وضعیت مدارس و دانشگاههای ایران ، در آستانه اول مهر و بازگشایی مدارس و دانشگاهها را درحکومت آخوندی در یک سال گذشته و همچنین چشمانداز سال آینده.مورد بررسی قرارمیدهیم. سرنوشتی که دانشآموزان و دانشجویان کشورمان، در نظام آخوندی دارند، از وضعیت تحصیلی، تا سطح تخصصی و آموزشی، و ارزش مدارک تحصیلی، تا وضعیت معیشتی معلمان و استادان و بازنشستگانٍ این نهادهای فرهنگی و همچنین فضای نارضایتی و اعتراض این قشر آگاه و پیشتازدر پیش رودارند.
پروفسور کاظم کازرونیان استاد دانشگاه کانتیکت آمریکا، و عضو ارشد آکادمی علوم این دانشگاه در گفتگویی با تلویزیون ایران آزاد، به این موضوعات پرداخته وبه سئوالات نیز پاسخ میدهد.
کاظم کازرونیان: در یک کلام فاجعه، یعنی فاجعهای در ابعاد مختلف و نمیدانم چه واژهای را استفاده کنم که این فاجعه را برساند، در قلب این فاجعه کشتن آزادی است، آزادی فکر ، گفتار، عقیده، آکادمیک آزادی هر زیربنای سالم آموزشی است، ابعاد آن زیاد است و کمبود بودجه برای اداره دانشگاهها، حقوق زیر خط فقر کادرهای آموزشی دانشگاهها و مدارس، تبعیض در پذیرش آموزشها و تبعیض جنسی و تبعیض قومی، تبعیضهای مذهبی، که امتیازهای ویژه برای بسیجیان و پاسداران و خانواده شهداء و بلاخره مهرههای خودشان، فساد مالی و عدم اجرای صحیح بین دانشگاهها و مراکز آموزشی، صنایع و اقتصاد و بهداشت بهبودی جامعه، به همین دلیل، بود و نبود دانشگاه برای جامعه مشخص نیست. فقر شدید اکثریت جامعه به همین نسبت فقر دامنگیر اکثریت دانشجویان و دانشآموزان و خانوادههایشان، سرقت علمی، جعل و مدرک فروشی، بخصوص برای مهرههای دولتی در دانشگاهها، سردمداران سپاه پاسداران، فاجعهای در ابعاد مختلف است.
کاظم کازرونیان: رده علمی دانشگاههای ایران طبق ردهبندیهای معتبر دنیا به نازلترین حد ممکن سقوط کرده است. مدارک لیسانس و فوق دکترای که دانشگاههای ایران میدهند، کاملا بدون ارزش است و از هر نظر نگاه بکنید مدارک علمی در پایین ترین سطح خود سقوط کرده است. بعنوان مثال اختراعات سالیانه مثلا کره جنوبی در سال ۱۹۸۷ میلادی یعنی در اول انقلاب با ایران حدودا برابر بود، در حال حاضر میزان اختراعات کره جنوبی ۲هزار برابر ایران است. اکثر روسای دانشگاههای ایران اعضاء سابق و یا همین الان سپاه پاسداران هستند. بسیاری از بهترین اساتید دانشگاهها یا اخراج و یا بازنشسته و یا تحت فشارهای بسیار مختلف نظیر بازنشستگی و اخراج هستند. در عین حال هزاران تن با سهمیههای مختلف وارد دورههای لیسانس و فوق لیسانس میشوند بدون داشتن مدارک لازم، بدون دادن امتحانات ورودی لازم، با بهانههای مختلف از جمله بورسیههای مختلف و بعد به دوره دکترا راه پیدا میکنند و همینطور بلادرنگ عضو هیئت علمی دانشگاه میشوند. به همین دلیل بیسوادی و کم سوادی رواج دارد، اکثریت هیئت علمی دانشگاهها که جعلی وارد شدند مشغول کپیبرداری و جعل علمی و خیلی کارهای شبیه این هستند.
