مدارس و دانشگاهها ، سال تحصیلی جدید را با مشکلات و کمبودهای بسیاری شروع میکنند. نظام فاسد آخوندی هم عملاً ساختار آموزشی کشور را به دو بخش عمومی و خصوصی تبدیل کرده است . در بخش خصوصی تمامی امکانات در خدمت فرزندان سران رژیم و سرمایهداران قرار دارد و در بخش عمومی شرایط تحصیل بسیار سخت و تأمین هزینه آن برای بسیاری از مردم کمرشکن است.
اینکه مشکلاتی که نظام آموزش و پرورش اعم از مدارس و دانشگاهها با آن مواجه است چیست؟
آقای محمد قرایی در گفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به موضوعات مطرح شده پرداخته و به سئوالات هموطنان پاسخ میدهد.
محمد قرائی: درپاسخ به این سوال میبایست گفت چه دارند؟ جمهوری چپاول و غارت چیزی برای آموزش و پرورش چیزی باقی نگذاشته، اگر به آموزش و پرورش بطور مختصر بخواهم اشاره بکنم همانطور که خودشان میگویند کلاس بسیار کم دارند، بعضی از دانشآموزان مجبور میشوند در مناطق مرزی، در کپرها کلاس برگزار بکنند، ان کلاسهای که هست فرسوده هستند و در خطر فروریزی هستند، بلحاظ گرمایشی مشکل دارند، بخاریها مربوط به عهد عتیق هست، برخی هم آتش میگیرند و همه مردم ما در جریانش هستند، دانشآموزانی میسوزند. گزارشی خواندم نوشته بود از هر ۴ دانشآموز یک دانشآموز نمیتواند به کلاس بیاید، در تحلیل این گزارش آمده بود ۵۴ درصد علت آن فقر است. یا در جای وحشتناک بود و نوشته بود بعضی از دانشآموزان بدلیل فقر غذایی حتی نمیتوانند نان خودشان را ببرند، در رابطه با معلمین خودشان میگویند بسیار کمبود دارند، بلحاظ آموزش مشکل دارند معلم باید یک کار داشته باشد در حالیکه معلمان در ایران تازه استخدام شدهها، مجبور به چند کار هستند که طبیعی است کیفت آموز بسیار پایین میآید. بنابراین در این زمینه باید گفت فیالواقع برای دانشآموزان و فرهنگ این رژیم چی باقی گذاشته است. به دیدگاهی برمیگردد که رژیم با آموزش و پرورش دارد و ضدیت قرون وسطایی که با دانش دارد.
محمد قرائی: کل موضوع به دیدگاه آخوندها به علم و دانش و آموزش و پرورش برمیگردد. قبل از اینکه بگویم چرا یک موضوع تاریخی به ذهنم رسید در جای خواندم ویکتور هوگو متفکر و یا نویسنده بینوایان است در آن دوران فرانسه میگوید: در فرانسه در آن دوران در هر گوشهای نفری هست که برای اینکه راه را به مردم نشان بدهد، شمع روشن میکند، بلافاصله کس دیگری میآید که کارش فوت کرده است، یعنی مردم را در تاریکی نگه بدارد، آن که شمع روشن میکند معلم است و نفری که شمع را خاموش میکند کشیش است، اگر جای کشیش با آخوند را عوض بکنیم این جایگاه تاریخی آخوندها به علم و دانش است. این رژيم بدلیل ماهیت و غارت و چپاولی که هست و رانتخواری که به آن مشغول است فساد سرتاپای رژیم را فرا گرفته، در نتیجه چیزی باقی نمیماند . بنابراین به دو نکته میرسیم یکی بینش قرون وسطایی رژيم و دیگر اینکه هر چیزی در ایران از محیط زیست گرفته تا آموزش و پرورش تا جاهای دیگر بعنوان دکان غارتگری و چپاول به آن نگاه میکنند و هم و غمی غیر از این در سر نمیپروانند.
محمد قرائی: سئوال خوبی است به اصل بحث کمک میکند به همین دلیل من میخواهم چند جمله از صحبتهای خمینی دجال و فرصت طلب قبل از به قدرت رسیدن و بعد از به قدرت رسیدن برای شما بخوانم چون این اساس و جان مایه این بحثی است که من در خدمت شما و بینندگان شما هستم.
