شنبه, ۲۱ شهریور, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

چرا رضا پهلوی «حرف نزدن» یاد نمی‌گیرد؟

۲۴ فروردین, ۱۴۰۵
چرا رضا پهلوی «حرف نزدن» یاد نمی‌گیرد؟
Share on TwitterShare on Facebook

آیا انقلاب علیه انقلاب رخ می دهد؟

رضا پهلوی که در ادبیات سیاسی ایران به بچه شاه معروف شده است،روز ۲۴ فروردین طی سخنانی در پارلمان سوئد مدعی شد:« چیزی که در ایران اتفاق افتاده، انقلابی است علیه انقلاب ۵۷.» یعنی رضا پهلوی مدعی است که مردم ایران در قیام‌های اخیرشان از ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ دنبال مطالبات و آرمان‌هایی هستند که درست رو در روی مطالبات و آرمان‌های سال ۵۷ است. ما در این نوشته تلاش می‌کنیم این ادعا را به سنگ محک واقعیت بسنجیم و به این سوال بپردازیم آیا اساسا از نظر علمی چنین ادعایی می تواند درست باشد؟ انقلاب علیه انقلاب یعنی چه؟  آیا جامعه شناسی در تاریخچه خود چنین پدیده‌ای را سراغ دارد؟ و سرانجام به این سوال پاسخ می دهیم که چرا رضا پهلوی چنین ادعایی کرده است؟

چارچوب نظری:

در ادبیات علوم اجتماعی، انقلاب مفهومی دقیق و تعریف‌شده دارد که نمی‌توان آن را به‌صورت استعاری یا ژورنالیستی به کار برد، بی‌آنکه دچار خطای تحلیلی شد. در آثار کلاسیکی مانند نوشته‌های تدا اسکاچپول، انقلاب به‌عنوان «تحولی سریع، بنیادین و ساختاری در دولت و مناسبات اجتماعی» تعریف می‌شود که در نتیجه بحران‌های عمیق سیاسی، اقتصادی و نهادی شکل می‌گیرد. چارلز تیلی نیز انقلاب را محصول بسیج جمعی و تغییر در توازن قدرت میان دولت و نیروهای اجتماعی می‌داند. در هر دو رویکرد، نقطه تمرکز تحلیل نه «رویدادهای گذشته» بلکه «ساختار قدرت موجود» است. به بیان دیگر، انقلاب همواره کنشی است که علیه نظم و نظام مستقر و در واکنش به بحران‌های جاری شکل می‌گیرد، نه واکنشی به یک انقلاب تاریخی که پیش‌تر رخ داده و به پایان رسیده است.

از این منظر، تعبیر «انقلاب علیه انقلاب» از نظر مفهومی دچار تناقض است. انقلاب، یک رخداد تاریخی است و نمی‌تواند موضوع مستقیم کنش سیاسی قرار گیرد؛ آنچه می‌تواند هدف اعتراض یا انقلاب قرار گیرد، نظام سیاسی برآمده از آن انقلاب است. این تمایز، در تحلیل بسیاری از تحولات تاریخی اهمیت کلیدی دارد. مثلا در انقلاب کبیر فرانسه، تحولات سال‌های پس از ۱۷۸۹-از جمله دوره ترور یا حتی بازگشت سلطنت- هرگز به‌عنوان «انقلاب علیه انقلاب» تفسیر نمی‌شوند، بلکه به‌عنوان مراحل متفاوتی از تثبیت یا انحراف از مسیر انقلاب تحلیل می‌شوند. همین الگو را می‌توان در انقلاب روسیه نیز مشاهده کرد، جایی که تحولات پس از ۱۹۱۷، از جنگ داخلی تا استالینیسم، نه نفی انقلاب بلکه بازتفسیر و گاه انحراف از آن تلقی می‌شوند.

در همین زمینه

چشم‌انداز سرنگونی در شرایط «پسا جنگ» و آتش‌بس!

