در حالی که نفرت مردم ایران از خامنهای ولی فقیه رژیم روزبهروز عمیقتر میشود، آخوندهای وابسته به حکومت با ترفندهای تازهای به میدان آمدهاند تا چهره مخدوش او را ترمیم کنند. اما این تلاشها، که با دروغ، فرافکنی و بازی با کلمات همراه است، دیگر نمیتواند ملتی را فریب دهد که سالهاست طعم ظلم، غارت و ستمگری این رژیم را با گوشت و پوست خود حس کردهاند.
یکی از این شومنهای حکومتی، سعیدی، امامجمعه قم، در نمایش جمعه که روز ۱فروردین ۱۴۰۴ از تلویزیون حکومتی اصفهان پخش شد، بار دیگر با یاوهگوییهای خود کوشید ولی فقیه را بهعنوان «محور وحدت، امنیت و عدالت» جا بزند. او مدعی شد که اگر مردم از «طواف کعبه ولایت» دست بکشند، «طوفان تفرقه» بنیان جامعه را درهم خواهد شکست. اما واقعیت چیست؟ بنیان جامعه ایران را نه تفرقه، بلکه ظلم و جنایت چهار دههای حکومتی شکسته است که خامنهای در رأس آن قرار دارد.
ولی فقیه؛ منفورتر از همیشه
مردم ایران دیگر به این شعارهای توخالی اعتقادی ندارند. خامنهای، که زمانی ادعای رهبری امت را داشت، حالا در چشم ملت به نماد ستم و ویرانی بدل شده است. او با رکورد بیش از هزار اعدام در سال ۱۴۰۳، گسترش زندانها، شکنجههای بیرحمانه و ریختن خون بیگناهان، جایگاهی جز نفرت در دل مردم ندارد. سعیدی و همفکرانش میکوشند با سفیدسازی چهره او، ولی فقیه را ناجی جلوه دهند، اما این فریبکاریها برای مردمی که زیر بار فقر، تورم و بیعدالتی له شدهاند، بیمعناست.
پیامبر اسلام گفته است: «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم»؛ حکومت میتواند با کفر باقی بماند، اما با ظلم برقرار نخواهد ماند. این کلام، هشداری روشن به خامنهای و رژیمش است که با سوءاستفاده از دین، نهتنها عدالت را پایمال کردهاند، بلکه به گفته منتقدان، در حقستیزی و جنایت از هر کافر و مشرکی پیشی گرفتهاند.
ذلت در سایه ولایت فقیه فاسد
سعیدی در ادامه سخنانش، با حمله به مذاکره با غرب و آمریکا، مدعی شد که دل بستن به «شیطانهای زمان» جز «ذلت و زبونی» نتیجهای ندارد و اطاعت از ولی فقیه تنها راه نجات است. اما این ادعاها در حالی مطرح میشود که خود حکومت ولایت فقیه، بهدلیل سیاستهای مخربش در منطقه و جهان، در تنگنای بیسابقهای قرار گرفته است. خامنهای، که برای حفظ قدرت و هژمونی خود حاضر به هر خواری است، با این نمایشها تلاش میکند شکستهایش را پنهان کند. اما پشت این بازارگرمیها، کابوس سرنگونی خواب را از چشمان او و دیگر جنایتکاران حکومتی ربوده است.
در همین زمینه
اعتراف ناخواسته یک آخوند حکومتی به جنگ مردم با ولایت فقیه
فریبکاری بیثمر
اظهارات سعیدی چیزی جز تلاشی مذبوحانه برای گرم کردن تنور خامنهای نیست؛ ولی فقیه در میان مردم به «هیولای تنفر» بدل شده و هیچ شعار و وعدهای نمیتواند جایگاه ازدسترفتهاش را بازگرداند. این آخوندها از دنیای پلیدی که برای خود ساختهاند بهره میبرند چارهای جز دروغ و حیله ندارند تا نظام رو به زوالشان را سرپا نگهدارند. اما مردم ایران، که سالهاست هزینه جنایات این رژیم را با جان و مال خود پرداختهاند، دیگر فریب این بازیها را نخواهند خورد.
سرنگونی این رژیم که خود آن را چون روز روشن میبیند نه یک احتمال، بلکه واقعیتی است که هر روز به آن نزدیکتر میشود. نمایشهای جمعه و یاوهگوییهای آخوندها، تنها پردهای است برای پوشاندن حقیقتی که دیگر پنهانشدنی نیست: پایان ولایت فقیه نزدیک است.







