سه‌شنبه, ۵ آبان, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

تهمت جنگ من و حضرت حق بهتان بود

۳ تیر, ۱۴۰۵
تهمت جنگ من و حضرت حق بهتان بود
Share on TwitterShare on Facebook

شعری به قلم یک زندانی سیاسی محکوم به اعدام

«تهمت جنگ من و حضرت حق بهتان بود» سروده پيمان فرح آور زندانی سیاسی محکوم به اعدام در زندان لاکان رشت. این شعر در مورد اتهام رذيلانة محاربه با خدا که مبنای بسیاری از احکام ضد انسانی اعدام در دستگاه قضاییه حکومتی است سروده شده و شاعر انقلابی وطن با روحیه سرشارش شعرش را چنین به پایان می‌برد:

ما بدهکار وطن بوده و هستیم هنوز

عهد با مادر خود را نشکستیم هنوز

بیشتر بخوانید

مانيفست آزادی در پاریس

سروده در زندان – ۲۱ بهمن ۱۴۰۴

تهمت جنگ من و حضرت حق بهتان بود

پدرت عاشق دلسوخته‌ یزدان بود

پدرت گفت ندزدید، وطن خانه‌ ماست

سر فدای وطنم باد که جانانه‌ ماست

وطنم مادرم ایران منست، جان و دلم

به خدا مادر من جان منست، جان و دلم

پای بیدادگران محکم و ما بر داریم؟

بانک هیهات من‌الذله به لبها داریم

ما برای همه اهل وطن در بندیم

موج اشکیم ولی گریه‌کنان می‌خندیم

شاد باشید عزیزان وطن، ما هستیم

سرو بودیم و ز بوران بلا نشکستیم

صخره بودیم که طوفان پس طوفان دیدیم

حکم اعدام گل و ضجه‌ بستان دیدیم

سهم ما درد شد و مرگ و عزاداری و غم

تسلیت گفتن هر روزه‌ یک شهر به هم

کمرم خم شد از این بار گران مردم

وای بر شرم پدر وای ز نان مردم

غم مردم به خداوند جگر می‌سوزد

به خدایی خداوند پدر می‌سوزد

جگرم سوخت که غم‌خواره‌ مردم شده‌ام

جگرم سوخت که آواره‌ مردم شده‌ام

کارگر باشی و زحمتکش و زندان باشی؟

کارگر باشی و یک اسم از انسان باشی؟

اشک بر صورت این شعر عطش میبارد

خنجر داغ به پیشانی گل می‌کارد

واژه‌ها دور من آماده‌ شورش شده‌اند

چشمها چشمه‌ خون مرده‌ جوشش شده‌اند

چشم جنگل نگران قدم کوچک‌خان

شیر زندان خوس گیلانمه جان قوربان

شاد باشید بهاران به چمن می‌آید

شاد باشید که سیمرغ وطن می‌آید

ما بدهکار وطن بوده و هستیم هنوز

عهد با مادر خود را نشکستیم هنوز

سروده شده در تاریخ ۲۱ -۱۱- ۱۴۰۴

۵ دقیقه بامداد

پیمان فرح‌آور

زندان لاکان – قرنطینه میثاق- یا حق

ما را در ایکس ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

Tags: پیمان فرح آورجنگحکم اعدامحکومت اعدامزندانی سیاسیشعرقضاییه جلادانمحاربهمحکوم به اعدامنه به اعدام
TweetShare

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.