شنبه, ۲۵ مهر, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران؛ زندگی یا انتخاب بین بد و بدتر؟

۱۰ مرداد, ۱۴۰۵
در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران؛ زندگی یا انتخاب بین بد و بدتر؟
Share on TwitterShare on Facebook

خشم و فریاد فراگیر

در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، صدای کسانی را می‌شنوید که کمتر فرصتی برای شنیده شدن دارند؛ کارگرانی که از سفره‌های خالی می‌گویند، کشاورزانی که با خشکسالی و بی‌تدبیری دست‌وپنجه نرم می‌کنند، بازنشستگانی که از تنگنای معیشت می‌نویسند و شهروندانی که دردها، امیدها و روایت‌های خود را از گوشه‌وکنار ایران با ما در میان می‌گذارند. اینجا روایت زندگی روزمره مردمی است که پشت آمارها و خبرهای رسمی، واقعیت ایران را زندگی می‌کنند.

یک بازنشسته ا ز دردهایش می‌گوید

درد ما کارگرها را کسی نمی‌بیند. خیلی از پدران ما سی سال، بعضی‌ها حتی بیشتر از پنجاه سال، به‌صورت فصلی توی کارخانه‌های قند کار کردند. زمان جنگ، زلزله و کرونا هم سرِ کار بودند. حتی جمعه‌ها هم تعطیل نمی‌شدند. شیفتی و دوازده‌ساعته، توی گرمای بالای ۶۰ درجه کار می‌کردند. مدیران و مسئولان کارخانه‌ها خودشان بهتر از هر کسی می‌دونند این کارگرها چه سختی‌هایی کشیدند.

حالا نتیجه اون همه زحمت چیه؟ بیشترشون با کمر درد، آسیب ستون فقرات، زانو درد یا بیماری‌هایی مثل سرطان پروستات، ریه، مغز و کبد دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بعضی‌ها هم موقع انجام کار جونشون را از دست دادند.

امروز خیلی از همین کارگرهای بازنشسته، حتی برای راه رفتن هم مشکل دارند. از اون دردناک‌تر اینکه بعضی از بچه‌هایشان به‌خاطر فقر، بیکاری، نداشتن خانه و ناتوانی در تشکیل زندگی، به آخر خط می‌رسند و دست به خودکشی می‌زنند.

آیا این انصافه؟ آیا حق یک پدر زحمتکش این هست که بعد از یک عمر کار و عرق ریختن، جلوی چشمش زندگی و آینده فرزندش از هم بپاشه و همیشه شرمنده زن و بچه‌اش باشه؟پس عدالت کجاست؟ حق این کارگرها چه می‌شود؟

مالباخته میلیاردی از شرکت عراقچی

شرکت گول بال با مدیرت حسین سلیمان زاده و عراقچی

من هم مثل خیلی‌های دیگه گول وعده‌های این شرکت را خوردم و تمام سرمایه چند سال زحمت و زندگیم را از دست دادم.

بیشتر بخوانید

روزهای قتل عام ۶۷ در زندان مخوف گوهردشت چه گذشت؟

برج ۹، حدود ۱۲ میلیارد تومان به حساب شرکت ریختم. قرار بود ماشین تحویل بدهند، اما نه ماشینی دیدم و نه حتی یک ریال از پولم را پس گرفتم.

قبل از عید، دادستان به ما گفت قراردادها را فسخ کنید تا پول‌هایتان برگردد. ما هم به حرفش اعتماد کردیم و فسخ کردیم، اما بعداً فهمیدیم نه‌تنها پولی به ما نرسیده، بلکه به گفته ما، پول‌های شرکت آزاد شده و سهمی به مالباخته‌ها نرسیده است.

الان هم به ما می‌گویند شرکت دیگر پولی ندارد. یعنی سرمایه‌ای که با هزار بدبختی جمع کرده بودیم، معلوم نیست کجا رفته و هیچ‌کس هم پاسخ روشنی به ما نمی‌دهد.

