سه‌شنبه, ۲۱ مهر, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

صمد بهرنگی در مسیر «ماهی سیاه کوچولو»

۸ شهریور, ۱۴۰۵
صمد در مسیر «ماهی سیاه کوچولو»
Share on TwitterShare on Facebook

صمد در مسیر «ماهی سیاه کوچولو». صمد بهرنگی را با داستان «ماهی سیاه کوچولو» به یاد می‌آوریم. او که در ۹ شهریور ۴۷ به طرز مشکوکی در رود ارس جان سپرد، با ماهی سیاه کوچولویش در ادبیات، و مبارزه سیاسی و اجتماعی ایران ماندگار شد.

ماهی سیاه کوچکی که از برکه‌های موجود و محدود به تنگ آمده است و آینده‌ی خود را نه در زیستنی تسلیم‌گونه و تن دادن به شرایطی که بر او محاط است، که در سفر می‌جوید، به بیرون زدن از برکه و راه باز کردن به سمتی دیگر بی‌آنکه بداند، مقصد کجاست یا حتی به کدام سمت باید بپیماید، گام بر می‌دارد.

انتخاب

نوستالژی «ماهی سیاه کوچولو»ی صمد بهرنگی که در سال ۴۶ نوشته و در سال ۴۷ منتشر شد، برای چند نسل از جامعه ایران، به خصوص کسانی که جوانی خود را در دهه‌ی ۴۰ و ۵۰ پشت سر می‌گذاشتند، تاثیری در حد انتخاب مسیر زندگی داشت.

این تاثیر زمانی بیشتر در عمق روح و جان مخاطب می‌نشست که خود را در مرگ مشکوک صمد بهرنگی در ۹ شهریور سال ۴۷ در رود ارس تداعی می‌کرد؛ نویسنده‌ی ماهی سیاه کوچولو نیز مانند ماهی سیاه کوچولو سفری را آغاز کرد که از مرزهای زمان گذشت و در خاطره‌ی نسل‌ها ثبت شد.

سهم صمد

صمد بهرنگی معلم جوان آذربایجانی که سهم خود از ایران را در آموزگار کودکان در روستاها برگزیده بود، با عشق به همان کودکانی که به آنها می‌آموخت به نگارش داستان نیز پرداخت. داستان‌هایی که در اغلب مواقع بیش از آنکه کودکان را بیانگیزاند، جوانان و بزرگترها را رهنمون می‌شد و این داستان ظرافت صمد بود در سخن گفتن در جامعه‌ای که حرف از مبارزه‌ی اجتماعی جرمی نابخشودنی محسوب می‌شد.

راه صمد

صمد به هر صورت مسیر خود را آغاز کرده بود. «ماهی سیاه کوچولوی» او نه تنها داستان مسیری بود که خود صمد، برای پیمودن برگزیده بود، بلکه مسیری بود که نسل نوجو و مشتاق ورود به مبارزه‌ی اجتماعی از آن انگیزه می‌گرفت.

باید بروم

ماهی سیاه صمد پیش از آغاز سفر و پیش از آنکه دریابد چاره‌اش برای رهیدن و از خود برون شدن در سفر است، «چند روزی بود که» «تو فکر بود خیلی کم حرف می‌زد.» تا اینکه روزی به مادرش گفت: «من دیگر نمی‌توانم» در این برکه‌ی کسالت آور «گردش کنم.» «باید از اینجا بروم.»

چه خبرهایی هست

ماهی سیاه کوچولو می‌گوید: «می‌خواهم بروم ببینم آخر جویبار کجاست.» سفر همیشه از افق‌های محدودتر آغاز می‌شود اما کیست که نداند، سفر به انتهای جویبار محدود نخواهد شد، کسی که پیمودن را آغاز کند، لاجرم باید گام‌های بعدی را نیز بردارد. زیرا «دلم می‌خواهد بدانم جاهای دیگر، چه خبرهایی هست.»

پیرماهی‌ها

ماهی‌های قدیمی بر دور او حلقه می‌زنند و او را می‌خواهند با تهدید از سفر و مهمتر از آن از سخن گفتن درباره‌ی سفر بازدارند، آخر در جامعه‌ی منجمد ماهی‌ها، سرخ‌ترین کلمه و خطرناک‌ترین پیام، پیام سفر است. مادر ماهی سیاه کوچولو شروع به گریستن برای فرزندش می‌کند، از آینده‌ای نامعلوم که در انتظار اوست، بیمناک است. و ماهی سیاه کوچولو او را مخاطب قرار داده و می‌گوید: «مادر! برای من گریه نکن، به حال این پیر ماهی های درمانده گریه کن.»

