دو رویکرد قیام عاشوری حسینی را در تاریخ مواجه هستیم، این دو رویکرد همواره در تاریخ فراز و نشیبهایی داشته است؛ اما سئوالی که این روزها مطرح است اینکه چرا با رویکرد متفاوت به مخالفت با عاشورا در فضای مجازی دامن زده میشود؟ آیا باید باور کنیم این یک رویکرد خودبخودی بدلیل نزدیک به ۴۰ سال دیکتاتوری مذهبی است ؟ یا نه محافلی با اهداف مشخص سیاسی به این مخالفت دامن میزنند .از طرف دیگر قرن ها از این واقعه میگذرد همچنان مردم از آن یاد میکنند .درهمین رابطه آقای محمود ائمی طی گفتگویی با شبکه تصویری ایران آزادی به این موضوع پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد .
محمود ائمی: اگر که ما به فلسفه عاشورا و فلسفه قیام امام حسین نگاه بیندازیم این ضدیتها و این مخالفتها از جانب رژیم یا از طرف افراد دیگر آگاهانه یا نا آگاهانه کاملاً مشخص است . از آنجا که قیام عاشورا یک استطوره سازی نیست و یک واقعیتی هست که بر اساس احساسات عمیق انسانی شکل گرفته احساسات عمیقی که باعث شده یک تابلو بسیار بسیار زیبا و دقیق و بیخدشه از خصوصیات ناب انسانی در آن ترسیم شده باشد و امواج آن بر هر کسی بر هر انسان آزدهائی که بتابد بدون تردید آنرا تحت تأثیر خودش قرار میدهد و قلب اورا فتح میکند بنابراین اصلاً باب میل نظامهای دیکتاتوری بخصوص نظام دیکتاتوری آخوندی نیست .
سالهای سال همه دیکتاتورها از زمان بعد از امام حسین از یزید و بقیه خلفا بگیرید تا همین نقطه تمام تلاششان این بوده که پیام قیام عاشورا را نابود کنند و از آنجا که نتوانستند نابود کنند پس درصدد تخریب و مسخ آن و دگرگون کردن آن برآمدند، این کاری هست که ما شاهدیم، هم در زمان شاه وهم در زمان آخوندها انجام گرفته، در حالیکه امام حسین آن قیامی که بنیانگذاری و پایه گذاری کرد و ادامه داد خودش میگوید هر زندهایی بلاخره این مسیر را خواهد رفت.
در قیام عاشورا امام حسین روی دو عنصر اصیل انسانی انگشت گذاشته، آگاهی و اختیار انسان که میتواند موانع و سدهای مسیر رشد و تکامل را کنار بزند و مسیر بهروزی و پیروزی خلقها را باز کند ، به این دلیل شما با هر نگاه و بینشی که به قیام عاشورا به فروغ جاودان آزادی نظر کنید ، در آن انتخاب انسانهای آگاه آزاد و فداکار از خود گذشته ایی را خواهید دید برای آرمان شان و پیروزی آرمانشان حاضر هستند هر بهایی را بپردازند، این یک عمل خودکشی نبوده این یک عمل حسینی و فدایی بوده برای باز کردن مسیری که بسته شده بود به این دلیل برادر مسعود همیشه امام حسین را بعنوان پیامبر جاودان آزادی نام میبرد آزادی خجسته آزادی همانی که پیامبران هم بخاطر همین مبعوث شدند مگر جز این هست که پیامبران آمدند غل و زنجیر و بندهای اجبار را از دست و پای تودههای مردم باز کنند؟
چرا نباید رژیم این ایدیولوژی و آرمان را دست به تخریبش نزند، چون رژیم در نقطه مقابل امام حسین در نقطه مقابل فرهنگ امام حسین که روی آزادی و اختیار وآگاهی انسان تکیه میکند از ا بتدا تا انتها بر روی اجبار سرکوب و به برده کشیدن طراحی و برنامه ریزی میکند.
