چرا خامنهای به هذیان گویی افتاده؟!
واقعیت این هست که خامنهای در اثر ضربه کاری که از قیام خورده به هذیان گویی افتاده و در گرداب بحرانهای لاعلاج و کشنده تعادلش را از دست داده و خودش هم نمیداند که چه میگوید. ولی از اونجایی که خوب میفهمد که هیچ راه گریزی از سرنگونی برایش متصور نیست تنها راهی که بنظرش میرسد این است که حداقل مزدوران و پاسداران را هر طور شده سرپا نگهداردو از ریزش آنها جلوگیری کند. به همین دلیل خامنهای از ترس و وحشت به هذیان گویی افتاده و با یک سری مهمل بافیها میخواهد پاسدار بسیجیها را سر کار بگذارد. به همین دلیل خامنهای در دیدار اخیرش گفت:
یکی از اهداف مهم این اغتشاشات پاییز این بود که مردم ۲۲ بهمن را از یاد ببرند
قبلا دریک سخنرانی سه تا دلیل دیگر آورد
و گفت: اولیش اون حرکت عظیم مردم در قضیّهی کرونا. آخریاش مسئلهی اربعین بود؛. بین این دو اون سرود حماسی «سلام فرمانده» هم بود
هنوز تمام نشده
یکی از اهداف دشمن همین است که حواس مسئولین و مدیران رو پرت کنند
هدف دشمن این است که ارکان اقتدار را متزلزل کنه
هدفشان از بین بردن نقطههای قوّت کشور بود
بالاخره ما نفهمیدیم هدف دشمن چی بود؟
درهمین رابطه
خامنه ای منکر به قهقرا رفتن نظامش شد!
اما از طنز ماجرا که بگذریم
سوال این است: چرا خامنهای اینقدر هذیان میگوید؟ نمیفهمد یا خودش را به نفهمی میزند؟
واقعیت این است که خودش هم خوب میداند که دشمن، مردم ایران هستند
و هدفشان هم فقط سرنگونی است، ده تا هدف هم ندارند
اما چون میخواهد با یک مشت دروغ، پاسدار بسیجیها را سرکار بگذارد،
هربار که میآید، بسته به اقتضای روز، یک هدف جدید تولید میکند.






