آیا مذاکرات به بنبست رسیده است؟
لغو ناگهانی دور چهارم مذاکرات هستهای بین ایران و آمریکا که قرار بود در رم برگزار شود، بحثهای گستردهای را در مورد سرنوشت این گفتوگوها به راه انداخته است. این لغو در حالی اتفاق افتاد که تنشها میان دو کشور افزایش یافته و نشانههایی از سردرگمی دیپلماتیک و شکاف در استراتژیها از سوی طرفین مشاهده میشود.
از یک سو، تحریمهای تازه وزارت امور خارجه آمریکا و هشدارهای تند مقامات نظامی این کشور درباره حمایت رژیم ایران از حوثیهای یمن، فضای گفتوگو را متشنج کرده است. از سوی دیگر، رژیم نیز سعی دارد مسیر جدیدی در این بازی پیچیده ترسیم کند.
علت لغو مذاکرات: تعویق تاکتیکی یا شکست دیپلماسی؟
بر اساس گزارشها، ایالات متحده هرگز رسماً تأیید نکرده بود که در دور چهارم مذاکرات شرکت خواهد کرد. همچنین زمان و مکان دقیق آن مشخص نشده بود. همزمان، نشست کارشناسی چهارشنبه نیز لغو شد که این اتفاق نشان میدهد آمریکا بهصورت ساختاری تمایلی به ادامه روند فعلی مذاکرات نداشته است.
در شرایط عادی، هنگام مذاکرات دیپلماتیک، طرفین از رفتارهای تند و تهدیدآمیز پرهیز میکنند تا فرصت بیشتری به دیپلماسی بدهند. اما در این مورد، روند متفاوتی حاکم بود. از سوی ایالات متحده تحریمها و تهدیدها ادامه داشت و از طرف رژیم ایران نیز نشانههایی از ناامیدی زودرس دیده شد؛ بهویژه در سخنان مقامات بلندپایهای چون قالیباف و عراقچی می توان این واقعیت را دید.
حمایت ایران از حوثیها و تاثیر آن بر مذاکرات
یکی از نکات کلیدی در تشدید تنشها، هشدار آشکار وزیر دفاع ایالات متحده درباره حمایت مرگبار حکومت ایران از شبهنظامیان حوثی در یمن است. این هشدار صریح که در آن به “پرداخت هزینه در زمان و مکان انتخابی آمریکا” اشاره شده، علامت روشنی از تمایل آمریکا به در پیش گرفتن گزینههای سختگیرانهتر در صورت لزوم است
این موضعگیری در واقع بر مذاکرات سایه انداخته و نوعی اتمام حجت با طرف ایرانی تلقی میشود. آمریکا تلاش دارد نشان دهد که سیاست مماشات در کار نخواهد بود و گزینه نظامی را نیز بهطور بالقوه در دست دارد، اگرچه بهنظر نمیرسد تمایلی واقعی برای ورود به جنگ وجود داشته باشد.
موضع اروپا و آژانس بینالمللی انرژی اتمی
برخلاف مذاکرات گذشته مانند برجام که کشورهای اروپایی نقشی فعال داشتند، در روند فعلی این کشورها از سوی آمریکا کنار گذاشته شدهاند. فرانسه، انگلیس و آلمان حتی بهعنوان ناظر نیز در جلسات حضور ندارند. این اقدام ایالات متحده حاکی از تمایل به پرهیز از تعلل و پیچیده شدن گفتوگوهاست که ممکن بود با ورود بازیگران بیشتر رخ دهد.
اروپا، با توجه به نزدیک بودن پایان زمان برجام در اکتبر، در موضع حساسی قرار دارد. مقامات اروپایی نیز مواضعی همسو با آمریکا اتخاذ کردهاند. برای مثال، وزیر خارجه فرانسه به صراحت هشدار داد که در صورت شکست مذاکرات، مکانیزم ماشه فعال خواهد شد و تحریمهای سازمان ملل از سر گرفته میشود.