روز تا شب نگاه کنید این رژیم دنبال این است بندها و زنجیر عبودیت و بندگی و اسارت را بدست و پای مردم ایران ازشیوه های مختلف از طریق فشارهای مستمر اقتصادی از طریق محدود کردن زندگی و ارزاق و شغل و کار مردم ، از طریق فشار آوردن به دست فروشها ، کولبرانی که ناچار هستند برای قوت لایموت خودشان تلاش و کوشش کنند، اما آنها را میخواهد به اسارت و بندگی بکشاند، حتی رژیم آزادی کار دست فروشان و طبقات محروم را هم از آنها دریغ میدارد، پس بنابراین طبیعی است که باید تخریب کند.
البته این تخریب بزرگترین خیانت به امام حسین هم هست چرا که در عکس العمل اینکارهای رژیم آخوندی برخی فهمیده با نفهمیده؛ آگاهانه یا نا آگاهانه؛ از موضع روشنفکری یا هر مورد دیگر یا با هر باندرول و با هر چسبی تلاش میکنند این مسیر و این راه که همواره مشعلی بوده فراروی مبارزات مردم این مشعل را خاموش و یا کدر بکنند اما هیهات این جای خودش را در تاریخ باز کرده و از این به بعد هم باز خواهد کرد، اگر در این ۱۴۰۰ سال همه دیکتاتورها توانستند نور امام حسین را خاموش کنند ، آخوندهای دین فروش هم موفق خواهند شد
محمود ائمی: اول باید نگاه کنیم به فلسفهیی که امام حسین و عاشورا مبلغ آن بودند، امام حسین فلسفهایی را تبلیغ میکند که این زندگی و این فلسفه رودروی زندگی آرام و بی دغدغه ؛ پاسیو و غیر مسئول؛ و در لاک خود فرو رفتن هست. این فلسفه؛ فلسفه شورش و عصیانگری و بر خلاف جهت آب حرکت کردن و تعادل قوا را به هیچ گرفتن میباشد. خوب این یک محرک و دینامیزم بسیار زیادی هست . امام حسین میگوید «ان الحیاه و عقیده الجهاد» در نظرگاه امام حسین در نظرگاه اسلام انقلابی زندگی چیزی جز آرمان داشتن و مبارزه در راه آرمان وجهاد و پیگیری سخت و طولانی در راه آرمانها نیست ، خیلیها میخواهند بگویند یا تبلیغ میکنند گویا اینکه دوران آرمانگرایی گذشته است دیگر نمیشود ایدئولوژیک مبارزه کرد آنهایی که مبلغ این دستگاه هستند با هر موضعی با هر نظری با هر باندرولی هدفشان این هست که پویایی و جنگاوری و شورش و عصیان فرزند انسان را که حق طبیعیاش برای نیل به مقامهای والاتر انسانی هست؛ از او سلب کنند، وادار به تسلیم به شرائط موجود بکنند؛ بنابراین چنین افرادی هم میتوانیم بگوییم که بفهمنند و یا نفهمند در جبهه ظالم و در جبهه مقابل مظلومین و توده های مردم قرار دارند.
قیام امام حسین هدفش این بوده که ارزشهای ناب انسانی را بارز کند؛ که در مقابل ارزشهای انسانی از همه چیز باید گذشت خانه و خانواده زن و بچه و متعلقات و تعلقات و هرچیزی را باید کنار گذاشت ، بله انسان فرزند انسان این ظرفیت را دارد اینکار را بکند؛ قیام عاشورا وقتی انوارش به هر کسی میخورد همین خصوصیات انسانی؛ انسان را بیدار میکند به این دلیل هست که آخوندها تلاش میکنند محتوی این قیام را خالی نگهدارند ، برای همین برادر مسعود گفته «که آزادی؛ همون جرقه خدایی و امانت معروض به مقام انسانیست که بسا مسئولیتها از اون بر میخیزد آخه حرکت تاریخ حرکت مداوم و مستمری هست از جبر به سمت آزادی به سمت آزادی از اجبار به سمت آزادی این یک جبر تکاملی موجب حرکت تاریخ و انسان همیشه خواهد شد». شما نگاه کنید که تاریخ پر رنج و خون بشر، مردان و جنگاوران و سرداران و مصلحین بسیار زیادی به خودش دیده است ، چه جانفاشانی ها کردند؛ اما آن چیزی که تابلو قیام عاشورا را برجسته میکند با همه آنها این هست که ، امام حسین با همه مشقتها و سختیها و مصائبی که از ابتدا تا زمان شهادتش براو وارد شد او و یارانش همچنان استوار با ایمان با قوت قلب پرنشاط سرشار در مسیر خودشان پای فشردند .