خمینی قبل از به قدرت رسیدن زمانی که در نوفلنوشاتو بود در مورد آموزش و پرورش و دانشگاهها میگوید اساتید دانشگاهها نمیتوانند آن طوری که میخواهند به کار خودشان ادامه بدهند، دانشجویان دانشگاهها هم نمیتوانند آن طوری که میخواهند به کار خودشان ادامه بدهند، دولت برای تحمیل قدرت خودش تشبث میکند به یک عده چماق بدست، هر گونه آزادی را از دانشجویان گرفتند، این را در تاریخ دوم آبان سال ۱۳۵۷ زمانی که در زیر درخت سیب که آیتالله بی بی سی به آن علاقه داشت گفت. بعدها که به قدرت میرسد همین دستگاه چماقی که گفت چگونه تولید میکند و بر سر دانشگاه و دانشآموزان آوار میکند، در همان ایام یادم است در زمانی که در واقع خرش از پل میگذرد میگوید: ریشه تمام مشکلاتی که برای بشریت پیش آمده است از دانشگاهها بوده است، نمیگوید مردم ایران، بشریت را میگوید، برای همین رهبری مقاومت به حق گفته دجال ضد بشر، چون اینجا میگوید برای بشریت، در ادامه خمینی میگوید تخصص بشر تخصصهای دانشگاهی و بوده است، همه مشکلاتی که بوده از اینها بوده است و از اساس از دانشگاهها بوده است، کشور ما از همین دانشگاهها به دامن ابرقدرتها کشاندشد، حالا شما مینشینید و مینویسید چرا دانشگاه تعطیل است. احتمالا بعد از این کودتای ضدفرهنگی بوده است، اگر به اسلام عقیده دارید بدانید خطر دانشگاه از بمب خوشهای بدتر است. اینها را در مجمعی تحت نام حوزه و دانشگاه اینها را میخواند، بلاخره این را کس یک بنیانگذاری که رژیمیها همه چیزشان را مدیون این دستگاه هستند در میآید، معلوم است بقیه ضایعات و ضررهای که مردم ایران بخصوص در زمینه آموزش و پرورش دارند.
محمد قرائی: شاه و شیخ دو روی یک سکه هستند و به همین دلیل بود که مردم ایران انقلاب کردند. برداشت و احساس خودم این است که اصلا چیزی بنام مدیریت و سیستم با گروه خونی آخوندها جور در نمیآید. مگر در زمینه کشتارِ سرکوب و قتلعام ضربه زدن به حرث و نسل مردم ایران غارت و چپاول مردم ایران که اتفاقا برای خودشان سیستم دارند و کارهای کردند که در هیج کجای دنیا نبوده است. طنز و استعارهای هست که بسیار گویا است و به بحث ما کمک میکند، دوست جهانگردی با دوست دانشگاهیش از جلوی دانشگاه رد میشده و میشنود سروصدای است و از او میپرسد چه خبر است اینجا کجا است؟ میگوید دانشگاه تهران است و این هم نماز جمعه است شعار به نفع رژیم میدهند، میگوید پس دانشجویان و اساتید کجا هستند؟ میشنود که زندان هستند!! میگوید زندان جای دزدها و خلافکارها است، آنها کجا هستند؟ پاسخ میشنود آنها سر کار هستند و در نظام ما آنها در حاکمیت هستند، بنابراین این استعاره درست است بسیار تلخ است ولی واقعیتهای زیادی در آن است، من میخواهم نتیجه بگیرم که فیالواقع در رژيم هیچ چیز سر جای خودش ننشسته است، مفاهیم و کلمات در این قضیه نه بدنبالش هستند نه میخواهند که مدیریت و سیستم داشته باشند، با گروه خونیشان نمیخورد.