تنها خواسته من و بقیه مالباخته‌ها این هست که به این پرونده شفاف و عادلانه رسیدگی کنند و حق مردم را برگردانند. این پول، حاصل سال‌ها کار و زحمت ما بوده و از دست دادنش یعنی از دست رفتن زندگی و آینده خانواده‌هایمان.

یک راننده کامیون از منطقه حاجی‌آباد گهکم

تنها گناه من این است که کامیونم چینی است و باک فابریک آن فقط ۳۰۰ لیتر ظرفیت دارد. در حالی که بیشتر تریلی‌ها برای پیمودن مسیرهای طولانی و ایستادن در صف‌های چندساعته، باک‌هایی با ظرفیت ۸۰۰ لیتر یا بیشتر دارند. به همین دلیل ناچار شدم باک بزرگ‌تری روی کامیون نصب کنم، اما همین تصمیم برایم دردسرهای بزرگی به‌وجود آورد.

به ناحق با من برخورد کردند؛ حتی باک کامیونم را مقابل چشمان خودم باز کردند و بردند. علاوه بر خسارت سنگین، گفته شد اگر مبلغی پرداخت نکنم، جریمه‌ای تا ۵۰۰ میلیون تومان در انتظارم خواهد بود.

از رانندگان شنیده می‌شود که برای عبور از برخی مراحل، مبالغی معادل ارزش ربع یا نیم‌سکه مطالبه می‌شود و در غیر این صورت، پرونده به دادگاه ارجاع داده یا جریمه‌های سنگین اعمال می‌شود. من هم در مجموع، بین جریمه‌ها، هزینه‌ها و از دست دادن باک کامیون، حدود ۵۰۰ میلیون تومان خسارت دیده‌ام.

مواردی هم وجود داشته که ارزش خودروی یک راننده حدود ۶۰۰ میلیون تومان بوده، اما جریمه‌ای ۷۰۰ میلیون تومانی برای او صادر شده است. واقعاً درآمد یک راننده چقدر است که بتواند چنین مبالغی را پرداخت کند؟

مشکلات من به اینجا ختم نمی‌شود. چند ماه پیش یک کامیون ده‌چرخ کمپرسی را به ارزش حدود چهار میلیارد تومان فروختم و سرمایه‌ام را در اختیار یک شرکت قرار دادم. اما اکنون با گذشت سه ماه از فسخ قرارداد، هنوز پولم را پس نداده‌اند.

این روزها بسیاری از رانندگان احساس می‌کنند هرکس به هر شکلی که می‌تواند، از شرایط موجود برای پر کردن جیب خود استفاده می‌کند. امیدوارم روزی برسد که عدالت جایگزین این وضعیت شود و ریشه ظلم از این سرزمین برچیده شود.

گرانی و فقر در شهر قدس

کلا گرونی هرچندوقت یکبار به زندگی ما غالب میشه. ولی الان در وضعیت فاجعه قرار داریم اینکه میگیم سفره ها کوچیک شدن واقعیته زندگی هر روز ماست ما هربار با تورم یه سری خریدها از سبد معیشت مان حذف میشه مثلا چیزایی که ارزش غذایی بالایی حتی ندارند. ببینید مثلا من یک دوست دارم که دونفرشون کار میکنند و درآمد دارند قبل از این قضایا گوشت قرمز از زندگیشون حذف بود وفقط با مرغ پروتئین را جبران میکردند، الان چطور شده که همون مرغ هم از سفره هاشون حذف شده.مثلا الان خوراکی هم دیگه سعی میکنیم کمتر بخریم چون یک بسته پفک یا چیپس ۱۰۰ تومان شده ، قبلش ۱۰ هزار تومان بوده . قیمت اجناس فقط میتونم بگم فاجعه بار به معنای واقعی هست .میخوام بگم نون هم قیمت بالاییه به طور کلی یک نون بربری ۲۰ هزار تومان شده البته نونوایی که بشه نونش را دوروز نگه داری و بعد بخوری.

۴ ماه حضور در کنار لانچرها بدون یک ریال حقوق!