برخیها ممکن بود فکر کنند این یک حرکت دیوانگیست و تاثیر ندارد، اما امروز که ما تاثیرات آن را در طول ۱۴۰۰ سال بخوبی میبینیم زیرا امام حسین توانست قلب تودههای مردم را تسخیر کند، تاریخ به خودش سرداران و جنگاوران زیادی دیده است که با حدم و حشم بسیار زیاد در تاریخ تأثیر گذاشتند، من مواردی تاثیرات مثبتش را میگویم اما کجاست جایگاه آنها در تاریخ و کجاست جایگاه امام حسین .
تا این نقطه؛ ما وقتی از ماندگاری قیام امام حسین صحبت میکنیم تا به امروز به نظر من بایستی از یک چهره و شخصیتی دیگری هم صحبت بکنیم اون چهره و شخصیت زینب کبری میباشد همانی که پس از شهادت امام و یارانش پرچم این مبارزه را بر دوش کشید و نظام یزیدی را رسوا کرد و زمینه ساز قیامهای مردمی برای سرنگونی حکومت امویان بوجود آورد.
این مسیر البته مسیر ساده ایی نیست مسیری ست بقول مریم رجوی «با کفش و کلاه آهنین طی کنیم تا به پیروزی برسیم» بنابراین حتی امروز اگر هم یاد و خاطره امام حسین و یارانش را گرامی میداریم و برایشان عزاداری میکنیم باید روح جنگندگی و عصیان و شورشگری همچون زینب کبری در آن مشهود باشد؛ در غیر این صورت ضد هدف امام حسین خواهد بود و این همان کاری است که آخوندها میکنند.
محمود ائمی: ما هر دو میگوییم اسلام و مسلمان هستیم اما باور کنید که به اندازه حتی یک اپسیلن هم آنچه مجاهدین به نام اسلام صحبت میکنند با آنچه خمینی از آن دم میزند یکی نیست و سرتا پا متفاوت است در همه زمینهها در مقابل همدیگر هستند.
این دو در جنگ و آشتی ناپذیری علی الدوام با هم هستند هیچ وجه مشترکی بین آنچه مجاهدین از اسلام صحبت میکنند و آنچه آخوندها میگویند نیست. این تشابه اسمیست نباید ما را به این بکشاند که وارد محتوی شویم درست مثل این میماند ، یک توپ پینگ پونک کروکی شکل هست، کره زمین با همه عظمت و پیچیدگیش کروی شکل است درست مثل اینه که این دوتا را مثل هم ببینیم اما تفاوت از زمین تا آسمان هست .
برخی میگویند که ما از اسلام متنفر هستیم بدلیل عملکردهای خمینی؛ ما به آنها میگوییم بله آفرین ما هم شما را تائید میکنیم اگر شما ملاک و عملکردهای خمینی و اسلام را با آن بسنجید و شاخص بگیرید؛ مجاهدین صدبار نه؛ هزار بار بیشتر از اسلامی که خمینی ارائه میکرد مخالفت کرده و میکنند و نه در حرف بلکه در عمل؛ کی بود از اول شعار مرگ بر خمینی میداد؛ خمینی به مثابه یک فرد نبود؛ خمینی به مثابه یک اندیشه و تفکر به مثابه آن نوع اسلامی که خودش را معرفی میکرد یا که اسلام را بخودش میچسباند .
