جنایتکاری که نقش یک دلقک را بازی کرد!
دلقک های قاتل از کجا میآیند؟ عنوان گزارشی است از بی بی سی در ۱۱ اکتبر ۲۰۱۶. در آن گزارش به پدیدهای عجیب در آمریکا و انگلستان پرداخته شده بود. موج دلقکهای ترسناکی که از آمریکا شروع شده بود، به کانادا و سپس به انگلستان رسید.
در قسمتی از آن گزارش آمده بود: از تابستان پارسال تاکنون، «دلقک قاتل» از ایالت آلاباما در جنوب آمریکا تا نووا اسکوشیا در شرق کانادا دیده شده.
در ایالتهای آلاباما و تگزاس چند مدرسه بسته شده و پلیس چند نفر را دستگیر کرده – که هر بار گزارش اشتباه بوده و آدمی عادی لباس دلقک پوشیده بود.
موضوع آن قدر بالا گرفت که به کاخ سفید کشیده شد و سخنگوی وقت کاخ سفید جاش ارنست در مورد این پدیده مورد پرسش قرار گرفت. او در حالی که وحشت زده به نظر میرسید، به آهستگی پاسخ داد: گزارشی در این مورد به رئیسجمهور نرسیده، اما «مسئولان و مجریان قانون در سطح محلی مسئله را به جد پیگیری میکنند، و باید به دقت هرگونه خطر احتمالی برای مردم را بررسی کنند و سنجیده عمل کنند».
پدیده دلقکهای قاتل مثل بسیاری از موضوعات اینچنینی به سرانجام نهایی ذهنهای کنجکاو نرسید و معلوم نشد که این پدیده چگونه پدیدار و چگونه پایان یافت.
اما طی یک سال اخیر در سطح دادگاه یک کشور اروپایی دلقکی پیدا شده بود که گوی سبفت را از همگنانش ربوده بود. این دلقک برخلاف گزارش مورد اشاره فوق لباس دلقکها را نپوشیده بود. او ظاهرا لباس یک متهم را به تن داشت. اما این یک جنایتکار حرفهای است که تلاش کرد با دلقک بازی خود و پشتیباناش را از مجازات حتمی برهاند. اسمش حمید نوری است و دیروز یعنی ۲۳ تیر ۱۴۰۱ حکم حبس ابد برای او صادر شد.
سوابق دلقکی به نام حمید نوری
حمید نوری متولد ۱۳۴۰، که هم اکنون به جرم مشارکت در جنایت علیه بشریت در دادگاهی در سوئد محاکمه و محکوم شد، در نزد زندانیان سیاسی به حمید عباسی مشهور است.
حمید نوری یک عضو سپاه پاسداران بود که در دهه ۶۰ خورشیدی به استخدام قوه قضاییه جمهوری اسلامی درآمد و به عنوان یکی از مسئولان زندان به کار مشغول شد.
حمید نوری به عنوان دادیار در زندانهای اوین و گوهردشت فعالیت میکرد. او مدتها تحت سرپرستی محمد مقیسه که سمت دادیار در زندان داشت و از عاملان اعدامها در جریان قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ است، کار کرد.
حمید نوری در جریان قتلعام ۱۳۶۷ یک عضو فعال همکار و کمککار هیئت مرگ در زندان گوهردشت بود. [حقایقی باورنکردنی از قتل عام ۶۷ در زندان گوهردشت]
بنابه گفتهی شاهدان او در بردن زندانیان نزد هیئت مرگ و سپس هدایت آنها به سالن اعدام نقش جدی داشت. حمید نوری در ۱۸ آبان ۹۸ در فرودگاه استکهلم بازداشت شد. دهها زندانی سیاسی و شاهدان قتل عام و نیز بازماندگان اعدام شدگان ۶۷ علیه او شهادت دادند. [دادگاه حمید نوری؛ پای متهم بر گردن شاهد!]
برخی از دلقکنمایی های حمیدنوری در هشتاد و ششمین جلسه دادگاه
در هشتاد و ششمین جلسه دادگاه حمید نوری، مدارک جدیدی علیه او مطرح شد در کیفرخواستی معروف به پروتکل ۱۶ بخشی از شنود مکالمات تلفنی حمید نوری و برخی اسناد صوتی وتصویری علیه او ارائه شد که نشان میدهد حمید نوری در آخرین لحظات سفر به سوئد برخی ارتباطاتی که با مقامات زندان گوهردشت و اوین داشته پاک کرده و نیز بسیاری از شمارههای ذخیره شده در گوشی تلفنش را محو کرد.
حمید نوری کهتلاش میکرد خود را یک شهروند عادی و دارای زندگی عادی جلوه بدهد در برخورد با سئوالات جدید و مدارک جدید دچار شوکه شد و برای اینکه تعادلش را از دست ندهد به دلقک نمایی روی آورد.
او وقتی با انبوه اسناد و مدارک از آخرین فعالیتهای خود مواجه شد گفت: «سند آزادی من همین پروتکل۱۶ است که خانم دادستان دارد. من دو سال و نیم است که منتظر این هستم»!