مثلا چند سال پیش نشریه علمی نیچر یا طبیعت یکی از معتبرترین نشریههای علمی دنیا است، صدها دانشمند ایرانی را استاد ایرانی را بخاطر جعل علمی و چاپ از این نشریه که یا کپی شده بود و یا مطالبی استفاده کرده بودند که جعل بود چاپ کردن در این نشریه را تعلیق کرد، این خودش ننگ ملی برای ما است. البته نه برای سردمداران و حاکمان رژيم که اساسا کارشان این است، از آن طرف هم مدارک قلابی مهندسی و دکترا، برای وزراء و وکلاء و فرماندهان سپاه و اطرافیانشان جای خود دارد. بودجه دانشگاه روز به روز کمتر میشود، اگر به آمارهای دولتی نگاه بکنیم دولت آخوندی برای نهادهای حوزوی خودش یعنی مراکزی که کارش تولید آخوند و طلبه است نزدیک به ۲هزار میلیارد تومان بودجه احتصاص داده در حالیکه بودجه ۵ دانشگاه مادر کشور یعنی دانشگاه شریف، امیرکبیر، بهشتی، علم و صنعت و علامه طباطبایی حدود ۸۵۰ میلیارد تومان است یعنی دو و نیم برابر این دانشگاهها خرج تولید طلبه میکند تا تولید متخصص و دانشمند و نکته دیگر بودجه مرکز خدمات حوزه علمیه قم که کارش رسیدگی به مسائل درمانی و تسهیلات و مسکن و خدماتی برای طلبهها هست، بودجهای که برای آن گذاشتند برابر با کل بودجه دانشگاه تهران یعنی بزرگترین دانشگاه ایران است. اینها نشان میدهد وضعیت دانشگاههای ایران چطور است. ضمنا این را هم بگویم آن درصدی که از بهترین و تیزهوشترین جوانان ما که علیرغم صدها مانع و مشکلات مالی خارج از سهمیههای دولتی به دانشگاههای راه پیدا میکنند با سعی و تلاش خودشان و درسشان را با موفقیت تمام میکنند بعد از تمام شدن درسشان بصورتی خودشان را به دانشگاهها و مراکز علمی خارج از کشور میرساندند. اکثرا هم به کشور بر نمیگردند، یعنی دنیا به ایران بعنوان شکارگاه مغز نگاه میکند، یعنی جای که بهترینهای یک جامعه ۷۰ میلیونی را میتواند جذب کند، یک اشکال اساسی دیگر عدم ارتباط سیستماتیک بین دانشگاههای ایران بخصوص رشتههای فنی و پزشکی با کل برنامهریزی در کل کشور که خودش بحث مفصل دارد.
کاظم کازرونیان: در ایران مسئله خصوصی سازی مدارس بحث جالبی است، اصل ۳۰ قانون اساسی کشور آخوندی هست که میگوید سیستم آموزشی در ایران و کلیه خدمات آموزش و پرورش رایگان باشد، ولی این سردمداران دزد رژیم حاکم مدارس پولی را اینطوری توجیه میکنند که مدارس خصوصی جانشین مدارس دولتی نشدند و فقط درکنار مدارس دولتی کاستیهای مدارس آموزشی را جبران میکنند. این خودش دروغ بزرگی است، بخاطر اینکه دولت با پایین آوردن سطح آموزش مدارس دولتی زمینه را برای اخاذی و پولدار شدن مهرههای دولتی پاسداران و خانوادههایشان بعنوان صاحبان مدارس دولتی فراهم کردند. تاثیرات خصوصیسازی مدارس و دانشگاهها هم طبقاتی شدن بیشتر جامعه است یعنی اگر فقیری و صغیری باید صغیر بمانی!! حتی امید و آرزو تحصیل مال پولدارها است، اگر آمار جدید را نگاه بکنیم مقدار قبولی کنکور برای کسانی که از مدارس دولتی ترخیص میشوند به شدت در حال کم شدن است. آموزش و راهیابی به دانشگاه ها هم یکی دیگر از امیدهای پر پر شده جوانان کشور است، حتی کنکور را هم تبدیل به دکان شیادی کردند، سالانه صدها میلیون دلار سرمایه برای پاسداران و عمله و اکره دفتر ولی فقیه دارد. تعداد دانشگاهها را روز به روز زیاد کردند و تعداد دانشگاه را مثل قارچ زیاد کردند و از ۲۰ دانشگاه در اول انقلاب را به ۲۸۰۰ دانشگاه و مدرسه عالی رساندند، بدون اینکه کادر علمی داشته باشند، هدف و تسهیلات داشته باشند و آزمایشگاهها را داشته باشند، خوابگاه برای دانشجویان داشته باشند، و تنها هدفشان اخاذی بیشتر از ملت است.
