در ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، کمتر از یک ماه پس از روی کار آمدن رژیم خمینی، خیابانهای تهران شاهد یکی از مهمترین و تاریخیترین اعتراضات جنبش زنان بود. این تظاهرات که همزمان با روز جهانی زن برگزار شد، نخستین و بزرگترین حرکت اعتراضی علیه سیاستهای سرکوبگرانهای بود که تازه داشت پایههای خود را تحکیم میکرد. انگیزه اصلی اعتراض، مخالفت با اجباری شدن حجاب بود، موضوعی که یک روز پیش از آن، خمینی صریحاً درباره آن فرمان داده و زنان را موظف کرده بود که در ادارات و وزارتخانهها «باحجاب» باشند. این سخنان ناگهان بسیاری از امیدهای زنان فعال انقلابی را بر باد داد و آتش خشم آنان را شعلهور کرد.
در همین زمینه
زمینههای اعتراض: از امید به انقلاب تا فرمان حجاب اجباری
هرچند برخی منابع تاریخی اشاره دارند که نخستین بار انجمن «جمعیت پیک سعادت نسوان» در سال ۱۳۰۳ این روز را در رشت برگزار کرده بود، اما آنچه در ۱۷ اسفند ۵۷ رخ داد، بزرگترین و گستردهترین مراسم روز زن در تاریخ ایران تا آن زمان بود.
یکی از فعالان زن در این مورد می نویسد: «انقلاب که شد، همه در تدارک برگزاری هشت مارس بودند و در این رابطه کلی تشکل زنان فعال شدند. تعدادی از آنها اعضای کنفدراسیون دانشجویان بودند که تازه به ایران برگشته بودند و برخی دیگر گروههایی که وابسته به برخی احزاب چپ بودند.» اما کمتر کسی انتظار داشت که خمینی، که بسیاری از همین زنان در به قدرت رساندن او نقش داشتند، تنها چند هفته پس از پیروزی، چنین فرمانی صادر کند.
خشم ناگهانی و انفجار اعتراض
در روز ۱۷ اسفند، زنانی که طبق عادت بدون روسری به محل کار خود مراجعه کردند، با درهای بسته مواجه شدند. ورود آنان به ادارات ممنوع شده بود و بسیاری از آنها بدون برنامهریزی قبلی به خیابان آمدند و به سیل معترضانی پیوستند که از مقابل دانشگاه تهران آغاز شد. این راهپیمایی که در ابتدا حدود ۱۵ هزار نفر را در خود داشت، به سرعت گسترش یافت و به گفته برخی منابع، شمار شرکتکنندگان آن به ۵۰ هزار نفر رسید.
در مقابل، گروههای سرکوبگر که بعدها تحت عنوان «چماقداران» و «حزباللهی» شناخته شدند، به خیابانها آمدند تا تظاهرات زنان را سرکوب کنند. حمله به زنان، توهین و تحقیر آنان و استفاده از زور برای متفرق کردن معترضان، به شدت فضای ملتهب آن روزها را تحت تأثیر قرار داد. علیرغم این فشارها، زنان به اعتراضات خود ادامه دادند و این حرکت اعتراضی تا شش روز ادامه داشت.
تنهایی زنان در برابر استبداد تازه تأسیس
این اعتراضات در حالی شکل گرفت که اکثر گروههای سیاسی، زنان معترض را تنها گذاشتند. برخی از این گروهها نه تنها از اعتراض زنان حمایت نکردند، بلکه با سکوت یا حتی تمسخر، آن را اقدامی «ضدانقلابی» خواندند. بسیاری از نیروها که در سرنگونی شاه نقش داشتند، تصور میکردند که باید به رژیم تازهتأسیس فرصت بیشتری بدهند. این محاسبه اشتباه، بعدها بهای سنگینی برای مردم ایران بخصوص زنان در پی داشت. براساس مدارک تاریخی زنان هوادار یا عضو مجاهدین در آن زمان با اینکه خود روسری داشتند با زنجیر کردن دور زنان معترض آنان را از حملات چماقداران و نیروهای تحت امر خمینی محافظت می کردند.
پایان موقت، آغاز یک نبرد طولانی
اعتراضات ششروزه زنان سرانجام در میان سرکوب خیابانی، فشار نیروهای امنیتی و بیتوجهی احزاب سیاسی فروکش کرد، اما پیام آن برای رژیم روشن بود. خمینی و حلقه اطرافش دریافتند که اعمال ناگهانی و خشن سیاستهای ارتجاعی میتواند واکنش گستردهای در پی داشته باشد. همین امر باعث شد که سیاست رسمی حجاب اجباری با کمی تأخیر اعمال شود. نهایتاً در سال ۱۳۵۹، با تثبیت موقعیت رژیم و سرکوب گسترده مخالفان، حجاب اجباری به صورت رسمی اجرا شد و زنان ایران وارد دورهای از محدودیتهای شدید اجتماعی و قانونی شدند.
نتیجهگیری: چرا اعتراض ۱۷ اسفند همچنان مهم است؟
تظاهرات ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، تنها یک اعتراض مقطعی نبود، بلکه نقطه آغاز نبردی طولانی علیه یکی از اصلیترین ابزارهای سرکوب رژیم ایران شد. این اعتراض، اولین نشانهای بود که نشان داد زنان ایران در برابر دیکتاتوری مذهبی سکوت نخواهند کرد. هرچند آن حرکت اعتراضی به نتیجه فوری نرسید، اما الهامبخش نسلهای بعدی شد که امروز نیز، پس از دههها سرکوب، همچنان در برابر سیاستهای زنستیزانه رژیم ایستادگی میکنند.