سال روز به دریا پیوستن صمد بهرنگی

او راهی شد و از آبشار به پایین پرید.

قورباغه‌ی نادان

در مسیر خود با قورباغه‌ای مواجه می‌شود که ماهی سیاه کوچولو را مخاطب قرار داده و می‌گوید: «من دیگر آن قدرها عمر کرده ام که بِفهمم دنیا همین بِرکه است.» و ماهی سیاه کوچولو پاسخ می‌دهد: «صدتا از این عمرها هم که بکنی، باز هم یک قورباغه‌ی نادان و درمانده بیشتر نیستی.»

حرکت یعنی شوریدن بر آنچه هست، در طلب و آرزوی افق‌های نو، پس بسیار طبیعی است که مدافعان وضع موجود مانعت شوند و تو را به توقف دعوت کنند.

تیغ

مهمترین فصل پیمودن ماهی سیاه کوچولو، دیدار با مارمولکی‌ست که گویا دنیا دیده و با تجربه است. مارمولک ماهی کوچک ما را از گرفتار شدن در کیسه‌ی مرغ سقا حذر می‌دهد، اما می‌گوید اگر گرفتار شدی، چاره تنها در پاره کردن کیسه است، پس تیغی به او می‌دهد.

ماهی سیاه یاد می‌گیرد که در این مسیر، گاهی نیز به تیغ نیاز دارد، وگرنه درندگانی هستند که به او و به هر آنکه مسیر سفر را برگزیده باشد، رحم  نخواهند کرد. از قضا ماهی ما در کیسه‌ی سقا گرفتار می‌شود و همان تیغ چاره‌ی نجات او می‌شود.

دریا

ماهی قصه‌ی صمد عاقبت به دریا می‌رسد، همانجایی که ماهی‌های شورشی پیش از او از برکه گذشته و خود را به آنجا رسانده بودند و در دسته‌ای گردآمده تا تور ماهیگیران را از هم بشکافند اما همه‌ی آنها گرفتار مرغ ماهی‌خواری بودند که دست از سرشان بر‌نمی‌داشت. زمانی که ماهی سیاه ما در شکم مرغ ماهی خوار گرفتار آمد باز همان تیغ برای او چاره ساز شد و کار مرغ ماهی خوار را تمام کرد و بقیه را آسوده. و خود نیز جاودانه شد.

ماندگاری

داستان ماهی سیاه کوچولو برای هر خواننده‌ای الهام بخش بود و امروز نیز برای آنان که جوینده‌ی نو شدن هستند، از تازگی برخوردار می‌باشد. صمد با این داستان جاودانه شد و نه تنها در متن ادبیات ما که در متن مبارزات مردم ایران ماندگار گشت. زیستن او شبیه به داستان همان ماهی بود هرچند با پایانی زودهنگام در ۲۹ سالگی، دوستدارانش را در ماتمی همیشگی فرو برد اما نشان داد که اگر کوتاهی زندگی با هدفی والا گره بخورد، انسان می‌تواند در مسیر ماندگاری و جاودانگی حرکت کند.

ما را در ایکس ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

Tags: صمد بهرنگی،
TweetShare

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توصیه سردبیر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!
فراسوی خبر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

پربیننده‌ترین‌ها

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

۱۹ مهر, ۱۴۰۵
چرا اقتصاد ایران کمر حکومت را خواهد شکست؟

چرا اقتصاد ایران کمر حکومت را خواهد شکست؟

۱۵ مهر, ۱۴۰۵
تتر روی مدار جنون؛ سقوط ۱۳ هزار تومانی در ۱۱ دقیقه

تتر روی مدار جنون؛ سقوط ۱۳ هزار تومانی در ۱۱ دقیقه

۱۷ مهر, ۱۴۰۵
ستاد مقر نیروهای انتظامی شهرستان گلشن مورد حمله مسلحانه قرار گرفت

ستاد مقر نیروهای انتظامی شهرستان گلشن مورد حمله مسلحانه قرار گرفت

۱۶ مهر, ۱۴۰۵
3864

اسامی و مشخصات شهیدان اعتراضات و قیام ۱۴۰۴

۳۱ خرداد, ۱۴۰۵

رئیس پلیس پیشگیری فاریاب در حمله مسلحانه کشته شد

۱۷ مهر, ۱۴۰۵

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.