تحلیل تاریخی انقلاب ۵۷

اگر این چارچوب نظری را به مورد ایران تعمیم دهیم، روشن می‌شود که انقلاب ۱۳۵۷ نیز باید به‌عنوان یک فرآیند تاریخی با مجموعه‌ای از مطالبات و ائتلاف‌های اجتماعی فهم شود، نه به‌عنوان یک «نقطه بسته و ایستا» که بتوان آن را موضوع نفی یا تأیید مطلق قرار داد. انقلاب ۱۳۵۷ حاصل ائتلاف گسترده‌ای از نیروهای اجتماعی-از روشنفکران و طبقه متوسط تا گروه‌های مذهبی و کارگری-بود که حول مجموعه‌ای از مطالبات مشترک مثل آزادی و استقلال از وابستگی گرد آمده بودند. در میان این مطالبات، مفهوم «آزادی» جایگاهی محوری داشت. شعارهای آن دوره، از جمله تأکید بر آزادی‌های سیاسی و رهایی از استبداد، نشان می‌دهد که بخش مهمی از نیروی محرک انقلاب، خواست گسترش مشارکت سیاسی و رسیدن به دمکراسی  بوده است.

تمایز میان انقلاب و نظام برآمده از انقلاب

با این حال، یکی از ویژگی‌های مهم انقلاب‌ها، شکاف میان آرمان‌های اولیه و نتایج نهادی آن‌هاست. بسیاری از نظریه‌پردازان انقلاب، از جمله کرین برینتون و هانا آرنت، به این نکته اشاره کرده‌اند که انقلاب‌ها اغلب در فرآیند تثبیت قدرت، با نوعی «بازگشت به تمرکز قدرت» یا محدود شدن آزادی‌ها مواجه می‌شوند. این پدیده نه استثنایی، بلکه بخشی از منطق درونی انقلاب‌هاست؛ زیرا در شرایط بی‌ثباتی، نیروهای سیاسی برای حفظ نظم، به تمرکز قدرت روی می‌آورند. در چنین شرایطی، شکاف میان انتظارات جامعه و عملکرد نظام سیاسی افزایش می‌یابد و زمینه برای شکل‌گیری اعتراضات جدید فراهم می‌شود. کما اینکه در انقلاب ایران شاهد بودیم که خمینی از یک فرصت تاریخی ناشی از سرکوب نیروهای رادیکال و انقلابی جامعه توسط شاه بهره جست و انقلاب مردم و نیروهای دمکراتیک را به سرقت برد و یک دیکتاتوری قرون وسطایی بر ایران حاکم کرد. دیکتاتوری که هیچ نسبت و قرابتی با انقلاب مردم نداشت.

در این چارچوب، قیامها و تحولات اجتماعی در ایران معاصر را می‌توان به‌عنوان واکنشی به همین خیانت تاریخی خمینی و بازماندگان نظام سیاسی اش  تحلیل کرد. مطالباتی که امروز در جامعه ایران مطرح می‌شوند- از آزادی‌های مدنی تا حقوق شهروندی تا دمکراسی و رهایی زنان  -نه تنها در تضاد با شعارهای اولیه انقلاب ۱۳۵۷ نیستند، بلکه در بسیاری موارد بازتاب همان خواسته‌ها در شرایط جدید هستند. این تداوم گفتمانی نشان می‌دهد که به‌جای «گسست کامل»، نوعی پیوستگی تاریخی در سطح مطالبات اجتماعی وجود دارد. به بیان دیگر، آنچه تغییر کرده، نه اصل مطالبات مردم، بلکه نحوه تحقق یا عدم تحقق آن‌ها در ساختار سیاسی است.

از منظر جامعه‌شناسی تاریخی، تحولات اجتماعی به‌صورت انباشتی و لایه‌لایه رخ می‌دهند. هیچ انقلابی در خلأ شکل نمی‌گیرد و هیچ جنبشی نیز به‌طور کامل از گذشته خود گسسته نیست. حتی جنبش‌هایی که خود را در تقابل با گذشته تعریف می‌کنند، در عمل از مفاهیم، تجربیات و گفتمان‌های پیشین تغذیه می‌کنند. این امر در مورد ایران نیز صادق است. گفتمان «آزادی» که در انقلاب ۱۳۵۷ مطرح شد، در دهه‌های بعد نیز به اشکال مختلف بازتولید شده و همچنان یکی از محورهای اصلی مطالبات اجتماعی است. بنابراین، تحولات کنونی را باید در چارچوب بازتعریف و بازتفسیر این گفتمان‌ها فهمید، نه در قالب نفی کامل آن‌ها.

