از تهدید نابودی تریلیوندلاری تا التماس مذاکره؛ لافهای رضایی تمامی ندارد!
پاسدار محسن رضایی، بهاصطلاح دبیر شورای امنیت ملی رژیم ایران، بار دیگر با تهدید به نابودی زیرساختهای دیجیتال، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی منطقه، به میدان آمده است؛ گویی با چند جمله تهدیدآمیز میتوان توازن قدرت را تغییر داد. او از نابودی داراییهایی به ارزش بیش از دو تریلیون دلار سخن گفت. اما توضیح نداد رژیمی که برای خروج از بنبست جنگی به میانجیگری چند کشور متوسل شده، با چه پشتوانهای چنین وعدههای آخرالزمانی میدهد!
محسن رضایی روز یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵، مدعی شد اگر جنگ دوباره آغاز شود، کابلها، مراکز داده، تأسیسات هوش مصنوعی و دیگر زیرساختهای منطقه را نابود خواهند کرد. او همچنین از داراییهای گرانقیمت آمریکا در امارات و اطراف تنگه هرمز سخن گفت که به ادعای او هنوز در فهرست اهداف قرار نگرفتهاند.
ظاهراً در فرهنگ نظامی پاسداران، هرچه اوضاع دشوارتر میشود، ابعاد تهدیدها هم بزرگتر میشود؛ از تهدید کشتیها و تنگه هرمز گرفته تا مراکز داده و هوش مصنوعی! فقط معلوم نیست در این نمایش پرطمطراق، سهم مردم ایران از این همه قدرتنمایی چیست؛ مردمی که هزینه ماجراجوییهای رژیم را با فقر، تورم و ناامنی میپردازند.
پاسدار رضایی و مسابقه در بلاهت
رضایی همزمان مدعی شد آمریکا برخی شروط رژیم ایران را پذیرفته، اما پاسخ واشینگتن هنوز کافی نیست. به گفته او، طی دو ماه گذشته پیشنهادهایی از طریق پاکستان، قطر و عراق به تهران رسیده است. با این حال، او مدعی شد رژیم هنوز پاسخی به آمریکاییها نداده و منتظر رفع ابهامهاست.
این همان تناقض آشنای تبلیغات حکومتی است: از یک سو، سخن از آمادگی برای نابودی زیرساختهای چند تریلیون دلاری منطقه؛ از سوی دیگر، مذاکره و انتظار برای پاسخ به پیشنهادهای آمریکا!
بیشتر بخوانید
پاسدار رضایی ظاهراً میخواهد با تهدیدهای بزرگ، ضعف و درماندگی موقعیت رژیم را پشت دود و آتش کلمات پنهان کند. اما تکرار عبارتهایی مانند «توانمندیهای جدید» و «اهداف هنوز اعلامنشده» جای پاسخ به پرسش اصلی را نمیگیرد. اگر این همه قدرت در اختیار دارید، چرا سرنوشت جنگ و بازگشایی تنگه هرمز همچنان به تصمیمها و واکنشهای طرف مقابل گره خورده است؟
در این میان، تهدیدهای رضایی چنان خندهدار شده است که پاسدار سلامی هم که زمانی رکورددار حرفهای بی سروته بود حالا در جهنم به رقص درآمده است. شاید شادمانی پاسدار سلامی و حاجیزاده از آن است که بالاخره کسی در بلاهت توانسته گوی سبقت را از آنان برباید.







