سرکوب و شکنجه در دهه۶۰ به روایت اکبر براتی. اکبر براتی از مسئولان و تصمیم گیران اطلاعات سپاه در دهه۶۰ به گوشهای از نقش خود در سرکوب اشاره کرده و شکنجه کردن زندانیان سیاسی را به گردن همکاران سابقش میاندازد.
کمدی الهی!
هنگامی که دانته شاعر و نویسندهی ایتالیایی، به نگارش سفر خیالی خود به دوزخ، برزخ و بهشت در قرن ۱۴ میلادی، مشغول بود، هرگز تصور نمیکرد که در قرن بیستم و یکم در هزاران کیلومتر دورتر از سرزمین او، کسانی یافت شوند که کمدی الهی او را پیش از مرگ ترسیم کنند. کسانی که سازندگان دوزخ در کشوری بودند و اکنون بیمناک عاقبت خویش گشتهاند.
سیلی
اکبر براتی از اعضای «مجاهدین انقلاب» و از پایه گذاران سپاه، و از مسئولان و تصمیمگیران اطلاعات سپاه در دهه۶۰، در گفت و گو با تسنیم به ترسیم بخشی از اعمال سرکوبگرانهاش در آن سالیان میپردازد. او هرچند خود را به عنوان یک نیروی خبرهی! امنیتی ترسیم میکند و تلاش دارد تا از خود کارنامهای درخشان! و موفق! در سرکوب مجاهدین خلق در کرمانشاه و گیلان ترسیم کند، اما بلافاصله مدعی میشود که «ما خودمان در سپاه هرگز حتی یکی سیلی هم به یک نفر نزدیم. من خودم در ماجرای ضربه به منافقین در جنگلهای شمال نگذاشتم حتی خون از دماغ یک نفر بریزد.»
فرافکنی
اکبر براتی که در دههی ۶۰ در نقش جلاد ایفای نقش میکرده است و مدعیست با گزارشهایی که درباره بنیصدر برای خمینی ارسال کرده است منجر به عزل او شده، میکوشد تا در یک فرافکنی نقش جلاد را به نیروهای اپوزیسیون نسبت دهد. آنها را به موساد و سیا منصوب میکند و مدعی میشود که آنها مردم را بیدلیل میکشتند.
بنی صدر
اکبر براتی مدعیست که بنی صدر مشغول ملاقات با گروههای کردی بوده است و میگوید: «چرا دو نفر از اینها باید بیایند و بروند با رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران و جانشین فرمانده کل قوا ملاقات کنند؟» و میافزاید او قصد داشت که فرماندهان سپاه را کنار بزند و امنیت تهران را به رجوی بسپارد. اکبر براتی درباره طرح کشف! شدهاش میگوید: بنی صدر قرار بود اعلام کند که «به دلیل سوء مدیریت سپاه و ناتوانی نیروهای آموزش ندیده سپاه، امنیت در کشور متزلزل شده و من به عنوان جانشین فرمانده کل قوا امنیت تهران را به آقای رجوی محول میکنم و این سازمان آموزش دیده و مبارز بر امنیت کشور حاکم میشود.»
هژمونی سیاسی
اکبر براتی مدعیست که این گزارش باعث شد تا خمینی بنی صدر را عزل کند. اکبر براتی به صراحت تایید میکند که مقدمهی کشتارهای هولناک دههی ۶۰، کوشش سپاه برای حفظ و یکدست کردن هژمونی سیاسی بوده است. در این مسیر خمینی حتی حاضر میشود نخستین رئیس جمهور خود را نیز قربانی کند، زیرا هدف به راه انداختن یک حمام خون در کشور بوده تا دیگر مخالفی در برابر خلیفه وجود نداشته باشد.
حمام خون
اکبر براتی میگوید: «امام در همان سال ۶۷ توبه کردند و از خدا خواستند که او را به دلیل اینکه چرا تا این حد با دشمنان انقلاب، رحیم برخورد کردیم، ببخشد. حتی سربسته به مثال فیدل کاسترو اشاره کردند که طرف انقلاب میکند و انقلابش هم حق نیست ولی سیگاری را زیر لبش میگذارد و میگوید تا سیگار تمام نشده باید یک مخالف هم نباشد».
بعد از تمامی کشتارهای دهه۶۰، خمینی در سال۶۷ به خودش انتقاد میکند که چرا کم کشته است، حرکتی که اکبر براتی از آن به «رحمانیت انقلاب» تعبیر میکند.
لو دادن رفقای سابق
در حالی اکبر براتی خود را از هرگونه شکنجه کردن یا اعمال خشونت مبرا میداند که معتقد است باید از ابتدا، همهی مخالفان را میکشتند. با این وجود او نمیتواند پدیدهی شکنجه را انکار کند. در نتیجه او برای آنکه پروندهی خود را در برابر افکار عمومی ـ در امروز ـ و دادگاههای صالحه که در ایران آزاد فردا برای رسیدگی به جنایت علیه بشریت برپا خواهد شد، سبک کند، به لو دادن برخی از دوستان سابقش میپردازد و شکنجهکردن را به آنها نسبت میدهد.
هرچه اکبر براتی دربارهی سایر شکنجهگران بگوید، میتواند به عنوان یک شهادت در دادگاه مورد بررسی قرار بگیرد، عملی که باعث میشود زمینه اطلاع رسانی بیشتر دربارهی خود او توسط سایر متهمین فراهم شود.
محسن آرمین
اکبر براتی که خود از اعضای «مجاهدین انقلاب» بوده است، دربارهی محسن آرمین از دیگر اعضای این گروه، میگوید: او و مانند او، وقتی بهعنوان «بازجو انتخاب» شدند، «فکر» کردند «که اصول بازجویی همان اصولی است که ساواک در رژیم سابق پیاده کرده و باید با شدیدترین رفتار با متهمان برخورد کنند و بی محابا از قدرت استفاده کردند. همین رفتار اینها باعث شد که متاسفانه برخی متهمان و خانوادههایشان به دشمنان قسم خورده نظام تبدیل شوند و در این سالها از هیچ اقدامی نسبت به ضربه زدن به نظام دریغ نکنند».
تخلفات زیاد
اکبر براتی برای در بردن خود، به لو دادن رفقای سابقش ادامه داده و میافزاید: «صادق نوروزی، عرب سرخی، قدیانی و امثالهم بودند که در اوایل انقلاب بازجو شدند و تخلفات زیادی کردند چون برخی بازجوییها توسط بچههای مجاهدین انقلاب انجام میشد.» اکبر براتی ادامه میدهد: «تفکر این گروه این بود که حالا که ما دارای مقبولیت هستیم و امکانات دولتی در اختیارمان قرار دارد، میتوانیم از خودرو و منزل دولتی استفاده کنیم و هیچ فردی نمیتواند به ما اعتراض کند و البته در بازجوییها با خشونت رفتار میکردند.» [تسنیم ۱۳ شهریور ۹۶]
به نظر میرسد در ساعات و روزهای آتی افراد بیشتری از میان جلادان دهه۶۰ به میدان بیایند و خود را بیگناه نشان داده و سایر رفقایشان را به عنوان جلاد معرفی کنند.







