این بار پای صحبت معلمان و فرهنگیان
در کوچهپسکوچههای ایران، صدای کسانی را میشنوید که کمتر فرصتی برای شنیده شدن دارند؛ معلمانی که از سفرههای خالی میگویند، کشاورزانی که با خشکسالی و بیتدبیری دستوپنجه نرم میکنند، بازنشستگانی که از تنگنای معیشت مینویسند و شهروندانی که دردها، امیدها و روایتهای خود را از گوشهوکنار ایران با ما در میان میگذارند. اینجا روایت زندگی روزمره مردمی است که پشت آمارها و خبرهای رسمی، واقعیت ایران را زندگی میکنند.
معلمان به کجا پناه ببرند؟
ارسالی یک هموطن – اول باید خودمون متحد بشیم و روی درخواست هایمان بایستیم. تا درخواست هایمان را رسانه ای نکنیم به جواب نمی رسیم. قرار نیست برای حقمون التماس کنیم، باید مطالبه کنیم. مسئله فقط حقوق و معیشت معلم نیست. باید آموزش و پرورش درست بشه، الان جایگاه معلم به رسمیت شناخته نمیشه درحالیکه معلم مستقیماً با آینده علمی و فرهنگی کشور سروکار داره.هر حرفی که می زنیم هر درخواستی که میکنیم میگن بودجه نداریم درحالیکه باید پاسخ بدهن. سوال ما این هست که منابع آموزشوپرورش، صندوق ذخیره و اموال و امکانات این وزارتخانه کجا هزینه میشوند؟
طرف حساب ما وزارت آموزشوپرورش و مسئولان همین وزارتخانه هستند این ها باید جواب بدهند. ما هشدار میدیم اگه پاسخ نگیریم حضوری در وزارت خانه مطالباتون را میگوییم. ما فقط در مطالبات خودمون مشکل نداریم بلکه آینده مدرسه و علم و فرهنگ این کشوره که معلوم نیست به چه سرنوشتی دچار میشود. اتحاد ما مسئله حل میکند.
مشکلات معیشتی فرهنگیان
ارسالی یک هموطن فرهنگی- الان بانک آینده سابق به بانک ملی تغییر کرده . من حسابی در بانک آینده داشتم به آن رجوع کردم ، با کارمند پشت باجه صحبت کردم . اولا که ایشون به من که مدیر مدرسه هستم گفت شما معلم ها که خوش به حالتون، همش تعطیل و مجازی، من هم در جواب گفتم اتفاقاً ما معلمها باید حق جنگ میگرفتیم که از همون روز اول مجازی را پا به جفت تا آخر خرداد و هنوز که هنوزه در مرداد ماه مشغول برگزاری آزمون نهایی هستیم.
بیشتر بخوانید
شما بانک هستید همه چی دیجیتال شده و کاری ندارید و ارباب رجوع ندارید و دردناکترش این بود که میگفت از وقتی شدیم بانک ملی ۲۰ تومان از حقوق ما کم شده. ۲۰ تومن یعنی کمی کمتر از حقوق من مدیر. که تازه از کل حقوقشون کم شده. شما ببینید چقدر میگیرند که تازه اندازه یک ماه حقوق ما ازشون کم شده. واقعا این مملکت حساب وکتابی نداره.
پاسخ یک معلم به وضعیت معیشت
ارسالی یک هموطن – میدونید توی این شرایط بیشتر ما معلمان به چی فکر میکنیم؟ حقوق من که قبلاً تا ۱۰ میرسید الان دیگه تا روز پنجم هم نمیرسه. بارها به خودم میگم خودم را بندازم جلوی یک ماشین حداقل میمیرم و خانواده ام تا چند وقت با پول دیه من خوب زندگی میکنند. چون من اشتباه کردم این شغل رو انتخاب کردم بخدا این حرف منِ معلم نیست حرف خیلی از معلم های این کشوره. معلم ها از همه اقشار بدبخت تر هستند و تا همه متحد نشیم به جایی نمی رسیم.
وقتی پلیس راهور قانون تصویب می کند!
ارسالی یک هموطن راننده – از طرف پلیس راهور قانونی داره تصویب میشه مبنی بر ممنوعیت و عدم استفاده و نصب پرده، حتی به صورت فابریک چه در خودروهای سبک و چه در خودروهای سنگین و در صورت مشاهده، جریمههای سنگین و حتی ارجاع دادن خودرو به پارکینگ توی این قانون وجود داره. روی سخنم با اون مسئولیِ که این قانون را به تحریر درآورده و قرار بر اجرای اون گذاشته. جناب آقای مسئول! تا به حال شب تا صبح رانندگی کردی برسی خوزستان، چابهار، بندرعباس و بخوای استراحت کنی و از شدت تابش نور خورشید و گرمای اون نتونی؟ تا به حال شده چند ساعت متوالی توی جاده رانندگی کنی و از بغل شیشهی اتومبیلت پوست صورت، گردن و دستت بسوزه و در آخر به اگزما پوستی تبدیل بشه؟ به نظر من اگه دغدغهی شما فقط برداشتن این پردهست که جلوی آسیب به من راننده را میگیره، پس اولین پردهای که باید برداشته بشه پرده از دزدیها و اختلاسهاییِ که توی این مملکت داره به وجود میاد و به وجود اومده تا به حال و هیچکس پیگیری نکرده و پردهای ازشون برداشته نشده. پرده باید از نونی که از سر سفره مردم ایران حذف شده، پرده از اون شرکتهایی باید برداشته بشه که زحمت چندين و چند ساله یک راننده کامیون رو یکشبه بر باد فنا دادن. با شرف زندگی کنیم.
قطع برق در گرمای طاقت فرسا در خوزستان
ارسالی یک هموطن از خوزستان – حدود بیست روزی برق را قطع نمیکردند. مجددا قطعی برق در شهرهای خوزستان شروع شده. هر نوبت دوساعت در حالی که گرما و شرجی بیداد میکند.
وضعیت مردم در گرمای تابستان و بی برقی – اصفهان
ارسالی یک هموطن از اصفهان – مردم دارند خفه میشوند از گرما و کاری از آنها ساخته نیست فقط دارند آب میشوند. مشاغل اغلب مختل شده. بدون برق چیکار میشه کرد. درآمد نیست خرج سنگینه هیچی نمیشه خرید تورم وحشتناکه. من شغلم آزاده درآمدم با بدبختی شاید۲۰ میلیون بشه، مخارج حساب نداره کلا از همه چی صرف نظر کردیم کم کم داریم میمیریم.







