هزینه درمان در بیمارستانهای دولتی و فشار بر خانوادهها
بیمارستان دولتی در حکومت ایران به دالان تاریک تبدیل شده است که مردم زنده وارد میشوند، اما ممکن است با پایانی تلخ از آن خارج شوند. ماجرای علیرضا، کارگر ۵۰ ساله و پیک موتوری بازار تهران، صرفاً روایت تلخ مرگ یک کارگر و گرفتاری خانوادهاش نیست؛ این حادثه را باید نشانهای از یک بحران عمیقتر در ساختار نظام سلامت حکومت ایران دانست؛ بحرانی که در آن فقر، محرومیت اجتماعی و نابرابری اقتصادی حتی پس از مرگ نیز گریبان فرودستان را رها نمیکند.
علیرضا که در جریان کار دچار سکته مغزی شده بود، پس از چند هفته بستری در بیمارستان دولتی جان باخت. اما خانوادهاش برای تحویل پیکر او با صورتحسابی سنگین روبهرو شدند؛ هزینههایی که پرداخت آن برای خانوادهای مستأجر و مزدبگیر عملاً ناممکن بود. سرانجام، پس از مراجعات مکرر به مددکاری بیمارستان، فروش طلاهای ناچیز خانواده و قرض گرفتن، امکان تحویل پیکر فراهم شد. بنا به نوشته رسانه رویداد ۲۴ «بدبختی از لحظهی مراجعه برای تحویل گرفتن جسد بیجان کارگر شروع میشود. ۱۳۰ میلیون هزینهی داروهای متوفیست و بیمارستان هم حدود ۶۰ میلیون پول میخواهد! چیزی نزدیک به ۲۰۰ میلیون تومان». سوالی که مطرح میشود، این که یک خانواده کارگری با حقوق ناچیز چگونه برای تحویلگیری پیکر عزیزشان این هزینه سنگین را بپردازند؟
این اتفاق، فراتر از یک رفتار اداری یا اختلاف حساب مالی، پرسش مهمی درباره ماهیت مسئولیت اجتماعی دولت مطرح میکند: «چگونه ممکن است بیمارستانی که با عنوان دولتی فعالیت میکند، در حساسترین لحظات زندگی شهروندان، خانواده یک کارگر را در برابر ناتوانی مالی قرار دهد و تحویل پیکر متوفی را به تسویه حساب گره بزند؟»
درخواست پول سنگین از خانوادههای فرودست، آن هم نه در بخش خصوصی، بلکه در بیمارستانهای دولتی پایتخت، نشانهی اوج پولیسازی درمان است. در نظام طبقاتی سلامت، خبری از درمان رایگان نیست. «سهم درمان» مردم به یغما رفته و فاصله واقعیتهای تلخی که مردم تجربه میکنند.
خصوصیسازی پنهان در ساختار بیمارستان دولتی
یکی از مهمترین ابعاد این ماجرا، گسترش مناسبات خصوصی و پیمانکاری در مراکز درمانی دولتی است. وقتی داروخانه بیمارستان دولتی به بخش خصوصی واگذار میشود، بخشی از منطق سودآوری و بازگشت سرمایه به درون ساختاری راه پیدا میکند که فلسفه وجودی آن باید تأمین خدمات عمومی و حمایت از شهروندان باشد.
بیشتر بخوانید
گاز مرغداریها در آستانه قطع گاز؛ مرغدار جوجهها را نجات دهد یا دنبال گازوئیل بدود؟
در چنین شرایطی، بیمارستان از یک نهاد عمومیِ متعهد به سلامت جامعه به مجموعهای تبدیل میشود که بخشهایی از خدمات آن بر اساس محاسبات اقتصادی و توان پرداخت بیمار اداره میشوند. نتیجه این روند، انتقال تدریجی هزینههای ناکارآمدی و عقبنشینی حمایتهای عمومی به دوش خانوادههایی است که کمترین توان مالی را دارند.
بازتولید نابرابری طبقاتی پس از مرگ در حکومت ایران
تلخترین بخش این ماجرا آن است که نابرابری طبقاتی حتی پس از مرگ نیز بازتولید میشود. خانوادهای که در طول زندگی توان دسترسی به درمان مناسب را نداشته، در لحظه مرگ عزیزش نیز باید هزینه سنگینی برای تحویل پیکر به بیمارستان بپردازد.
ماجرای علیرضا نشان میدهد تا وقتی این حکومت فاسد قدرت را به دست دارد، اصلاح نظام سلامت بدون بازنگری در سیاستهای خصوصیسازی، گسترش پوشش بیمهای، نظارت بر داروخانههای بیمارستانی و حمایت مؤثر از کارگران غیررسمی امکانپذیر نیست.
دولت ورشکسته ایران نمیتواند از یک سو اداره بیمارستانهای دولتی و ارائه خدماترسانی را به پیمانکاران واگذار کند و از سوی دیگر، مسئولیت تأمین هزینههای حیاتی درمان را به پیمانکاران و خانوادههای ناتوان مالی منتقل سازد. همچنین، تحویل پیکر متوفی نباید به ابزار فشار برای وصول مطالبات مالی تبدیل شود؛ موضوعی که مستلزم بررسی حقوقی و نظارت جدی نهادهای مسئول است که البته در حکومت ایران همچون نهادی سراب به نظر میرسد.
ماجرای علیرضا یک پرسش اساسی را پیش روی جامعه قرار میدهد: «اگر بیمارستان دولتی در برابر خانواده یک کارگر فرودست نیز مسئولیتی فراتر از مطالبه پول احساس نکند، پس مفهوم سلامت عمومی و عدالت اجتماعی چه جایگاهی در سیاستگذاری کشور دارد؟ باید گفت در حکومت ایران، هیچ و آنچه سیاستگذاری میشود جنگ و تروریسم و غارت و فساد و رانت است و نه چیز بیشتر و هر روز، رسوایی آن در رسانههای حکومتی فاش می شود.
در جامعهای که کارگر برای زنده ماندن ناچار به کار طاقتفرسا است و خانوادهاش برای درمان او توان مالی ندارد، تبدیل مرگ به آخرین صورتحساب زندگی، نه فقط یک تراژدی خانوادگی، بلکه نشانهای نگرانکننده از بقای حکومتی است که جز مرگ برای مردم تاکنون ارمغانی نداشته است.
منابع
- خبرگزاری حکومتی رویداد۲۴ تاریخ ۱۱ آبانماه ۱۴۰۵ «گروکشی جنازه در بیمارستان دولتی….»
- خبرگزاری حکومتی خبربان ۱۱ آبانماه ۱۴۰۵ «گروگانگیری پیکر متوفی در بیمارستان دولتی…»







