سسیل کوهلر: پژواکی از شکنجه روانی
گروگانگیری اهرم باج خواهی جهانی، نوعی شکنجه روانی است که انسانهای زیادی را تا کنون حکومت خامنهای در زندانهای بدنام خود گرفتار کرده است. «دیگر طاقت ندارم»؛ این جمله کوتاه سسیل کوهلر، شهروند فرانسوی زندانی در ایران، در تماس تلفنی با خانوادهاش، عمق فاجعه را نشان میدهد. او و شریک زندگیاش ژاک پاری از سال ۲۰۲۲به اسارت گرفته شدهاند، نه به جرم مشخصی، بلکه صرفاً به این دلیل که حکومت ایران گروگانگیری را به ابزاری برای باجخواهی سیاسی بدل کرده است.
این شیوه وحشیانه، که به گفته خانوادهها و نهادهای حقوق بشری چیزی جز شکنجه روانی و جسمی نیست، بار دیگر نشان داد که حکومت ایران نه یک دولت عادی، بلکه حکومتی است که گروگانگیری را به ستون دیپلماسی خود تبدیل کرده است.
گروگانگیری؛ تجارت سیاه حکومت
بازداشت خودسرانه اتباع خارجی توسط حکومت ایران، بخشی از یک تجارت سیاه حکومتی است که هدفی جز معامله بر سر آزادی و جان انسانها ندارد. پرونده کوهلر و پاری و همچنین بازداشت یک جوان فرانسوی ـ آلمانی در تابستان گذشته، همگی در چارچوب همین الگوی بیمار قرار میگیرند: استفاده از انسانها بهعنوان کارت چانهزنی. این سیاست نهتنها غیرانسانی است بلکه ماهیت مافیایی حکومت آخوندی را آشکار میسازد؛ حکومتی که با تکیه بر سرکوب داخلی و گروگانگیری خارجی، بقای خود را تضمین میکند.
پاریس در برابر باجخواهی تهران
دولت فرانسه بارها خواستار آزادی فوری شهروندان خود شده است. اما پاسخ تهران همواره یک چیز بوده: «معامله». پیشنهادهای مکرر حکومت آخوندی برای مبادله زندانیان، معنایی جز اعتراف به گروگانگیری ندارد.
این رویکرد رسواکننده باعث شده تا حتی دیپلماتهای غربی نیز حکومت ایران را کشوری غیرقابل اعتماد بدانند. باجخواهی دیپلماتیک اگرچه در کوتاهمدت شاید امتیازاتی برای تهران به همراه داشته باشد، اما در بلندمدت ایران را بهطور کامل در انزوای سیاسی و حقوقی فرو خواهد برد.
در همین زمینه
خامنهای در دادگاه لاهه؛ شکایت فرانسه از حکومت ایران بهدلیل گروگانگیری
نقض آشکار حقوق بشر
آنچه امروز در زندانهای حکومت ایران بر گروگانهای خارجی میگذرد، مصداق کامل نقض فاحش حقوق بشر است، بازداشت خودسرانه، فشارهای روانی، شکنجه، و محرومیت از دسترسی آزاد به خانواده و وکیل. سیاست گروگانگیری بارها از سوی نهادهای بینالمللی محکوم شده، اما حکومت ایران همچنان با بیاعتنایی، مسیر جنایتکارانه خود را ادامه میدهد.
ایران با چنین عملکردی عملاً به الگویی از تروریسم دولتی بدل شده است؛ الگویی که امنیت شهروندان خارجی و حتی امنیت سفر و دیپلماسی جهانی را تهدید میکند.
لکه ننگ دیپلماسی حکومت ایران
سیاست گروگانگیری، لکه ننگی است که از پیشانی حکومت ولایت فقیه پاک نخواهد شد. امروز نام سسیل کوهلر و دیگر زندانیان خارجی در کنار تاریخ سیاه حکومت آخوندی ثبت شده است؛ تاریخی که با سرکوب، شکنجه و گروگانگیری گره خورده است.
حکومتی که باجخواهی را جایگزین دیپلماسی کرده، دیر یا زود بهای سنگین آن را خواهد پرداخت. زیرا جهان امروز، حکومتی را که از جان انسانها بهعنوان کالای معامله استفاده میکند، نهتنها منزوی میسازد، بلکه در حافظه تاریخی ملتها بهعنوان نماد شرارت سازمانیافته به یاد خواهد سپرد. مردم ایران هم مسولیت دارند برای صیانت از تاریخ و دستاوردهای ملی، این حکومت ضد ایرانی را با قیامهای خود سرنگون کرده تا ایران در جایگاه واقعی خود درجامعه جهانی قرار گیرد.