محمد قرائی: آمار مشخصی در کل کشور ندارم و اگر باشد هم واقعیت نیست. اما چیزی که در روزنامههایشان دیدم نوشته بود در استان خوزستان دبیرکل آموزش و پرورش آمار داده بود که در آن استان ۹هزار معلم کم دارند به همین دلیل کلاسها را دو شیفته کردیم تا از همه معلمها استفاده کنیم اگر این را به بقیه استانها ضریب بزنیم در واقع صدها هزار نفر کمبود دارند، ولی داستان اصلا این نیست یعنی بلحاظ مادی که کمبود نیست، بسیاری از این پیشدبستانیها و معلمان را در حقیقت استخدام نمیکنند و تظاهرات آنان را در این سالها بطور مکرر میبینیم،. در این زمینه هم کم میکنند که زیاد نمیکنند چون اساسا موضوعشان دانش و علم نیست کما اینکه درکودتای ضدفرهنگی در دانشگاهها دیدیم دو سال دانشگاهها را بستند، الان صحبتهای خمینی را خواندم اساسا کینه و خشمی که خمینی از دانشگاه داشت فوق تصور آدمی است که چقدر آدم باید قرون وسطایی و عقبمانده باشد که با خشم نگاه بکند.
محمد قرائی: واقعیت این است به حرف رژیم بخصوص سردمدارانش اساسا مردم ایران بخصوص آنانی که بیرون هستند اشراف دارند، چون روزانه با گوشت و پوست و استخوان اینها را لمس میکنند، اگر بخواهم اشاره بکنم به بنیانگذار نظام برمیگردد، خامنهای هم فرزند ایدئولوژیک همین بنیانگذار است. یادمان هست که خمینی وقتی در پاریس بودگفت: زنان آزاد هستند، کمونیستها آزاد هستند، جمله بندیش هم با وقتی که به قدرت رسید فرق میکرد، ولی وقتی به تهران رسید گفت من خدعه کردم از او پرسیدند قول و قرارهای داده بودی، پاسخ داد بله آن زمان حرفهای زدم ولی خدعه کردم و کار دیگری میکنم، همین خمینی در رابطهای هنوز ایران بودیم گفته بود اگر ۳۶ میلیون نفر بگویند آری من میگویم نه!!! در این زمینه حرفهای زدند چه خمینی و چه بقایایش و در واقع نه خودشان اعتقاد دارند و نه به آن پای بند هستند، .یک خاطره خودم دارم، روز ۳۰ خرداد با تعدادی از دوستان دستگیر شده بودیم و ما را بحای بردند که از قدیم جای ساواک بود در آن قدیمها جای دو و سه نفر بود، ۵۰ تا ۶۰ نفر در آنجا انداخته بودند و هوا بسیار گرم بود هواکش هم نداشت خیلیها خفه میشدند، یکی از نفراتی که در قدیم زندانی بود و الان مسئول آنجا بود آن نفری که آخوند بود او را میشناخت، به او گفت فلانی طبق قانون اساسی شما که ما نباید ۲۴ ساعت بیشتر اینجا بمانیم، طرف آمد جلوی درب و گفت فلانی ما شما را اعدام میکنیم و من فاتحه آن قانون اساسی را خواندم، من خودم باور نمیکردم قانون اساسی که خمینی گفته بود مرکب خدا پای این است ، زمانی که مجاهدین به قانون اساسی رای ندادند این حرفها را زده بود، آشکارا جلوی ما زیرآبش را زد، تازه ۳۰ خرداد بود، از آن وقت الان ۳ دهه گذشته، وقتی این چنین آشکار دروغ میگویند طبیعی است به این حرفهای که میزنند اساسا معتقد نبوده و نیستند و پوشال است.
