مقاومت رمز ماندگاری یک ملت است
مردم ایران بیش از چهل سال است که در اسارت یک دیکتاتوری مذهبی هستند و با آن مبارزه میکنند. حکومتی که نه تنها هرگونه دگراندیشی را با قهر سازمانیافته سرکوب میکند، بلکه چون خودش را نماینده خدا روی زمین میداند، در خصوصیترین زوایای زندگی مردم هم دخالت میکند.
حکومتی که مجازات اعدام را نه به عنوان یک امر قضایی که به عنوان ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت بکار میگیرد. حکومتی که نسبت به مخالفانش به چیزی کمتر از تسلیم یا مرگ رضایت نمیدهد.
بنا بر این سوال از تو و من ایرانی این است: چه باید کرد؟ تسلیم بشویم یا مقاومت و مبارزه کنیم؟
آبان خونین۹۸ با ۱۵۰۰ شهیدش برای نسل امروز هرگونه شک و تردیدی را از بین برد که باید به هر قیمت مقاومت و مبارزه کرد.
هیچ راه دیگری وجود ندارد. شعار وای به روزی که مسلح شویم، برخاسته از دل همین واقعیت است.
بیشتر بخوانید
چرا شاهزاده با مبارزه مسلحانه مخالف است؟
چگونه میتوان مقاومت و مبارزه کرد؟
مبارزه را علم تغییر سیاسی و اجتماعی تعریف میکنند که باید قانونمندیهای آنرا آموخت. مقاومت در لغت به معنی ایستادگی، استقامت و پایداری تعریف شده است.
اما جنبش مقاومت عبارت است از تلاش سازمانیافته توسط گروهی از مردم در برابر اشغال خارجی یا دولتهای دیکتاتور که مردم خود را سرکوب میکنند.
بطور کلی دو نوع مقاومت تعریف شده است؛ مقاومت منفی و مقاومت قهرآمیز.
این دو روش الزاما دو پدیده جدا نیستند، چه بسا در یک جبهه و زیر چتر یک رهبری سیاسی مکمل هم عمل کنند.
در مقاومت ضد نازی، مردم کشورهای اشغال شده بسته به محدودیتها و تواناییهای فردی خود از طرق مختلف مقاومت میکردند؛ ازجمله عدم همکاری، دادن اطلاعات غلط، جمع آوری اطلاعات برای پارتیزانها، مخفی کردن خلبانهای متفقین، فراری دادن یهودیان، تا عملیات نظامی علیه اشغالگران.
بنابراین نیروهای مقاومت را میشود به دو دسته نیمهوقت و حرفهای تقسیم کرد.
مقاومت سازمان یافته لهستان بزرگترین مقاومت علیه نازیها
اولین و بزرگترین جنبش مقاومت علیه نازیها در جنگ جهانی دوم، مقاومت لهستان بود. ارتش میهنی لهستان یا آرمیا کرویاوا نیروی محوری جنبش مقاومت بود که با دهها هزار شهروند نیمهوقت پشتیبانی میشد.
ارتش میهنی در فوریه ۱۹۴۲ از میان گروههای پراکنده مقاومت تاسیس شد و بازوی نظامی دولت تبعیدی لهستان، مستقر در لندن بود. پارتیزانهای این ارتش با عملیات کمین، انفجار ریلهای قطار، حمله به پادگانها، و ترور افسران نازی در شهرها، ضربات خرد کنندهای به نازیها وارد آوردند. این ارتش بین سالهای ۱۹۴۳ و ۱۹۴۴ چندین عملیات بزرگ انجام داد. اما مهمترین عملیات، قیام ورشو بود.
در اوت ۱۹۴۴ نیروهای ارتش میهنی شامل پارتیزانها و کانونهای مقاومت شهری با نیرویی بیش از ۲۰۰هزار تن شهر ورشو را به مدت ۶۳ روز آزاد کردند. اگرچه این قیام در مقابل چشمان روسها و وحشیگری نازیها سرکوب شد، اما ۷۵ سال بعد وزیر خارجه آلمان در سالگرد قیام ورشو از مردم لهستان عذرخواهی کرد و گفت: نازیها توانستند همه چیز لهستان را تصاحب کنند، اما نتوانستند اراده مردم لهستان در مبارزه برای آزادی را درهم بشکنند و البته خود نیز نابود شدند. سرنوشتی که دیکتاتور ایران هم بزودی دچارش خواهد شد.







