نگاهی به زندگی و مبارزات مائو از برجستهترین چهرههای سیاسی قرن۲۰
۹سپتامبر سالروز درگذشت مائوتسه تونگ بود. مائو تسهتونگ یکی از تأثیرگذارترین و در عین حال بحثبرانگیزترین چهرههای سیاسی قرن بیستم بود؛ مردی که از یک خانواده روستایی در استان هونان چین برخاست، به یکی از رهبران اصلی انقلاب کمونیستی تبدیل شد و سرانجام در سال ۱۹۴۹ جمهوری خلق چین را بنیان گذاشت. زندگی او آمیزهای از مبارزه انقلابی، جنگ، نظریهپردازی سیاسی، قدرتطلبی و تصمیم های بزرگ بود که میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داد. مائو در ۲۶ دسامبر ۱۸۹۳ در روستای شائوشان در استان هونان متولد شد و در ۹ سپتامبر ۱۹۷۶ در ۸۲ سالگی درگذشت.
از یک روستای کوچک تا دنیای سیاست
مائو در خانوادهای کشاورز به دنیا آمد. پدرش فردی سختگیر بود و از همان دوران کودکی، مائو با زندگی دشوار روستایی و مناسبات سنتی جامعه چین آشنا شد. او در کودکی آموزشهای کنفوسیوسی دریافت کرد، اما علاقه چندانی به متون کلاسیک نداشت و بیشتر به مطالعه تاریخ و داستانهای تاریخی گرایش پیدا کرد.
در نوجوانی با ازدواج سنتی و از پیش تعیینشدهای که پدرش برای او ترتیب داده بود مخالفت کرد. بعدها مطالعه آثار سیاسی و فلسفی غرب، از آدام اسمیت و مونتسکیو تا روسو و داروین، افق فکری او را گستردهتر کرد. سقوط سلسله سلطنتی چین و انقلاب شینهای در سالهای ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ نیز نخستین تجربه مهم سیاسی او بود.
مائو پس از تحصیل در هونان راهی پکن شد و در دانشگاه پکن بهعنوان دستیار کتابدار کار کرد. در آنجا با اندیشههای مارکسیستی و اخبار انقلاب روسیه آشنا شد. جنبش چهارم مه ۱۹۱۹ نیز تأثیر مهمی بر نسل جوان چین گذاشت و مائو به فعالیت سیاسی و سازماندهی دانشجویان و کارگران پرداخت.
در همین زمینه
مجتبی بابا خانی در یک درگیری قهرمانانه با پاسداران به شهادت رسید
راهپیمایی بزرگ نماد حرکت تاریخی مائو
حزب کمونیست چین در سال ۱۹۲۱ تأسیس شد و مائو از اعضای اولیه آن بود. او بهتدریج در ساختار حزب رشد کرد و بهویژه بر نقش دهقانان در انقلاب تأکید گذاشت؛ دیدگاهی که بعدها یکی از ویژگیهای اصلی مائوئیسم شد.
در سال ۱۹۲۷، پس از درگیری خونین میان نیروهای کومینتانگ و کمونیستها، جنگ داخلی چین آغاز شد. مائو به این نتیجه رسیده بود که انقلاب چین نمیتواند صرفاً بر کارگران شهری متکی باشد و باید روستاها را به پایگاه انقلاب تبدیل کرد. استراتژی او بر محاصره شهرها از طریق روستاها و ایجاد ارتش انقلابی متکی بود.
سرانجام حزب کمونیست تصمیم گرفت مائو را به عنوان رهبر خود انتخاب کند. در ۱۴ اکتبر ۱۹۳۴ ارتش سرخ توانست بخشی از محاصره حزب ملی را در جنوب چین بشکند و راهپیمایی بزرگ را شروع کند. حدود ۸۵ هزار سرباز ارتش سرخ این راهپیمایی را شروع کردند. آنها به سمت جنوب هونان شروع به حرکت کردند و در بین راه در شهر گویی جو جلسهای اضطراری تشکیل دادند که در آنجا به طور رسمی مائو را به عنوان رهبر حزب انتخاب کردند. انتخاب او با حمایت رهبر شوروی, استالین انجام شده بود. در این مجلس مائو اصرار کرد که حزب کمونیست باید به سمت شان شی حرکت کند و بر روی جنگ با ژاپنیها تمرکز کند تا بتوانند حمایت مردم عادی چین را کسب کند.
در طول راهپیمایی بزرگ ارتش سرخ از مناطق بسیاری گذشت و در طول راه با انواع درگیریها رو به رو شد. زمانی که ارتش سرخ به شان شی رسید تنها ۸۰۰۰ نفر زنده ماندند. این واقعه تاریخی جایگاه مائو به عنوان رهبر و نماد حزب کمونیست را تثبیت کرد و مائو رهبر بلامنازع حزب در چین شد
جنگ با ژاپن و پیروزی کمونیستها
با حمله ژاپن به چین در سال ۱۹۳۷، کمونیستها و کومینتانگ برای مقابله با دشمن خارجی با یکدیگر متحد شدند. نیروهای مائو در این دوره توانستند پایگاه اجتماعی خود را در میان دهقانان گسترش دهند و ارتش کمونیستی را تقویت کنند.