محمد قرائی: اینها این کار را نکردند تا کلاس را بیشتر بکنند یا مدرسه را بیشتر بکنند تا کمکی به دانشآموزان یا معلمین کرده باشند، اینها در راستای جمهوری غارت و چپاول اعدام و شکنجه و یا ماهیت رژيم است. بنابراین در این زمینه در حقیقت در راستای همان تبعیض نژادی یا گسترش طبقات در ایران و بالاتر از همه برای چپاول است. چون این مدارسی که دولتی هم هست شهریهای است، یک فیلمی دیدیم در شیراز که یک بنده خدایی دست بچهاش را گرفته بود به دبیرستان رفته بود معترض به دبیرستان بود که من رفتم آنجا و به من گفتند شما باید ۸۰۰هزار تومان پول نقد بگذارید تا اسم بچه را ثبت نام کنیم، معترض بود شما به ما میگویید بچه برود بیکار بشود و بروند دزدی بکنند. بنابراین در این زمینه هم انواع و اقسام مدیران و انجمن اولیاء را شنیدم موظف کردند که هزینه مدرسه را هر چقدر زورش میرسد در بیاورد، اما مدارس خصوصی برای وابستگان رژیم و کسانی که دستشان در غارت است برای اخاذی از آنان است که وحشتناک است، باور ناکردنی است. اولا در همین مدارس هم چقدر لوازمالتحریر را بالا بردند در مدارس خصوصی چون مورد بحثمان است چون اول مهر است و من میخواندم و خاطرات خوبی از این دوران دارم و فکر میکردم اینها راست میگویند مدارس لاکچری یک دانه مداد یک میلیون تومان، که مداد است ولی نوکش آب طلا است، یا مثلا یک دانه کولهپشتی امریکایی یا جنسش خوب است دو میلیون تومان، یا مثلا یک دفتر ۴۰ یا ۱۰۰ برگی ۵۰۰هزار تومان، یعنی یک نفر در مدرسه فقط یک دانه دفترچه بخرد با مداد یک میلیون و ۵۰۰هزار تومان است، اکثریت مردم نمیتوانند فکرش را بکنند، به همین دلیل ، آنجا هم برای غارت و چپاول و رسیدن به از ما بهتران در حقیقت پوز دادن آن طبقه نوکیسهای که اصلا نمیشود تصورش را هم کرد.
محمد قرائی: واقعیت تجربهای که نشان داده این رژیم مثل سابق نمیگذارد مردم بیایند و بصورت پراکنده تظاهرات بکنند و حقشان را بخواهند، بنابراین کانونهای شورشی شکلی از مبارزه نوین و تکامل یافتهی همین مردم در کوچه و خیابان که بصورت پراکنده مبارزه کردند هست!!! کانونهای شورشی پیام رسان تکامل یافته همین تظاهرات کنندگان، خواستههای به حق آنان بصورت دقیقا رادیکال است.
محمد قرائی: واقعیت این است خیلی خلاصه چون اینها خلف بر حق شاه هستند تجربیات آن دوران را دارد، میداند اگر راه بدهد تظاهراتهای پراکنده به هم وصل میشود میلیونی میشود و دمار از روزگارش در میآورند. بنابراین با سرکوب تظاهراتها را جدا کرده و نمیگذارد، فیالواقع قیمتی که برای سرکوب مردم گذاشته ۱۰ و ۱۰۰ و هزار برابر دوران گذشته است بدلیل حفظ بقاء خودش نمیگذارد، یعنی شیخ تجربه گذشته را دارد، این امکان را از مردم گرفته است.
محمد قرائی: از آخر بچینم خود رژیم هست که به نوعی همه راهها را میبندد و دانشآموزان و دانشجویان را به سمت سازمانیافتگی تشویق میکند در حقیقت همان کانونهای شورشی، شوراهای مردمی پیش بروند، بگذریم که فضای مجازی کمک میکند و در داخل هم کانونهای شورشی انجام میدهند خودشان را نشان میدهند و میتوانند همدیگر را پیدا بکنند. اما در مقایسه نکتهای را گفتید، بودجهای که رژيم برای آموزش و پرورش میگذارد در قیاس با همین کشوری [سوئیس]که ما در آن هستیم، همه کشورهای مترقی ودر حال توسعه یکی از جاهای که بیشترین بودجه را خرج میکنند آموزش و پرورش است. در این زمینه ژاپن از همه جلوتر است، بعد امریکا و انگلیس و تا پایین میآید، کشور سوئد یک میلیون ۳۵۰هزار دانشآموز دارد یک میلیون در ابتدایی و ۳۵۰هزار در دبیرستان دارد، بودجه این به اندازه بودجهای است که آخوندها برای آموزش و پرورش میگذارند حدود ۵ و خوردهای میلیارد یورو یا دلار در همین زمینهها، اینجا برای یک میلیون دانشآموز در حالیکه آنجا ایران برای ۱۴ میلیون دانشآموز میگذارند، بگذریم که سیستم ایران مملو از فساد است، و این پول و بودجه معلوم نیست چقدر آن به دست دانشآموز و معلمان میرسد، میخواهم بگویم اهمیت این قضیه بسیار زیاد است، کسانی که بدنبال تکامل و تکنولوژی و ترقی، آبادی و آبادانی و آزادی مردمشان هستند فیالواقع بیشتر از همه چیز به آموزش و پرورش و دانشگاههایشان میپردازند تا به بقیه چیزها ، ولی در آخوندها متاسفانه اینطور است.
