وقتی آینده از ذهن مردم حذف میشود، جامعه وارد مرحله فرسایش خاموش میشود
فقر رویا در یک جامعه دیکتاتور زنده به یک پدیده اجتماعی تبدیل می شود. جامعه ایران امروز در وضعیتی بحرانی و فرساینده قرار دارد. این بحران فقط اقتصادی یا معیشتی نیست. مسئله اصلی، ناتوانی گسترده در تصور آینده است. در چنین وضعیتی، «فقر رویا» به یک پدیده اجتماعی فراگیر تبدیل شده است. جامعهای که فردای خود را نمیبیند، ناچار در اکنونی پراضطراب گرفتار میماند.
فقر رویا به معنای نبود آرزو نیست. این وضعیت، ناتوانی در تصور آیندهای متفاوت است. بسیاری از مردم حتی برنامه یک هفته بعد را هم ناممکن میدانند. این ناتوانی، محصول مستقیم ساختاری است که زیر سلطه خامنه ای شکل گرفته است. ساختاری که ناامنی، بیثباتی و ترس را به تجربه روزمره تبدیل کرده است.
این موضوع را روزنامه حکومتی آرمان امروز در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ مورد بررسی قرارداده است:
اقتصاد فرسوده و افق کوتاه زندگی
این رزنامه مینویسد: «تورم مزمن، سقوط قدرت خرید و ناامنی شغلی، افق زندگی را کوتاه کردهاند. در این شرایط، بقا جای پیشرفت را گرفته است. خانوادهها تمام انرژی خود را صرف امروز میکنند. آینده به یک منبع اضطراب بدل شده است. فقر رویا در چنین بستری طبیعی جلوه میکند، اما طبیعی نیست؛ تحمیلی است.»
به یک معنا در جامعه خامنه ایزده، مسیرهای پیشرفت بسته شدهاند. تحرک اجتماعی به حداقل رسیده است. افراد بهتدریج یاد میگیرند کمتر بخواهند. نه از رضایت، بلکه از ترس هزینه رویا دیدن. این دقیقاً همان نقطهای است که فقر رویا به ابزار کنترل اجتماعی تبدیل میشود.
نظام مسلط، شکست را فردی جلوه میدهد. ساختار سرکوبگر پنهان میماند. به مردم القا میشود که اگر نرسیدند، کمکاری کردهاند. این روایت، احساس گناه و انفعال تولید میکند. نتیجه، کنارهگیری تدریجی از آینده است.
نسل جوان؛ قربانی اصلی فقر رویا
«جوانان تحصیلکرده، اما بیاطمینان، تصویر روشنی از فردا ندارند. مهاجرت، بیتفاوتی یا فرسودگی روانی، جای کنش جمعی را گرفته است. فقر رویا در این نسل، نشانه یک بحران عمیق سیاسی و اجتماعی است.»
فقر رویا تصادفی نیست. این وضعیت، نتیجه مستقیم حاکمیتی است که چهار دهه آینده را سوزانده است. جامعهای که نتواند آینده را تصور کند، آرام فرو می نشیند. مسئله امروز این نیست که مردم چه میخواهند. مسئله این است که حکومت خامنه ای، توان رویا دیدن را از جامعه گرفته است. این، یکی از عمیقترین جنایات یک نظام سرکوبگر است. بطور خاص نسل جوان میهن مان که امروز درگیر سخت ترین لحظات هستند، چه برسد به اینکه حتی به فردایشان فکر کنند. دیکتاتور فاشیست آنچنان جامعه را به محاق برده است که گویی دنبال مرگ جامعه است تا به این شیوه نیات پلید و کهنه خود را درجامعه تثبیت کند.
اما قیامهای مردم ایران بخصوص قیام دیماه ۱۴۰۴ نشان داد که جامعه ایران زیر یوغ دیکتاتور نمرده، بلکه همچون آتشی گدازان در حال شعله کشیدن است و دیکتاتور خونریز توان خاموش کردن آن را ندارد و این زیباترین رؤیای مردم ایران است که محقق خواهد شد، رؤیای آزادی که در دل ظلمت خامنه ای میتابد.