پس از شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم، جنگ داخلی میان کمونیستها و ملیگرایان دوباره آغاز شد. ارتش کمونیست با استفاده از جنگ چریکی و سازماندهی گسترده روستاییان بهتدریج بر نیروهای کومینتانگ غلبه کرد.
در سال ۱۹۴۹، نیروهای مائو پیروز شدند و چیانگ کایشک و بخش بزرگی از نیروهایش به تایوان عقبنشینی کردند. در اول اکتبر همان سال، مائو در پکن تأسیس جمهوری خلق چین را اعلام کرد.
مائو در رأس قدرت
پس از پیروزی انقلاب، مائو تلاش کرد جامعه چین را بر اساس الگوی کمونیستی بازسازی کند. اصلاحات ارضی، گسترش آموزش و توسعه خدمات بهداشتی از جمله سیاستهایی بود که در این دوره اجرا شد و در برخی زمینهها، از جمله افزایش دسترسی به آموزش و مراقبتهای پزشکی، دستاوردهایی به همراه داشت.
اما مائو خیلی زود وارد مرحلهای از سیاستهای اقتصادی و اجتماعی بسیار بلندپروازانه شد. مهمترین نمونه آن «جهش بزرگ به پیش» در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۰ بود. هدف این برنامه تبدیل سریع چین به یک قدرت صنعتی و کشاورزی بود. ایجاد کمونهای بزرگ کشاورزی و تلاش برای افزایش تولید صنعتی، بخشهایی از این سیاست بودند.
با این حال، برنامهریزی نادرست، اهداف غیرواقعبینانه و گزارشهای اغراقآمیز درباره تولید به بحرانی عظیم منجر شد. قحطی گسترده در چین رخ داد و میلیونها نفر جان خود را از دست دادند. شکست این سیاست به کاهش نفوذ مائو در مدیریت روزمره کشور انجامید، هرچند او همچنان قدرتمندترین چهره سیاسی چین باقی ماند. برآوردهای تاریخی درباره شمار قربانیان قحطی متفاوت است و برخی پژوهشها از بیش از ۲۰ میلیون مرگ سخن گفتهاند.
انقلاب فرهنگی؛ بازگشت مائو به قدرت
در سال ۱۹۶۶، مائو «انقلاب فرهنگی» را آغاز کرد؛ جنبشی که هدف اعلامشده آن مبارزه با عناصر «بورژوازی» و «تجدیدنظرطلب» در حزب و جامعه بود. اما این حرکت به سرعت به یک بحران عظیم سیاسی و اجتماعی تبدیل شد.
مائو میلیونها جوان را در قالب «گاردهای سرخ» وارد میدان کرد. دانشگاهها و مدارس مختل شدند، روشنفکران و استادان مورد حمله قرار گرفتند و بسیاری از مقامهای حزب کمونیست نیز هدف تصفیه قرار گرفتند. در جریان این دوره، خشونت سیاسی، تحقیر عمومی، بازداشت و آزار مخالفان گسترش یافت و بخشهایی از میراث فرهنگی چین نیز نابود شد. انقلاب فرهنگی تا زمان مرگ مائو ادامه یافت و آثار عمیقی بر جامعه چین گذاشت.
«کتاب سرخ کوچک» شامل گزیدهای از سخنان و نوشتههای مائو نیز به نماد این دوران تبدیل شد و شخصیت مائو در جامعه چین به شکل گستردهای تقدیس شد.
میراث متناقض مائو
مائو تسهتونگ در تاریخ چین چهرهای دوگانه دارد. از یک سو، او رهبری بود که توانست پس از دههها جنگ و آشوب، کمونیستها را به پیروزی برساند و چین را به یک کشور یکپارچه تحت حاکمیت مرکزی تبدیل کند. از سوی دیگر، سیاستهای اقتصادی و سیاسی او، بهویژه «جهش بزرگ به پیش» و «انقلاب فرهنگی»، هزینه انسانی و اجتماعی سنگینی بر چین تحمیل کرد.
مائو همچنین نظریهای متفاوت از مارکسیسم کلاسیک ارائه کرد که در آن نقش دهقانان، جنگ روستایی، بسیج تودهای و «انقلاب مستمر» اهمیت ویژهای داشت. این اندیشه بعدها با عنوان «مائوئیسم» شناخته شد و در جنبشهای انقلابی کشورهای مختلف جهان تأثیر گذاشت.
سرانجام مائو در ۹ سپتامبر ۱۹۷۶ درگذشت. مرگ او پایان یک دوره مهم در تاریخ چین بود. چند سال بعد، تحت رهبری دنگ شیائوپینگ، چین مسیر تازهای را در پیش گرفت و اصلاحات اقتصادی گستردهای آغاز شد.
با وجود گذشت نیم قرن از مرگ مائو، میراث او همچنان موضوع بحث تاریخی و سیاسی است: برای برخی، نماد استقلال و انقلاب چین و برای بسیاری دیگر، نمونهای هشداردهنده از تمرکز قدرت، کیش شخصیت و پیامدهای فاجعهبار تصمیمهای سیاسی بدون امکان نقد و اصلاح. زندگی مائو نشان میدهد که چگونه یک رهبر انقلابی میتواند در فاصله چند دهه از یک روستای کوچک به رأس یکی از پرجمعیتترین کشورهای جهان برسد و تصمیمهای او سرنوشت صدها میلیون انسان را تحت تأثیر قرار دهد.







