خامنهای در آخرین سخنرانی عمومیاش غنیسازی اورانیوم را مادر صنعت نامید!
در فرهنگ سیاسی و اجتماعی ایران، واژهها و مفاهیم ارزشمندی چون «استقلال»، «پیشرفت علمی» و «منافع ملی» از جایگاهی والا برخوردارند و در دل مردم با آرمانهای جمعی و هویت ملی گره خوردهاند. با این حال، استفاده ابزاری از این مفاهیم برای پیشبرد مقاصد سیاسی، میتواند به تحریف معنای راستین آنها و تضعیف اعتماد عمومی منجر شود. سخنان اخیر خامنهای درباره غنیسازی اورانیوم و توصیف صنعت هستهای بهعنوان «صنعت مادر»، نمونهای از این سوءاستفاده است که ارزشهای علمی و مردمی را در خدمت توجیه سیاستهایی پرهزینه و بحثبرانگیز قرار میدهد. بهکارگیری واژه «مادر» برای صنعت هستهای، که در ادبیات توسعه صنعتی جایگاهی محدودتر از این ادعای بزرگ دارد، نهتنها با واقعیتهای علمی و اقتصادی ناسازگار است، بلکه در زبان عامه مردم میتواند به طنزی تلخ تعبیر شود؛ گویی سیاستی «بیپدر و مادر» در لفافه واژگان ارزشمند پنهان شده تا توجیهی برای هزینههای سنگین و دستاوردهای ناچیز ارائه دهد. بررسی این سوءاستفاده از مفاهیم ارزشمند نشان میدهد چگونه تحریف واژهها میتواند حقیقت را قربانی مصلحتهای سیاسی کند.
خامنهای، بار دیگر موضوع غنیسازی اورانیوم را بهعنوان عنصر کلیدی در دفاع از استقلال کشور مطرح کرد. سخنانی که هم در سطح داخلی واکنشهایی برانگیخت و هم بازتابی گسترده در رسانههای بینالمللی داشت. از تأکید بر «غیرقابل بازگشت بودن» حق غنیسازی تا پرسش طعنهآمیز «شما چهکارهاید؟»، محورهای اصلی این اظهارات را تشکیل میداد.
اصلی ترین مغالطه خامنهای
شاید بزرگترین مغالطه در سخنان خامنهای، تقلیل کل صنعت هستهای به غنیسازی باشد. صنعت هستهای شامل طیف وسیعی از فعالیتها، از تحقیقات علمی و تولید رادیوایزوتوپها تا ساخت رآکتورهای تحقیقاتی و نیروگاهی است. غنیسازی تنها یکی از اجزای این زنجیره است و بسیاری از کشورها بدون آن به موفقیتهای چشمگیری در این حوزه دست یافتهاند. تأکید بیش از حد بر غنیسازی، نهتنها دیگر جنبههای صنعت هستهای را تحتالشعاع قرار میدهد، بلکه ایران را در مسیری پرهزینه و پرتنش با جامعه بینالمللی قرار داده است. این تقلیلگرایی، بهویژه در شرایطی که ایران با چالشهای اقتصادی و زیستمحیطی متعددی مواجه است، منطقی به نظر نمیرسد.
صنعت هستهای؛ «مادر» یا فناوری خاص؟
خامنهای در سخنرانی خود، صنعت هستهای را بهعنوان «صنعت مادر» معرفی کرد. این تعریف از منظر علمی و اقتصادی محل تردید جدی است. در ادبیات صنعتی، صنایع مادر به صنایعی اطلاق میشود که تولیدات آنها مستقیماً خوراک اصلی سایر صنایع را تأمین میکند، مانند فولاد، برق، پتروشیمی یا زیرساختهای ارتباطی. در مقابل، صنعت هستهای یک فناوری تخصصی و گرانقیمت است که کاربردهای مهمی دارد، اما هرگز در زمره صنایع مادر طبقهبندی نمیشود.
حتی در کشورهای پیشرفته با سطح بالای فناوری، صنعت هستهای بهعنوان یک ابزار مکمل در حوزههایی چون انرژی پاک، پزشکی و پژوهشهای علمی تعریف میشود، نه بهعنوان شالوده توسعه صنعتی یا عامل تعیینکننده استقلال اقتصادی.
تناقض در استدلال کاربردی بودن صنعت هستهای

