نقدی بر یک ایکس شیخ و شاهانه!
برغم شیخ و شاه! انقلاب ایران دارد به جلو میرود و خلاصه آب در لانه مورچگان افتاده است. حشرگان، آشنا و ناآشنا که آب در زیرشان رفته بیرون ریختهاند که چه خبر است؟ عیش ما منقص گردید. و این بچههای بیتربیت مجاهدین هستند که هرچه بچههای با تربیت نصیحتشان میکنند گوش فرا نمیدارند و راه خود میروند. مجاهدینی که در مردم داخل هیچ پایگاهی ندارند و در خارج هم کسی تحویلشان نمیگیرد، در درون هم بهم تابیدهاند که کدام اول به کانادا برود و غیره و غیره و خلاصه هیچی نیستند اما شدهاند معضل روز و شب و اول صبح و بعد از ظهر رزمندگان اسلام هم در داخل و هم در خارج کشور.
یکی از آنهایی که آب در لانهاش رفته و هراسان گشته است – اسمش مهم نیست، واقعاً مهم نیست- صفحه ایکس خود باز کرده و رقعهای را رونویسی کرده است. شاید بگویید این چه ارزشی دارد که سخنش باز کنی، اینها امروزه زیاد گشتهاند و بالطبع هیچیک با زبان دوستت دارم میدونی با مجاهدین سخن نمیگویند. درست میگویید! اما امروز میخواهیم بر وضعیت پریشان آنان اشکی بریزیم شاید ما هم ثوابی ببریم به رسم شیخ ابله و شه حمقا!
ایکس نوشته مربوطه به آن مینمایاند، و شاید واقعاً آن است، که دوستداران کینگ جمعه شبی در منزلی گرد هم آمدی و بر وضعیت پتال خود گریان و نالان دعاها و استغاثهها خواندی و آن مرقومه از وضعیت خود برنوشتی.
در همین زمینه
رقعه نویسی در غربت برای دل به دست آوردن شیخ و شه!
بدینسان نگاهی به آن ایکس مرقومهشان میافکنیم: ایشان تحت عنوان «تحرکات مجاهدین را جدی بگیریم» – که گویا تا حالا جدی نگرفتهاند!- فرمایش نوشتهاند: «همه میدانیم که این سازمان، چه جایگاهی در میان مردم ایران دارد؛ ولی فراموش نکنید که چه اتفاقی در سوریه افتاد و چه گروهی و با چه جایگاه دونی توانست به صرف سازماندهی و سوءاستفاده از مخالفت حداکثری مردم سوریه با دولت اسد و حمایت خارجی، سکان کشور سوریه را به دست گرفت». ایشان ضمن این دو جمله افتتاحیه یک علت نالان بودن خود مشخص میدارند و ادراک خود را اذعان میدارند که کینگ ایشان چنان مقبولیتی ندارد که او را مانند آنچه در سوریه شد کنند.
مجاهدین کانون شورشی می سوزند و این یابو می لرزد!
نویسنده در خط بعدی رسالهاش به هممسلکان خود هشدار همراه با دلهره میدهد که: «خبرها حاکی است که سازمان مجاهدین خلق در درون کشور و تحت پروژه کانونهای شورشی، در حال جذب نیرو بخصوص در استانهای سیستان و بلوچستان، خوزستان و مناطق درگیر در اختلافات قومی، میباشد». ما را ببین که چشممان بر شاهزاده بود که میگفت دنبال سرنگونی نظام است و حالا این آقا از تحرکات داخل به کی «هشدار» میدهد؟ ایشان ما دانشآموزان را هم روی نیمکت هاج و واج به حال خود میگذارد که بالاخره آیا مجاهدین دونپایه و در ایران بیکس و کارند یا در فلان جا و فلان جا و … دارند نیرو میگیرند.
وآنگاه مجلس عزاداران به یکی از نقاط اوج خود میرسد و ایشان آینده را خلاف خواستهای شاهطلبانه و شیخ طلبانه خود پیشبینی میکند. هر چه خواست و خواستند شورای ملی مقاومت را شاهانه سانسور کنند نشد و حال آژیر قرمز میکشند که: «دور از ذهن نیست که در فردای سرنگونی رژیم، همه جمهوریطلبان داخل و خارج و اصلاحطلبان دیروز و تحولخواهان امروز، زیر چتر سازمان مجاهدین خلق جمع شوند و با جذب حمایتهای خارجی، جمهوری مورد نظر خودشان را در ایران، برپا کنند.»
آنگاه نویسنده نالان یکی از دلایل شیخانه تازیدن خود بر مجاهدین را برملا میسازد، وضعیت درهم و برهم و هر روز پیمانی و هر روز تکهتکه شدن بیشتر ایل و تبار خود و اینکه نتوانسته و نمیتوانند نیرو جذب کنند را تفسیر کرده و نتیجه میگیرد: «باید پذیرای شکستی سنگین در فردای براندازی رژیم و بر باد رفتن آرزوی اکثریت ملت ایران در بازگشت به پادشاهی و راهبری شهریارمان باشیم.» این را البته همان اول هم در تشبیه با سوریه گفته بود.
برنامه ریزی و سازماندهی رعب آفرین مجاهدین!
نویسنده یا نویسندگان حرف اول را آخر میزند و فاتحه را میخواند که: «بدانید که بنابر مدارک مستند و اخبار درز کرده از جلسات مجاهدین خلق و نیروهای پنهان و آشکارشان، اینها به شدت در حال برنامهریزی، سازماندهی و جذب نیروهای مخالف «نهاد پادشاهی» و خاندان پهلوی هستند و برای به انجام رساندن برنامه و رسیدن به هدف خود، قول هرگونه امکانات را میدهند و در این مسیر، دست به اسلحه خواهند شد!»
چیزی را که عیان است چه حاجت به اخبار درز کرده از … است. کافی است یک تظاهرات مجاهدین یا یک برنامه سیماشان را نگاه کنی و حسرت عباسی، نه شاهانه یا شیخانه، قضاوت کنی و اخبار را بگیری که این البته از ماندگان در پایان قرن سیزدهم بعید است. تا تو سر قبر ۵۷ بر سر و روی زنی و عزای مردگان پنجاه پیش از آن بگیری مجاهدین از سالهای ۲۰۰۰ هم رد شدهاند. باش تا اخبار درز کرده و درز نکرده جدیدتری از مجاهدین بگیری و آنگاه کمی مجاهدین را جدی خواهی گرفت.