مجاهدین اولین کسی بودندکه این شعار را دادند، مجاهدین از اولین روزی که خمینی سرکار آمد دعوایش با خمینی سر آزادیهای دمکراتیک برای مردم ایران بود نه چیز دیگر، بر خلاف دیگر گروهها که ادعای انقلابیگری و چپ نمایی داشتند و همسوی با خمینی قرار گرفتند؛ این مجاهدین بودند که گفتند مسئله اصلی و اساسی آزادی است؛ آرمان آزادی؛ چرا که جامعه ایی که آزادی درآن نباشد هیچ چیز درآن وجود ندارد؛ آزادی به معنای عام و تمام کلمه و در همه ابعاد و زمینهها؛
بنابراین مجاهدین از روز اول در تضاد عملی بودند با این رژیم؛ قیمتش را پرداختند؛ چه کسی جرات میکرد خمینیهای کوچک و نمایندگان خامنه ایی در شهرهای مختلف که فرمان قتل عام مجاهدین را فرمان اعدام مجاهدین و دختران و زنان باردار را صادر کرده بودند، جرات داشت که مجازات کند؟ فقط مجاهدین؛ پس مجاهدین از یک عمق؛ و ریشه بسیار بسیار جدی در تضاد و در جنگ با خمینی شروع کردند؛ شما میگویید که تفاوت اسلام مجاهدین با اسلام آخوندها چیست؟
این یک بحث بسیار مفصلیه فکر نمیکنم در این فرصت کم واقعاً بتوانیم به آن اشاره کنیم اما برای اینکه بی جواب نگذارم میتوانیم از چند جنبه به این دو موضع نگاه بکنم
«یک؛ اسلام مجاهدین بر خلاف اسلام آخوندی که خشک و مرتجعانه هست یک اسلام پویاست؛ دینامیزم داره؛ و میتواند در دورانهای مختلف با شناخت مسائل اجتماعی و فرهنگی و سیاسی؛ و مجموعه اوضاع و احوال راه خودش را باز بکنه؛» .
«دو: اگرخواسته باشیم بگوییم در یک کلمه تضاد اصلی مجاهدین یا دعوای اصلی مجاهدین یا جنگ اصلی مجاهدین با اسلام آخوندی در کجاست میتوانم بگویم در یکجا؛ جنگ اصلی ما در مورد مسئله زنان و نگاه به مسئله زنان با رژیم آخوندی هست این رژیم یک رژیم زن ستیزه؛ عصاره اسلام آخوندی رو اگر بفشاریم در یک کلمه ضد زن است؛ زن را موجود درجه دو میداند؛ به زنان حق شرکت در فعالیتهای اجتماعی در همه ابعاد را نمیدهد، اگر به رژیم خمینی باشد زنان را به گوشه خانهها و پستوها میراند؛ خودش خیلی راحت میگوید: زن وظیفه اصلی اش خانه داری ، بچه داری و شوهر داری است؛ اما اسلام مجاهدین رو در روی نظام آخوندی و ایدئولوژی آخوندی ، زن را موجودی آگاه؛ برابر؛ با مرد می بیند بجای اینکه به جنس توجه کند به انسانیتش توجه میکند؛ به همین دلیل هست که در سازمان مجاهدین خلق ایران در گذشته خواهر مریم برای اول بار در موضع مسئول اولی قرار میگیرد بعد از آن نسلی از زنان هستند که سکان رهبری این سازمان را بعهده گرفته و میگرند.
همچنین خانم مریم رجوی که رهبری یک مقاومت سر افراز را در یکی از پیچیدترین شرائط سیاسی و اجتماعی بدست میگیرد؛ بنابراین میتوانیم بگوئیم که در این اسلام تفاوت اصلی دراینجاست به همین دلیل هست که رژیم آخوندی از اسلام مجاهدین وحشت میکند.
در یکی از نشریات رژیم نوشته بود حواستان باشد الان در دوران محرم مجاهدین و کانونهای شورشی فعالیتهای خودشان را شروع میکنند؛ چرا رژیم اینقدر ا ز اسلام مجاهدین میترسد؟ چرا از مجاهدین میترسد؟ نگاه کنید این حکومت مذهبی است و ضدیتهای خودش را با غیر مذهبیها یا با آنهایی که به مذهب اعتقاد ندارند به بقول خودش باصطلاح الحادیها انجام میدهد. اما درحالیکه تمام کتابهای مارکسیستی منتشر میشود در داخل ایران در ابعاد وسیع بدون محدویت؛ اما اجازه چاپ حتی یک جزوه از مجاهدین را نمیدهد؛ مجاهدین خودشان را مسلمان میدانند .پس آنقدر با هم تفاوت دارند که برایش قابل تحمل نیست .