محمد قرائی: سوال خوبی است و همه در معرضش هستیم، نمیشود با یک دقیقه و دو دقیقه به این پرداخت، داستان این است اگر آن انقلاب توسط دزد بزرگ قرن خمینی غصب نمیشد انقلاب بدست کسانی که انقلاب میکردند به دست مردم، بدست حاکمان اصلی و بدست مقاومت و آدمهای که دل میسوزاندند، بدست کسانی که در خیابانها جان دادند دلسوز بودند، بنابراین بدلیل مجموعهای دلائلی که عرض کردم، آن انقلاب دزدیده شد و هموطنان بپرسند مقصر انقلاب کردهها نبودند، مقصر نظامی یا شرائطی بود و دزدی بود که در گردنه ایستاده بود و در نبود نیروهای انقلابی و دمکراتیک که شاه همه را قلع و قم کرده بود و استعماری که نمیخواست اینها حاکم بشوند، کمک کرد بدست کسانی برود که ادامه همان نظام باشند، در حقیقت شیخ، شاه درختی بود که میوه آن درخت شیخ بود، اینطوری میتوان جواب داد بخصوص اگر این هموطن جوان باشد دردش را میفهمم، الان وقت پاسخ دادن مفصل نیست. اگر هموطنان میبینند دختران دانشآموز میسوزند و هنوز کارشان پایان نرسیده، یا آنانی که ترک تحصیل میکنند، هیچ چارهای جزء برخواستن متاسفانه نیست و حق گرفتنی و بایستی همه ما دست بدست هم بدهیم چه آنها که در داخل هستند و آنهایی که مثل ما بیرون هستیم باید تلاش بکنیم به کمک کانونهای شورشی در حقیت این آخوندها را از اسب قدرت به زیر بکشیم.
محمد قرائی: واقعیت این است در حقیقت از کانونهای شورشی و شوراهای مردمی که روزانه ما کارهای آنان را میبینیم از آنان آموزش و درس گرفت، آن چیزی که نسل ما میفهمیدند با همه کم و کسریهای که گفته شد و میشود گفت، اینقدر که میفهمیدیم عمل کردیم و الان هم تا جایی که عقلمان میرسد و توان داریم در همین جهت کار میکنیم. این رژیم فیالواقع خودش داد میزند ما چه مسیری را پیدا بکنیم، الان در سئوالات بود چرا مردم مثل سابق در خیابانها نمیآیند. بدلیل اینکه رژیم اصلا پتانسیل و ظرفیت این حرفها را ندارد، مردم هستند و روزانه تظاهرات میکنند، حداقل حقهایشان را میخواهند، رژیم نمیدهد!! اینکه روزانه سختیها را هموطنان لمسش میکنند میتواند راههای را که مناسب این شرائط است پیدا بکنند، کما اینکه کانونهای شورشی و شوراهای مردمی و همه کسانی که در داخل دست بکار شدند، خودشان به این نتیجه رسیدند که این کارها را بکنند.
[bs-embed url=”http://www.youtube.com/watch?v=XS3b61BQyo4″ title=”کلیپ کنفرانس” show_title=”1″ icon=”” heading_color=”” heading_style=”default” title_link=”” bs-show-desktop=”1″ bs-show-tablet=”1″ bs-show-phone=”1″ bs-text-color-scheme=”” css=”” custom-css-class=”” custom-id=””]







