ازکوزه همان برون تراود که دراوست
اوایل دهه شصت در زندان وکیل آباد مشهد در کناریاران و همسنگران زندانی بودم. موقع پخش اخباربود و تلوزیون داشت باآب تاب خبردرگیری پلیس انگلیس بامعدنچیان را میداد. خبرنگار ولایی کف بردهان با آب و تاب فراوان میگفت: بیندگان توجه کنید…توجه کنید… پلیس مزدور و فاشیست انگلیس کارگران بی گناه و اعتصابی را زیرباتومهای برقی لت وپارمیکند…
دوران قدرقدرتی خانم مارگارت تاچرنخست وزیرانگلستان بود و گویا پلیس با معدنچیان اعتصابی درگیرشده بود. تاجایی که بخاطردارم تعدادی ازهردوطرف زخمی شده بودند. بغل دستم یکی ازتوابان وآنتنها به دیوارتکیه داد بود. باصدای نسبتا بلند وباطنزگفتم راستی راستی می بینید پلیس فاشیست وآدم کش انگلیس چه برسر زحتمکشان آورده است؟! آنتن بند با تاخیرفازمتوجه کنایه ام شد و به سرعت ازآنجا دورشد. آنروزها اوج بگیروببندها، شکنجه ها و اعدام هابود.
بین ده تا بیست نفرشبانه نامشان خوانده می شد و صبح زود به شهادتشان میرساندند. هنوز زخم پاهای لهیده شده ورد شلاقهای برتن و جان زندانیان باقی بود. رادیو و تلوزیون دراخباراصلی اش مدام تعداد اعدامی ها را برای ایجاد جو ارعاب در جامعه پخش میکرد. دریک کلام ملاهای عمامه بسرشمشیر را از روبسته بودند و درعین حال تلوزیون به بهانه درگیری پلیس و اعتصابیون انگلیس و دیگرکشورها معرکه میگرفت وهوی و جنجال بپا می ساخت.
دیروز فیلمی را درفضای مجازی دیدم . فایل ضبط شده ازفریاد و فغان یک بانوی دردمند درشیراز.
طاقتش طاق شده بود وفریاد میزد که منم سوریه ، منم لبنام ومنم غزه… بچه هایم گرسنه اند. زبان حالش این بود چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. ازمقام عظمای ولایت! میخواست عطای مملکت داری را به لقایش ببخشد و برود!
درخبرهای رسانه های خودرژیم میخوانیم تعداد خودکشی زنان به لحاظ آمار درخاورمیانه ازجمله بالاترین هاست.
آمارمیدهند که تعداد تلفات تصادفات درجاده های کشور در مقایسبه با ژاپن بیش ازصد برابراست! مینویسند نان را به مقدار۴۰ درصد گران کرده اند. مینویسند مواد غدایی بیش از۶۰ درصد گران شده است. مینویسند لوازم التحریردرآستانه بازگشایی مدارس بیش ازپانصد درصد گران شده است… مینویسند
اینهارا که میخواندم بی اختیارازخود پرسیدم، راستی داستان ازکجا آب میخورد و مشکل چیست؟!
گذشته سالیان طولانی بیم و امید همچون فیلمی مستند ازخاطرم گذشت. شور و شوق دوران زود گذرجوانی و روزهای انقلاب و ماههای پرتلاطم بهارنیم بند آزادی. دزدیده شدن انقلاب ضد سلطنتی توسط خمینی و شرکایش و سرکوب جامعه و…
بنیانگذار و همه کاره نظام ولایی در روزروشن و چشم درچشم خلایق دوخته وگفته بود مردم را گول زده است. خودش گفته بود خدعه کرده است!
آمده بود که مسکن و اتوبوس و… را مجانی کند .خر ولایت که ازپل قدرت گذشت نه تنها منکرکه طلبکارهم شد و اینکه مردم برای نان و خبربزه انقلاب نکرده اند. ودست آخرهم آپ پاکی روی دست همه ریخت و اقتصاد را متعلق به خردانست!
رفسنجانی یارغارخمینی درست زمانی که شهرها یکی پس ازدیگردراعتراض به گرانی وتورم قیام میکردند نوشت و گفت مشکل مملکت ارزانی است و لاغیر!
اخیرا آخوند صدیقی امام جمعه موقت تهران در بزرگنمایی خامنهای تا آنجا پیش رفت که فریاد خودیهای نظام و رسانه های رژیم هم بلند شد. صدیقی گفت :” رهبری اولین حرف را در راس هرم طراحی میکرد که خودش میجوشد، خودش وجود دارد، خودش حضور دارد، خودش علم دارد، خودش معرفت دارد و خودش خودش نیست و خدا در وجود او تجلی کرده است” این حرفها در حالی بیان میشود که خود خامنه ای در روزانتخابش به ولایت موقت نظام گفته بود وای بحال شما و مردمی که مرا لایق ولایتمداری خودشان بدانند!
اکنون معلوم شده است که حمله به آرامکوی عربستان به دستورکلیت نظام و بالاترین مهره ها اخذ و به اجرا درآمده است و درعین حال می بینیم روحانی باطرح صلح هرمز روانه نیویورک میشود! آخوند رئیسی که بنا به گفته منتظری یکی ازجنایتکاران تاریخ ایران است مجری عدالت ومبارزه با فساد می شود.
اعمال وسیاستهای یک دولت و حاکمیت و یک رهبر را چه پاک و چه پلید باشد معمولا با پیشنیانش قیاس میکردند.
مثلا درقدیم حاکمان مستبد و دیکتاتورها را بانرون، آتیلا و فرعون مقایسه میکردند. درعصرحاضربا هیتلروحزب فاشیست نازی طاق میزنند. راستی آیا شدنی و منطقی است جنایتهای رژیم ولایی را باهردیکتاتوری درگذشته به مقایسه نشست؟! به نظرمیرسد عملکرد وسیاستهای ضد مردمی رژیم ولایی منحصربفرد است و خودش میتواند شاخص و ترازو عبرتی برای آیندگان باشد. آینده ونسلهای آینده و تاریخ ایران و ایرانی پاسخی درخور و شایسته در چشم اندازدارند.
محمد قرایی: مهرماه نود وهشت
ازهمین نویسنده:
زندان و فشار بر زندانیان ، آنها را سرسخت ترمیکند
شب سیاه رو بپایان و سحرآزادی در راه است