چرا هرگز انقلاب علیه انقلاب رخ نمی‌دهد؟

نکته مهم دیگر این است که انقلاب‌ها معمولاً علیه «بی‌عدالتی ادراک‌شده» و «فقدان مشروعیت» در نظام سیاسی موجود شکل می‌گیرند. این مفاهیم، به وضعیت فعلی مربوط‌اند، نه به گذشته تاریخی. وقتی شکاف میان انتظارات جامعه و عملکرد حکومت افزایش می‌یابد، ظرفیت بسیج اجتماعی بالا می‌رود و امکان شکل‌گیری جنبش‌های اعتراضی یا حتی انقلابی فراهم می‌شود. در اینجا نیز، موضوع اصلی «نظم موجود» است. حتی اگر این نظم ریشه در یک انقلاب داشته باشد، بنابر این آنچه مورد چالش قرار می‌گیرد، عملکرد و ساختار فعلی یک دیکتاتوری فاشیستی است، نه خود انقلاب به‌عنوان یک رویداد تاریخی.

از این رو، می‌توان گفت که تعبیر رضا پهلوی از «انقلاب علیه انقلاب ۱۳۵۷» نوعی ساده‌سازی و حتی تحریف مفهومی است که پیچیدگی‌های تحولات اجتماعی را نادیده می‌گیرد. او یا اساسا فهمی از تحولات اجتماعی ندارد و یا عامدانه خود را به تجاهل می زند! این تعبیر، با نادیده گرفتن تمایز میان «انقلاب» و «نظام پس از انقلاب»، تلاش می‌کند یک گسست کامل را القا کند، در حالی که شواهد نظری و تاریخی از نوعی تداوم و بازتفسیر میان خواسته‌های کنونی مردم با خواسته‌ها و مطالبات ۵۷ حکایت دارند. در واقع، اگر بخواهیم از مفاهیم دقیق‌تری استفاده کنیم، باید از تعبیر تداوم و ادامه انقلاب ۵۷ سخن گفت.

از منظر علوم سیاسی و جامعه‌شناسی، انقلاب‌ها نه به‌عنوان نقاط پایان، بلکه به‌عنوان آغاز فرآیندهای طولانی‌مدت تحول اجتماعی در نظر گرفته می‌شوند. این فرآیندها ممکن است شامل دوره‌هایی از پیشرفت، عقب‌گرد، انحراف یا بازسازی باشند، اما همواره در پیوند با یکدیگر قرار دارند. بر این اساس، تحولات جاری در ایران را نیز باید در امتداد این فرآیند تاریخی فهمید؛ فرآیندی که از ۱۳۵۷ آغاز شده و همچنان در حال تحول است. چنین نگاهی، به‌جای تقلیل واقعیت به دوگانه‌های ساده‌انگارانه، امکان تحلیل دقیق‌تر و علمی‌تر را فراهم می‌کند. بنابراین شاید بهتر باشد به مشاوران رضا پهلوی توصیه کرد که اگر نمی‌توانید هنر حرف زدن را به بچه‌شاه‌تان یاد بدهید هنر« حرف نزدن» را به او یاد بدهید.

منابع

  1. Skocpol, Theda. States and Social Revolutions. Cambridge University Press.  -دولتها  انقلابهای اجتماعی اثر تدا اسکاچیل۱۹۷۹
  2. Tilly, Charles. From Mobilization to Revolution. McGraw-Hill. – چارلز تیلی، از بسیج تا انقلاب،
  3. Arendt, Hannah. On Revolution. Penguin Books در باره انقلاب . ها نا آرنت.
  4. Brinton, Crane. The Anatomy of Revolution. Vintage Books.
  5. Eisenstadt, S. N. Revolution and the Transformation of Societies.
    آناتومی انقلاب – مراحل چهارگانه انقلاب از نگاه کرِین برینتون
  6. Goldstone, Jack A. Revolutions: A Very Short Introduction. Oxford University Press.

ما را در ایکس ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

Tags: انقلاب ۵۷خاندان پهلویدیکتاتوریرضا پهلوی؛ نگاهی به موقعیت حقوقی
TweetShare

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.