در کنار آن، آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز در گزارشهای اخیر خود فشارهای بیشتری بر ایران وارد کرده است. نقش این نهاد در آینده مذاکرات بسیار کلیدی خواهد بود، چرا که مسئول راستیآزمایی اجرای تعهدات خواهد بود. ایران با احتیاط به آژانس مینگرد و تلاش میکند از ورود زودهنگام این نهاد به مذاکرات جلوگیری کند.
اختلافات درونی آمریکا؛ فرصتطلبی یا توهم رژیم ایران؟
مقامات رژیم ایران مدعی هستند که در درون دولت و ساختار سیاسی آمریکا اختلافاتی در مورد نحوه برخورد با ایران وجود دارد. این ادعا، گرچه ممکن است رگههایی از واقعیت داشته باشد، اما تأثیر عملی بر سیاست کلی آمریکا ندارد، چرا که تصمیمگیر نهایی رئیسجمهور است.
اختلاف نظر در میان اعضای حزب جمهوریخواه، حمله به برخی مقامات مانند نماینده ویژه آمریکا در مذاکرات، یا حتی تغییرات در تیم مذاکرهکننده نمیتواند از اصول اصلی سیاست آمریکا در قبال ایران بکاهد. به همین دلیل، تحلیلگران این ادعاهای رژیم ایران را بیشتر بهعنوان بخشی از جنگ روانی برای تضعیف جبهه مقابل تلقی میکنند.
نقش چین و روسیه؛ پشتیبان واقعی یا همراه محتاط؟
ایران در تلاش است تا از روابط خود با چین و روسیه بهعنوان پشتوانهای در برابر فشارهای غرب بهره بگیرد. اما شواهد حاکی از آن است که هر دو کشور، گرچه در ظاهر روابط نزدیکی با ایران دارند، در بزنگاههای حساس منافع خود را در اولویت قرار میدهند.
روسیه هنوز قرارداد استراتژیک خود با ایران را در سطح عملیاتی بهتصویب نرسانده و چین نیز از سالها پیش به ایران اعلام کرده که روابط اقتصادی خود با آمریکا برایش در اولویت قرار دارد. بنابراین، بعید است که این دو کشور در صورت تشدید بحران با آمریکا، در سطحی فراتر از موضعگیریهای دیپلماتیک از ایران حمایت کنند.
مسیرهای پیش رو برای مذاکرات آمریکا و رژیم ایران
با توجه به مجموعه شرایط، میتوان مسیر احتمالی برای مذاکرات ترسیم کرد:
۱. بازگشت به میز مذاکره: شواهد نشان میدهد که رژیم ایران هنوز تمایلی به ترک مذاکرات ندارد. مقامات رسمی از جمله عراقچی تأکید دارند که مذاکرات باید ادامه یابد.
۲. تشدید فشار آمریکا و عقبنشینی تدریجی ایران: احتمالاً آمریکا با ادامه تحریمها و تهدیدها تلاش خواهد کرد تا خامنهای را به پذیرش شروط خود وادار کند. خامنهای نیز بهدلیل محدودیت منابع و تهدیدات جدی، ممکن است مجبور به امتیازدهیهایی شود.
۳. عدم توافق و فعالسازی مکانیزمهای بینالمللی: در صورت بنبست کامل، اروپا مکانیزم ماشه را فعال خواهد کرد و فشارهای بینالمللی وارد مرحله جدیدی میشود.
۴. درگیری محدود: اگرچه احتمال جنگ گسترده بعید است، اما درگیری محدود و حمله به مراکز حساس رژیم ممکن است در دستور کار اسراییل یا آمریکا قرار بگیرد. اگرچه برای خامنهای مطلوب نیست اما از گزینه تسلیم و وادادن آبرومندانهتر است.
در مجموع، رژیم ایران در یک موقعیت دشوار قرار دارد. نه توان مقابله تمامعیار با آمریکا را دارد و نه فضای لازم برای مانور دیپلماتیک در اختیار دارد. این همان بن بست استراتژیکی است که رژیم سخت گرفتار آن شده است.