مفتح یکروزی گفته بود که اگر روزی ما سرنگون شویم هر حکومت دیگری سر کار بیاید باز هم به ما آخوندها نیازمند خواهد بود، اما تنها در صورتیکه مجاهدین سر کار بیایند ما دیگر جایی نخواهیم داشت بله در نظام آینده؛ آخوندای مفت خور جایی برای جولان ندارند.
محمود ائمی: قیام امام حسین درسش برای همه زمانها و برای همه تاریخ بوده ، محدود به یک زمان مشخصی نبوده ، اما در دوران ما بطور مشخص پیام امام حسین و پیام عاشورای امام حسین راهگشای حرکتهای ما و کانونهای شورشی و قیام مردم ایران خواهد بود .
امروز رژیم تلاش میکند که نشان بدهد که در تعادل قوای بین او و تودههای مردم ، از دست تودههای مردم چیزی بیرون نخواهدآمد وکاری ساخته نیست، چون مسلط هستم ، اما پیام امام حسین همین کاری که امروز کانونهای شورشی میکنند بطلان دعاوی رژٰیم آخوندی را به اثبات میرساند. نگاه کنید در قیام امام حسین هفتاد و دو نفر در مقابل ده هزار لشکر جرار یزید و بقولی سی هزار ایستادگی و مقاومت میکنند.
در تاریخ راه خودش را باز میکند پیام امام حسین این است که تعادل جامعه را رژیم میخواهد ترسیم کند به هیچ بگیرد و ما میتوانیم و توانستیم اینکار را بکنیم البته دوران ما با دوران امام حسین بسیار متفاوت است. چرا که ما با قیام سراسری روبرو هستیم با تودههای آگاه؛ با هزار اشرف روبرو هستیم هزاران جوان جان برکفی که به پیروی از امام حسین راه را گشودند؛ راه جهاد را گشوندند و میگشایند و این رژیم را سرنگون میکنند آزادی خجسته آزادی؛ ما و مردم ما صدسال است که دنبال آزادی میگردیم به دست خواهنم آورد.
محمود ائمی: هر نوع حرکتی با هر میزانی و با هر انگیزهایی بدون تردید جلو برنده است؛ آنهایی که میخواهند تبلیغ کنند که حرکتها شکست میخورد چه بفهمنند و چه نفهمنند در زمین رژیم بازی میکنند؛ در جریان مبارزه؛ محاسبه شکست و پیروزی و شروع مبارزه کاملاً غلط هست؛ البته که در جریان مبارزه آدم باید حساب و کتاب بکند اما برای شروع مبارزه و برای راه باز کردن از این نقطه نباید شروع بکنیم؛ شما نگاه بکنید در همین سازمان مجاهدین خلق ایران که هفته گذشته پنجاهمین سالگرد پر افتخارش را گرامی داشتیم؛ در سال ۴۴ که بنیانگذاری شد هیچ چشم اندازی برای پیروزی وجود نداشت هیچ؛ اما بنیانگذاران سازمان نوری را در انتهای یک مسیر تاریک و طولانی میدیدند و با انگیزه به آن حرکت کردند و رفتند؛ نگاه کنید اگر درهمین آرمان و همین انگیزه و همین آرمان مجاهدین؛ امام حسین نبود وچراغ راه مجاهدین قرار نمیداشت سازمان مجاهدین تأسیس نمیشد سی خرداد بوقوع نمیپیوست مقاومتهای اشرف و لیبرتی با دست خالی در مقابل هاموی و تیر و تبر؛ به نتیجه نمیرسید؛ و این مسیر و مبارزه به کانونهای شورشی که امروز میبینیم صدای رژیم را در آوردند و رژیم را بلرزه انداخته است شاهد نبودیم ؛ ما یک مسئولیت تاریخی داریم یک وظیفه تاریخی داریم؛ این وظیفه تاریخی را ما باید ا نجام بدهیم مثل امام حسین با هر بهایی با هر قیمتی؛ انوار این مبارزه ۱۴۰۰ سال قبل بر مجاهدین تابیده است؛ به همین دلیل هست مجاهدین هم هر چیزی که در مسیر خودشان مانع بود از خانه و خانواده و هر نوع وابستگی کنار زدند و راه را باز کردند تا این مقاومت امروز به کانونهای شورشی رسیده که نک این هرم است.