کاظم کازرونیان: مزایایی برای ملت ندارد تنها مزایای که دارد بیشتر فرصت به پاسداران و عمله واکره دفتر ولی فقیه و ایادی دولتی برای اخاذی میدهد که بیشتر سود بکنند و من هیچ منفعتی در این نمیبینم.
کاظم کازرونیان: اولا مبارزات معلمان را تحسین میکنم، اگر به اعترضات فرهنگیان و دانشگاهیان در سال گذشته نگاه بکنیم این ادامه یک پروسه چند ساله اعتراض بوده پروسهای که هم گسترش اعتراضات و گستردگی دارد و رژیم آخوندی نه توان پاسخگویی به خواستههای معلمین را دارد و نه توانایی کنترل این حرکات و موجهای عظیم اجتماعی را دارد.
کاظم کازرونیان: چیزی که راجع به این رژیم مشخص است در این ۴۰سال برای همه دنیا مشخص شده شیادی و دروغگویی است، یعنی رژیم خارج از هر چیزی که میگوید یکی از بالاترین لطمات را به فرهنگ و به علم ودانش کشور زده است. الان تعداد بسیاری از دانشآموزان در هر سن و سالی از ۸ سال گرفته تا ۱۸ سال ترک تحصیل کردند و طبق آمارهای رسمی رژیم آخوندی ۷ میلیون دانشآموز بین ۸ تا ۱۸ سال ترک تحصیل کردند.
طبق بیانیه حقوق بشر حق تحصیل برای کودکان حق شناخته شده است، چرا در ایران این حد از فاجعهبار از ترک تحصیل آن هم در حالی که رژيم میگوید با سوادتر شدیم، پس چرا این حد ترک تحصیل برای دانشجویان و دانشآموزان وجود دارد؟. در یک کلام فقر اقتصادی، در شرائطی که بیش از ۵۰ درصد جمعیت به گفته رژیم زیر خط فقر زندگی میکنند، خانوادهها توان پرداخت حق شهریه و لوازمالتحریر را ندارند لذا مجبور هستند فرزندانشان را از تحصیل و مدارس بیرون بکشند، از طرف دیگر دولت شیاد روز به روز از بودجه آموزش و پرورش کم میکند و زمینه را برای اینکه آقازادههای حکومتی مدارس خصوصی بزنند و بدون رقابت دزدی و شیادی بکنند شهریه های کلان از خانوادهها اخاذی بکنند. وزیر آموزش و پرورش شیادشان ( کلمه شیاد را مستمرا بکار میبرم چون توضیح میدهد اینها چطور آدمهای هستند) گفت ۳۵ درصد از خانوادهها برای اینکه بتوانند شهریه مدرسه را جور بکنند هرسال باید وسائل خانهشان را بفروشند، باید در این شرائط از آخوندها باید بپرسیم کجا سواد و فرهنگ مردم بالا رفته است؟
کاظم کازرونیان: معلمان حقالتدریسی الان دولت ۴۰ هزار نفر معلم و دبیر و آموزگار را بطور قراردادی و موقت و بدون هیچ مزایایی، بدون بیمه و بازنشستگی، بدون هیچ امکانی و بدون پاداش با حقوق بسیار کم و حتی در مواردی در بعضی از شهرستانها ۲۰ تا ۳۰ هزار در روز یعنی دو تا سه دلار یعنی زیر خط فقر کامل تقریبا زیر همه کشورهای دنیا استخدام کرده است . خیلی از این معلمان بطور شخصی این را تحمل کردند به امید اینکه به استخدام ثابت دولت در بیایند، دولت هم به همه آنها قول داده به شرط قبولی در آزمونهای مختلف اینها را استخدام دولتی میکند، همینها هم این را بگویم حتی حداقل حقوقشان را نداده و یا عقب انداخته است، بعد دولت زیر حرفش زد و گفت از این ۴۰ هزار نفر فقط ۵هزار نفر آن هم بعد از چندین رده امتحان و پانسیون به استخدام در