کشف میادین نفت و گاز! دست آوردی برای همه! در ابتدای سال جدید اعلام می شود که « کشف ۹ میدان گازی، چهار میدان نفتی و یک مخزن نفتی جدید یکی از دستاوردهای دولت یازدهم به شمار میرود » و تصریح می شود که « میزان نفت درجای این میادین ۶.۵ میلیارد بشکه و گاز درجای آنها ۶۲.۵ تریلیون فوت مکعب برآورد شده است. » در این میان براساس آمار و مستندات « اندازه و ذخایر مخازن کشف شده متفاوت است که ۵ مخزن اهمیت و اولویت بیشتری دارند. »
یکی از این میادین میدان گازی « پازن » است که در سال ۹۴ کشف شد و به « نتیجه رسید ». این میدان گازی در جنوب استان فارس و در ۱۷۰ کیلومتری شیراز واقع است. حجم درجای گاز این میدان ۱۹.۵ (TCF) تریلیون فوت مکعب بوده و ۴۳۶ میلیون بشکه میعانات گازی دارد.
میدان گازی دیگر « خارتنگ » نام دارد که در استان بوشهر، و در ۱۲۰ کیلومتری شرق بوشهر واقع می باشد. حفاری این میدان در سال ۹۲ پایان یافت و حجم درجای ذخیره گاز آن ۱۶.۴ TCF و میزان میعانات گازی آن ۲۶۱ میلیون بشکه برآورد شده است.
دیگر میدان گازی که به آن اشاره شده است، میدان گازی چارگ نام دارد که در استان هرمزگان و در ۸۰ کیلومتری بندرلنگه قرار دارد. حفاری این میدان گازی در اواخر سال ۱۳۹۳ آغاز و در اوایل سال ۹۵ به اتمام رسید. حجم درجای ذخیره گاز این میدان ۱۷.۴ TCF و میعانات گازی آن ۱۷۴ میلیون بشکه برآورد شده است.
و اما میدان های نفتی جدیدی که به لیست دارایی های! ملت ایران اضافه شده است:
یکی از آنها « یادمان » است که در دشت آبادان قرار دارد. این میدان ۸.۲ میلیارد بشکه نفت درجا دارد.
در دشت آبادان میدان نفتی دیگری نیز وجود دارد، بنام « سپهر ». این میدان در سال ۹۴ کشف شد. مجموع نفت درجای آن ۲.۱۹۱میلیارد بشکه برآورد شده است.
پرسشی که در این میان پیش می آید این است که این میادین نفت و گاز چه ارتباطی با دست آوردهای دولت یازدهم دارد، و لزوم باز نشر خبری که پیشتر در بهمن سال ۹۵ از طرف « مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت » منتشر شده بود، در ابتدای سال جدید چیست؟
تا آنجایی که می توان حتی بدون اطلاعات پشت صحنه یا مراجعه به سایر گزارش های منتشر شده در درون حکومت ارزیابی کرد، این میادین نفت و گاز نیز مثل سایر میادین نفت و گاز کشور در کنترل شرکت های وابسته به سپاه قرار دارند و منافع عاید از آنها نیز در هیچکدام از مناطقی که کشف شده اند هزینه نخواهد شد؛ خوزستان، هرمزگان، فارس و بوشهر کماکان فقیر خواهند ماند.
همانگونه که در طغیان دریا دیدیم که « دَیِّر » در استان بوشهر تا چه اندازه به خاطر فقر زیرساخت ها در برابر بلایای طبیعی آسیب پذیر است.
البته بررسی یکی از شرکت های ذی نفع در رابطه با پروژه های فوق خالی از فایده نیست؛ « شرکت جهاد نصر فارس » حداقل از سال ۹۲ درگیر پروژه میدان گازی « پازن » بوده است، یعنی همان میدانی که سال کشف و به نتیجه رسیدنش! ۱۳۹۴ اعلام شده است.
این شرکت در سال ۷۱ با انتقال نیروهای « ستاد پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد فارس و بخشی از نیروهای معاونت عمران جهاد به همراهی امکانات ماشین آلات پشتیبانی مهندسی جنگ جهاد فارس و ماشین آلات راهسازی موجود در معاونت عمران جهاد فارس در قالب یک شرکت وابسته به وزارت جهاد سازندگی کار خود را شروع نمود. »
این شرکت بنا به گفته خودش با « بهره گیری از نیروهای جهادگر و رزمنده و تجربیات ارزشمند حاصل از هشت سال دفاع مقدس » به فعالیت ادامه می دهد.
۲۳.۸۷درصد از سهام این شرکت متعلق به « خانواده معظم شهدا »!، ۳۳.۴۰ درصد متعلق به خانواده « ایثارگران »!، ۲۸.۷۳درصد متعلق به « کارکنان شرکت »! و ۱۴درصد نیز متعلق به « موسسه جهاد نصر » می باشد، البته اگر تعارفات را کنار بگذاریم تمامیت سهام در اختیار سپاه قرار دارد.
حال به پرسش اصلی بر می گردیم، علت بازنشر این خبر در ابتدای سال ۹۶ بعنوان دست آورد دولت یازدهم چیست؟
در حالی که می دانیم هر دولت یا نهادی که افتخار! کشف این میادین را در لوحه افتخارات! خود ثبت کند، اما سود برنده واقعی سپاه است که تمامی پروژه های اینچنینی را به کنترل در می آورد، اما همه اینها دلیل نمی شود که در کارزار زد و خورد جناحین درون نظام مقدس! برای تصاحب موقعیت ریاست جمهوری اش، دست آوردی! هم برای دولت یازدهم تراشیده شود و دستی هم برای سپاه تکان داده شود: که منافعش با همین جناح هم تأمین می شود.
بیچاره اما مردم بوشهر، فارس، هرمزگان و خوزستان که در ازای هر اکتشاف جدید نه تنها چیزی دریافت نمی کنند بلکه دچار خسارت های جبران ناپذیر نیز می شوند، همانگونه که وزیر نفت در ۳ اسفند در زیر فشار ناشی از خاک خوزستان و اعتراضات پیوسته مردمی در آن دیار، به ناچار در مجلس گفت که برای کارهای اکتشافی، تالاب ها را در خوزستان خشک می کرده اند.
