با بحران مشروعیت مواجه است. مردم ایران، که سالها است زیر فشار سرکوب، فقر و فساد حکومت رنج میکشند، دیگر فریب رجزخوانیهای پوشالی را نمیخورند.
ضرورت فشار جهانی برای پایان دادن به ماجراجوییهای حکومت آخوندی
حکومت ولایت فقیه، در سایه وحشت از جنگ و اصرار بر برنامه هستهای، در تلهای خودساخته گرفتار است. سخنان پزشکیان، نه نشانه اقتدار، بلکه فریادی از استیصال است. جامعه جهانی، بهویژه تروئیکای اروپایی، باید با فعالسازی مکانیسم ماشه و تشدید تحریمها، حکومت خامنه ای را وادار به عقبنشینی از برنامه هستهای کند. مردم ایران، که به همراه آلترناتیو دموکراتیک -انقلابی و سازمان یافته برای آزادی و عدالت اجتماعی مبارزه میکنند، شایسته حمایت جهانی در برابر این حکومت سرکوبگر هستند. اکنون زمان آن است که جهان با فشار حداکثری، به ماجراجوییهای حکومت فاشیزم مذهبی ولایت فقیه پایان دهد و راه را برای رهایی مردم ایران هموار کند.