میآورد. باز زیر همین حرف را هم زد برگشت گفت حتی این ۵هزار نفری که مراتب مختلفی از این آزمونها را طی کرده بودند و پشت سر گذاشته بودند استخدام نمیکند، دوباره یک سری آزمون جدید میخواهد برای اینها بگذارد. این در شرائطی است که در کل کشور معلمان در زیر خط فقر کامل هستند وزیر آموزش و پرورش آمد و گفت معلمان ما برای اینکه بتوانند در حداقل ها زندگی شان را بگردانند به مسافرکشی افتادند. حتی اعضاء هیئت علمی دانشگاه ها با حقوقی که میگیرند چیزی حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار در ماه است، در مقایسه با سایر همکارانشان در کشورهای دیگر درآمد بسیار بسیار ناچیزی دارند، این گروه از معلمان حقالتدریسی و هموطنان که تحت ظلم هستند در سالهای مختلف و اخیرا بصورتهای مختلف دست به اعتراض زدند، این حرکات در هفتههای اخیر شکلهای عمیقتر و جدیتری گرفته و رژیم هم از ترسش دست به دستگیریهای وحشیانهای زده و این هم طبیعتا به پایهای شدن، رادیکالتر شدن به سیاسیتر شدن این معلمان حقالتدریسی و خواستههایشان دامن زده است.
کاظم کازرونیان: خیلی از این سوالات پاسخ در بطنشان است، وقتی اشاره به وضعیت دانشگاهها و مدارس میکنیم و اینکه دولت حتی ۱۰ درصد از مدارسی که در سیل آسیب دیده را نتوانسته به حداقلی برساند که بکار خودشان ادامه بدهند. اینها هر کدام جوابشان در خودشان است، یکی از بالاترین بازدههای سیاستی که دولت اتخاذ کرده در قبال آموزش وپرورش وضعیت بیکاری فارغالتحصیلان در دنیا یعنی در همه این سالها بخواهیم برگردیم به معیارش را ببینیم، نگاه میکنیم به قول خود اینها و آمارهای اینها ۵۰ درصد فارغالتحصیلان این کشور بیکار هستند. یعنی این نشان میدهد آموزش و پرورش برای اینها هیچ مفهوم و رابطهای تنگاتنگ و ارگانیکی با بقیه کشور ندارد، با اقتصاد کشور ندارد یعنی امام شیادشان اگر یادتان باشد گفت دولت خودش اعتراف میکند بیشتر از ۱۳ میلیون نفر فارغالتحصیل بیکار دارد، از آن طرف شرکتهای مافیایی شبکه های مافیایی که دست سپاه پاسداران و دفتر ولی فقیهشان هست، ۲۰۰ میلیون دلار دست اینها است و استخدامهایشان را از خودشان میکنند بنابراین تا وقتی این رژيم حاکم هست هیچکدام از این مسائل راه حل اساسی و ریشهای در ایران نخواهد داشت.
کاظم کازرونیان: ابتدا به چند مسئله اشاره کردم یکی اصولا بطور پایهای و ریشهای و ارگانیکی هیچ ارتباطی بین رشد قارچی دانشگاهها و رشتههای که انتخاب میکنند و سرمایهگذاری در رشتههای مختلف و دانشجوگیری و کنکور با بقیه کشور ندارد. اینها همینطوری مثل قارچ دانشگاه اضافه کردند بدون اینکه ببینند کشور چی میخواهد، الان سیستم اقتصادی و مالی و صنعتی کشور کنترلش در دست سپاه پاسداران است اینها بخصوص در ردههای بالا از آدمهای خودشان جانثاران و خانواده شهداء، و شبکههای مافیایی خودشان استخدام میکنند، بنابراین امیدی برای بسیاری از فارغالتحصیلان وجود ندارد دنبال کاری متناسب با استعداد و تحصیلاتشان باشد که برگردند.