امیر دزفول: جمعی از نیروهایی که بخاطربی پولی وبیکاری به دورافتاده‌ترین و پرخطرترین مناطق نظامی اعزام شده‌اند، از عدم تحقق وعده‌های مسئولان و پرداخت نشدن ۴ ماه حقوق خود خبر می‌دهند. بر اساس گزارش‌های رسیده، این نیروها با وعده شیفت‌بندی «۱۵ روز حضور در منطقه و ۱۵ روز استراحت در خانه»، با حقوق ماهیانه ۴۰ میلیون تومان و دریافت کارت ایثارگری به این مناطق اعزام شده‌اند. محل مأموریت این افراد، خطرناک‌ترین و حساس‌ترین نقاط نظامی از جمله کنار لانچرهای موشکی، توپخانه‌ها و اسلحه‌خانه‌ها در فواصل بسیار دور است. با وجود اینکه قرار بود حقوق‌ها به‌صورت «ماه به ماه» و منظم واریز شود، اما کسانی که الان ۴ ماه است در این مناطق پرخطر حضور دارند، تأکید می‌کنند که تاکنون «هیچ‌گونه» دریافتی نداشته‌اند و حتی یک ریال هم به حسابشان واریز نشده است. ایستادن در چنین شرایط سخت امنیتی و دوری از خانواده، با جیب خالی و وعده‌های توخالی، شرایط را برای این نیروها به شدت سخت کرده است.

زندگی یا جنگ بقا؟

دیگه زندگی شده جنگ بقا، هر روز که از خواب بیدار می‌شیم یک قیمت جدید منتظرمونه. مواد غذایی هر روز گرون‌تر از دیروزهست. اجاره‌خونه‌ای که دیگه از توان خیلی‌ها خارجه. هزینه درمان و دارو که اگر یکی مریض بشه باید نصف زندگیشو بفروشه.آب و برق و گاز هم یکی یکی گرون می‌شه ، اما حقوق ها همونه.تورم نفس مردم را بریده بازار کساده خیلی‌ها یا بیکارهستند یا با چند تا شغل هم خرج زندگی شان درنمیاید.

آخر ماه که می‌رسه خیلی ها فقط حساب می‌کنند چی را حذف کنند گوشت؟ میوه؟ لباس؟ تفریح؟ یا حتی درمان؟ زندگی شده انتخاب بین بد و بدتر.

موردی داریم واسه عمل داخلی مربوط به سرطان بیمارستان گفته وسیله ای لازم داریم که خودتون باید تهیه کنید قیمت ۹۰ میلیون. علاوه بر دستمزد پزشک که گفته ۱۲۰ میلیون بماند. هزینه بیمارستان و دارو هرشب بستری ۸ میلیون. تخت ای سی یو هرشب ۱۵ میلیون بدون همراه و غذای همراه، ایشون یک پراید داشتن فروختن که خرج درمان کنند. پول این پراید هم هزینه ها را پوشش نمیده. دارو چند برابر شده تکلیف مردم چیه. بنظرم همینکه حاکمیت نمیخواد جنگ تموم بشه چون نمیتونه پاسخگوی مطالبات مردم باشه و بر طبل جنگ میکوبه. این جنگ چه ره اوردی برای مردم داره جنگ فقط برای بقای این حکومته…

ما را در ایکس ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

Tags: اقتصاد ایرانبحران معیشتزندگیسفره خالیفروپاشی اقتصادیکوچهکوچه های شهرگرانی و تورم
TweetShare

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توصیه سردبیر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!
فراسوی خبر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

پربیننده‌ترین‌ها

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

۱۹ مهر, ۱۴۰۵
زنده؛ حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

۲۰ مهر, ۱۴۰۵
چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

۲۱ مهر, ۱۴۰۵
رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

۲۲ مهر, ۱۴۰۵
افغانستان برق ترانزیت می‌کند؛ مردم ایران با خاموشی و گرانی چه کنند؟

افغانستان برق ترانزیت می‌کند؛ مردم ایران با خاموشی و گرانی چه کنند؟

۲۰ مهر, ۱۴۰۵
تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.