مذاکرات اتمی؛ وقت کشی یا آغاز عقب نشینی
رژیم ایران و آمریکا قرار است روز جمعه ۸ فوریه در مسقط پایتخت عمان دور جدید مذاکرهشان را شروع کنند. تمرکز اصلی مذاکره مربوط به پرونده اتمی رژیم ایران است اما به گفته وزیر خارجه آمریکا موضوع برد موشکهای بالستیک رژیم و دخالتهای منطقه ای و موضوع سرکوب معترضان هم قرار است بخشی از محورهای مذاکرات باشد.
واقعیت این است که پرونده هستهیی بار دیگر به نقطهای رسیده است که تضادهای درونی رژیم را را عریانتر از همیشه به نمایش میگذارد. حاکمیتی که بیش از دو دهه، پرونده اتمی را بهعنوان ابزار قدرتنمایی و اهرم چانهزنی بهکار گرفته، اکنون در ایستگاهی ایستاده که هر مسیر آن به بنبست ختم میشود: یا عقبنشینی و نوشیدن «جامزهر»، یا ادامهی لجاجت و تشدید فشارهای خارجی و بحرانهای داخلی.
اظهارات مهرهها و رسانههای رسمی رژیم در بهمن ۱۴۰۴، تصویر روشنی از این گیرکردن در کوچهی بنبست ارائه میدهد. حداد عادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از چهرههای نزدیک به خامنهای، تلاش میکند با زبان دیپلماتیک، خط قرمزهای نظام را بازتعریف کند، اما ناخواسته اعتراف میکند که اساسا مذاکره ای در کار نیست:
برلین در سرمای زمستان؛ آمادهسازی تظاهرات بزرگ ۷ فوریه با یاد شهدای آزادی
«مذاکرهای که یک نفر بنشیند و یک نفر دستور دهد، مذاکرهای نیست که جمهوری اسلامی آنرا بخواهد. بر چنین اساسی امیدواریم مذاکره صورت گیرد و به نتیجه برسد.»
پرونده اتمی یا دام اتمی؟
این سخن در ظاهر دفاع از «عزت» خامنه ای است، اما در واقع بیانگر هراس رژیم از موقعیتی است که در آن دست بالا را ندارد. همین موضعگیری، از پیش شکست مذاکرات را در خود حمل میکند، چرا که طرف مقابل نیز حاضر به پذیرش شروط یکجانبه نیست.
این بنبست در سخنان رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع، صریحتر و روشنتر بیان میشود. او عملاً پیشاپیش نتیجه مذاکره را شکست خورده می داندو می گوید:
«اگر آمریکاییها بخواهند با همان دستورالعمل پیشین در مذاکرات شرکت کنند و مثلا بگویند غنیسازی صفر یا خواستههایی از این جنس را مطرح کنند، از الآن باید گفت که مذاکرات با شکست روبهرو شده است.»
این موضع، اعتراف آشکار به بنبست است: رژیم میداند که خواستههای آمریکا تغییر ماهوی نکرده، اما همزمان اعلام میکند که در صورت طرح همان خواستهها، مذاکره شکستخورده است. بهعبارت دیگر، رژیم وارد مذاکرهای میشود که از پیش پایان آن را اعلام کرده است.
توصیه به جام زهر
در سطحی دیگر، شمسالواعظین، عضو شورای اطلاعرسانی کابینه پزشکیان، تلاش میکند دامنهی بحران را محدود نشان دهد، اما همین محدودسازی نیز نشانهی ضعف است. او تصریح میکند:
«جمهوری اسلامی تأکید کرده که فقط یک موضوع را مذاکره میکند و آن موضوع هستهیی است در حقیقت تأکید میکند که اگر موضوعی فراتر از این طرح شود، از مذاکره خارج میشود.»
و سپس با افزودن تهدید نظامی، عمق اضطراب حاکمیت را لو میدهد:
وی افزود:« برخی معتقدند که ممکن است آمریکا اقدام قبلی خود در حین مذاکرات را تکرار کند و حمله کند اما باید گفت، این بار دست ما روی ماشه است.»
اما شاید صریحترین اعتراف به بنبست، از زبان کرباسچی، شهردار سابق تهران، بیان میشود؛ جایی که بحث «جامزهر اتمی» بیپرده مطرح میگردد. او با اشاره به فرسایشیشدن مذاکرات و خستگی جامعه مینویسد:
«الآن بیش از ۲۰ سال است که در حال مذاکره بر سر مسأله هستهیی هستیم مردم دیگر از این جریان مذاکرات خسته شدهاند. در زمان سفر پزشکیان به نیویورک من و تعداد دیگری از دوستان دیگر برای او نوشتیم که اگر میخواهید به این سفر بروید، مانند رفسنجانی در دوران جنگ عمل کنید؛ رفسنجانی احساس کرد که جنگ به جای بحرانی خود رسیده، امکانات پاسخگو نیست، مردم خسته شدند و استقبال از جبههها کاهش یافته، نزد خمینی رفت و گفت که من بهعنوان فرمانده جنگ، پذیرش قطعنامه را اعلام کنم و پس از آن مرا محاکمه و حتی تبعید یا اعدام کنید.»
این مقایسهی مستقیم میان جنگ و پرونده هستهیی، معنایی جز این ندارد که حتی بخشی از بدنهی درونی نظام نیز به پایان راه رسیده است. طرح دوبارهی الگوی «جام زهر» یعنی پذیرش شکست در پوشش «تصمیم شجاعانه».
این مواضع نشان میدهد رژیم در تلهای خودساخته گرفتار شده است: از یکسو عقبنشینی هستهیی، بهمعنای فروپاشی هیمنه و تشدید شکاف درونی است، و از سوی دیگر، ادامهی بنبست، فشارهای خارجی و نارضایتی اجتماعی را به نقطهی انفجار نزدیکتر میکند. این همان کوچهی بنبستی است که خروجی آبرومندانهای ندارد؛ چه جامزهر نوشیده شود و چه نشود، سرنگونی این رژیم توسط مردم رقم زده خواهد شد.
منابع
- ایسکانیوز (رژیم)، ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
- سایت نماینده (رژیم)، ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
- سایت فرارو (رژیم)، ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
- اقتصاد آنلاین (رژیم)، ۱۶ بهمن ۱۴۰۴