کاظم کازرونیان: اولا درود بر هموطنانی که خودشان پیشنهاد و راه حل میدهند، آن کسی که گفت شورش و طغیان علیه این رژیم باید کرد و راه حل این است، این جواب تک به تک هموطنان عزیزمان است، در امریکا که بالاترین مقدار سیستمهای آموزشی را دارد ۵ تا ۶ درصد از دانشگاهها خصوصی هستند، انها هم سابقه عمیق و عظیم تاریخی دارند به دانشگاه بعنوان دکان پول در آوردن نگاه نمیکنند، رژیم این را سرمشق و سرلوحه خودش نگذاشته که از این الگو برداری کند مثلا سیستمهای پیشرفته و تاریخی را از آموزش و پرورش دنیا یاد بگیرد، خیلی ساده رژیم آخوندی فرصت بیشتری پیش آورده برای شیادان بسیجی و پاسداران و آخوندهای که یک درآمدی دیگری داشته باشند.
کاظم کازرونیان: در یک کلام نه همانطور که اشاره کردم شما رشد تظاهرات و گسترش تظاهراتها را و رادیکالتر شدن شعارهای معلمین را میبینید رابطه عمیق این تظاهرات را با تظاهرات کارگران و اقشار مختلف جامعه در شهرهای ایران دارند و رابطهش را با تظاهرات دانشجویان میبینیم بنابراین نه اصولا ما در عصر کبیر آگاهیها زندگی میکنیم، بنابراین این رژيم نمیتواند جلوی پخش اخبار را بگیرد، علیرغم اینکه سعی خودش را میکند.
کاظم کازرونیان: خواسته ها از صنفی شروع شد ولی خیلی سریع این خواستهها به خواستههای سیاسی تبدیل شده، وقتی معلم شعار میدهد مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است، وقتی معلم برمیگردد و میگوید میایستیم و میمیریم حقمان را میگیریم، وقتی برمیگردد میگوید کارگر زندانی آزاد باید گردد، معلم زندانی آزاد باید گردد، دانشجوی زندانی آزاد باید گردد اینها خواستههای صنفی نیست، اینها خواستهای نیست که حقوق مرا نداد. علیرغم اینکه آنها خواسته بسیار بسیار مشروعی است این خواستهها خواستههای سیاسی است، یعنی آزادی میخواهند چیزی که رژیم توان دادن آن را ندارد، به همین دلیل این خواستهها و تظاهراتها روز به روز گسترش بیشتری پیدا خواهد کرد.
کاظم کازرونیان: در یک کلام و بدون رودروایسی سقوط رژيم ولایت فقیه در تمامیتش، تا وقتی رژيم آخوندی بر سر کار است مردم ما رنگ شادی و رفاه و رشد را نخواهند دید!! همانطور که در ابتدا اشاره کردم بدون آزادی هیچکدام از این خواستههای معلمین و استادان و دانشجویان و دانشآموزان و خانوادههایشان به جایی نخواهد رسید. در این رابطه آزادی و برابری عدالت خواهی نه تنها مشق اول دانشاموز و دانشجو است، بلکه درس اولی است که استادان و معلمان باید بدهند. این را بگویم فداکاری و سدشکنی از کانونهای شورشی و اتحاد و همدلی و سرسختی از همه ما فرهنگیان و دانشآموزان و دانشجویان باید باشد. ما در سالروز، در آستانه ۵ مهر ۱۳۶۰ هستیم و روزی که همه ما باید به یاد داشته باشیم و روزی که بت بزرگ خمینی در خیابانهای تهران شکست و برای اولین بار دانشآموزان و دانشجویان در صفهای میلیشیای قهرمان مجاهدین خلق بصورت دستجمعی در خیابانهای تهران و چند شهر دیگر به خیابانها ریختند و با شعار مرگ بر خمینی بت بزرگ خمینی را شکستند. امسال با شروع سال تحصیلی شکلگیری و فعالیتهای کانونهای شورشی رشد بسیار بیشتری خواهد داشت و روزهای اول ماه مهر اینها را خواهیم دید، عمر این رژیم ضدعلم و ضدبشری و ضدانسانی آخوندی رو به آخر است، خواهشی که دارم در آغاز سال تحصیلی هر کدام از ما هر معلم و شاگردی برای آزادی باشیم، با درود بر شما و هموطنانی که این فرصت را به من دادند.