خامنهای از یک سو به کاربردهای متنوع فناوری هستهای در پزشکی، کشاورزی، محیط زیست و هوافضا اشاره میکند و از سوی دیگر میگوید «بدون غنیسازی، صنعت هستهای بیفایده است». این ادعا آشکارا در تناقض با بخش اول سخنان اوست. کاربردهایی نظیر تولید رادیوایزوتوپهای پزشکی، استریلیزاسیون ابزارها، اصلاح ژنتیکی بذرها یا پژوهش در مهندسی مواد همگی به فناوری هستهای نیاز دارند اما نه به غنیسازی اورانیوم.
در واقع، بسیاری از کشورهایی که بهرهبردار جدی فناوریهای هستهای در بخش پزشکی یا انرژی هستند، هیچگاه تأسیسات غنیسازی نداشتهاند. مثال بارز آن کره جنوبی، کانادا، بلژیک و سوئد هستند که حتی در نبود زیرساخت غنیسازی، در زمینههای مربوط به انرژی و پزشکی هستهای در سطح بینالمللی مطرحاند.
نمونههای جهانی از صنعت هستهای بدون غنیسازی
ادعای بیفایده بودن صنعت هستهای بدون غنیسازی زمانی بیاعتبارتر جلوه میکند که به تجربیات جهانی بنگریم. کانادا با طراحی و صادرات راکتورهای CANDU که با اورانیوم طبیعی کار میکنند، یکی از بازیگران اصلی در صنعت هستهای جهانی است. سوئیس و فنلاند نیز بدون داشتن زیرساخت غنیسازی، از انرژی هستهای بهطور کامل بهره میبرند.
در این کشورها، غنیسازی بهعنوان امری پرهزینه، غیرضروری و از منظر استراتژیک حساس تلقی میشود. این کشورها نه تنها توانستهاند انرژی پایدار تولید کنند، بلکه در بخشهای پزشکی، دارویی و علمی نیز از ظرفیتهای فناوری هستهای بهخوبی استفاده کردهاند، آنهم بدون تحمل فشارهای بینالمللی یا هزینههای سنگین نگهداری زیرساخت غنیسازی.
بازار جهانی سوخت هستهای؛ واقعیت یا انحصار؟
خامنهای در بخشی از سخنان خود هشدار میدهد که اگر ایران قادر به تولید سوخت در داخل نباشد، باید «دست دراز کند طرف آمریکا». این گزاره نیز با واقعیتهای بازار جهانی در تضاد است. بازار سوخت هستهای در انحصار آمریکا نیست و تأمین آن از مسیرهایی همچون روسیه (TVEL)، فرانسه (Orano) و کنسرسیوم Urenco (متشکل از آلمان، هلند و بریتانیا) امکانپذیر است.
تجربه تاریخی ایران نیز این موضوع را تأیید میکند. در دهه ۱۹۹۰ میلادی، ایران بدون درگیریهای سیاسی فعلی، از طریق همکاری با آرژانتین و با نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران را دریافت کرد. این نمونه نشان میدهد که حتی برای سوخت با غنای بالا نیز مسیرهای بینالمللی قابل اتکا و مستقل از ایالات متحده وجود داشته و دارد.

در همین زمینه
خامنهای و قمار نهایی بر سر غنیسازی
استقلال؛ مفهومی پیچیدهتر از خودکفایی غنیسازی
خامنهای، غنیسازی را مترادف با استقلال ملی معرفی میکند. در اینجا یک مغالطه مفهومی شکل میگیرد. استقلال در دنیای امروز لزوماً به معنای تولید داخلی همه چیز نیست. بلکه به معنای توان مشارکت هوشمندانه در زنجیره جهانی تولید، دسترسی ایمن به منابع حیاتی و تنوعبخشی به مسیرهای تأمین است.
غنیسازی بهویژه در سطح بالا، نه تنها باری اقتصادی و فنی دارد، بلکه با پیامدهای سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک نیز همراه است. تبدیل غنیسازی به نماد استقلال، در واقع نادیده گرفتن تجربه جهانی در بهرهبرداری هوشمندانه از فناوریهاست. در بسیاری از موارد، وابستگی متقابل هوشمندانه، ضامن ثبات و امنیت است، نه تمرکز تمام ظرفیتها بر تولید داخلی.
خامنهای؛ رهبر سوفسطائیان ضد بشر
سخنان خامنهای درباره لزوم حفظ توان غنیسازی بهعنوان عنصر استقلال، با مجموعهای از فرضیات نادرست، قیاسهای غلط و نادیدهگرفتن واقعیتهای جهانی همراه بود. در جهانی که همکاریهای فناورانه و زنجیرههای تأمین جهانی، جایگزین نگاه انحصاری و درونگرا شدهاند، پافشاری بر غنیسازی بهعنوان معیار استقلال، بیش از آنکه بازتاب هوشمندی راهبردی باشد، نشانهای از سوءتفاهم نسبت به مفهوم استقلال فناورانه است.

در نتیجه، هرچند دفاع از حقوق ملی و توسعه علمی حقی مشروع برای هر کشوری است، اما استدلالهای ارائهشده در حمایت از غنیسازی بومی، از لحاظ منطقی و تجربی ناپایدارند و نمیتوانند بهتنهایی توجیهگر هزینههای مادی، دیپلماتیک و راهبردی تحمیلشده به کشور باشند. این درحالی است که فقر و درد و رنج میلیون ها تن از هموطنان، مایه خجلت و شرم ساری ایرانیان در برابر جامعه جهانی است.
ما را در ایکس ایران آزادی دنبال کنید
ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید
آرمین بهاری