مدرک صوتی پروتکل ۱۶ مکالمه تلفنی همسر و دختر حمید نوری شب قبل از سفرش به سوئد است که دادستانها توانستند نسخه پاک شده آن را از تلفن متهم پیدا کنند. در این مکالمه همسر نوری از دخترش می پرسد: پدرت کجاست؟ و دختر پاسخ می دهد: پدر با مسعود (داماد خانواده) در اتاق مجاور مشغول پاک کردن تلفن همراهش پیش از سفر به سوئد هستند.
او سپس نقش دلقک گونهاش را این طوری تکمیل میکند که: «من مهمان آقای هیرش بودم. ایشون مزاحمت ایجاد کرده بود. تلفنهایی رو که احتمال میدادم دوباره در میآره و مزاحمت ایجاد میکنه و بعضی هاشون در زندان اوین کار میکردند را پاک کردم.
ایکاش این شمارهها را نمیگذاشتید خانم دادستان. شما که شاکیان این پرونده را میشناسید. شاکیان این پرونده دشمنان من و دشمنان ایران هستند».
جنایتکاری در نقش دن کیشوت!
پاسخ مضحک حمید نوری در مورد اینکه از ترس مزاحمت تلفنی میزبانش (هیرش) تلفنها را پاک کرده موجب خنده حضار شد. بعد هم مثل دیگر دلقکهای قاتل تلاش کرد که خودش را پشت نام مقدس ایران پنهان کند. درحالی که جرم اصلی او کشتار و جنایت در همان ایرانی است که از آن صحبت کرد.
سپس بار دیگر تلاش کرد با سرهم کردن چند داستان از ارتباطات میزبان خود، داستانش را قابل باورتر کند. اما هرچه جلوتر میرفت، بیشتر گیر میکرد.
دادستان وقتی تناقضهای او را دید پرسید چه چیزی باعث شده که به دعوت فردی مثل هیرش که قبلا برایت مزاحمت ایجاد کرده به سوئد مسافرت کنی؟ حمید نوری باز هم به همان لاک دلقک گونه برگشت و گفت: «چون من حمید نوریام. من در دفاعیه اولم هم گفتم که ایرانیها افراد عجیبی هستند. …
دقت کنید من هر کلمهای که در دفاعیهام گفتم، معنی داره. چرا اومدم؟ خیلی سوال خوب و منطقی است.
خانم سابق ایشون برای من خیلی قابل احترام بود و هنوزم هست… احتمال خطر میدادم برای خانمش. بعد از این خانوادهام… بخاطر اون اومدم شمارهها رو پاک کردم که [هیرش] مزاحمت ایجاد نکنه. چرا مسافرت نیام؟ خب شماره ها رو پاک میکنم و میام مسافرت دیگه.»
یعنی یک قاتل حرفهای که صدها زن زندانی سیاسی را در سال ۶۷ به پای چوبه دار برده بود، در هشتاد و ششمین جلسه دادگاه برای نجات یک زن آن هم در سوئد! در نقش دن کیشوت ظاهر می شود و با تن دادن به خطر برای نجات او میشتابد! و بازهم دلقک وار تلاش می کند پشت ایرانی بودن پنهان شود. [حمید نوری در مواجهه با اسناد انکار ناپذیر وکیل مجاهدین به تله افتاد!]
ارتباطات گسترده با مقامات زندان و دادستانی
در تلفنهای پاک شده حمیدنوری چندین شماره تلفن از محافظان محمد مقیسه معروف به ناصریان وجود داشت وقتی دادستان درمورد آن از او سوال کرد دوباره به قصه گویی روی آورد:
«برای ایشون محافظ گذاشتند که ترورش نکنند. من شماره مقیسه و ناصریان رئیس عزیزم را ندارم. به من نداده. نمیده. چرا نمیده؟ چون من تلفنش رو به همه میدادم. فهمید من تلفنش رو به همه میدم. دو تا خط موبایلش رو عوض کرد و دیگه به من نداد. با محافظاش که می اومد، من تلفن محافظاش رو میگرفتم. من از اون زرنگتر بودم».
و بازهم با حرکات دلقک گونه تلاش کرد که داستانش را کسی باور کند. [شهادت جفری رابرتسون وکیل معروف بین المللی در دادگاه حمید نوری]
او در همان حال در میان نمایشهای دلقک گونه، خوی وحشیگریاش را به نمایش گذاشت و با خیال اینکه از این مهلکه قسردر خواهد رفت،این چنین شروع به تهدید کرد: «شماها شک نکنید که از اینجا هم که برم شماره همه شما وکلا، دادستانها، پلیسها و همه را خواهم داشت. مخصوصا تلفن آقای «کنت لوئیس» را.
او در پاسخ به اظهارات کنت لوئیس یکی از وکلا که گفته بود تو همه ما را به بازی گرفتهای، با همان رندی پاسداری گفت: «من دو تا وکیل ندارم. تو با سوالهایی که از من میکنی، من فکر میکنم سه تا وکیل دارم».
به این ترتیب حمید نوری در حالی که خانوادهاش نیز در دادگاه حضور داشتند تلاش کرد با حرکات و کلمات آزار دهنده و مضحک تعادلش را حفظ کند و به روی خود و ولی فقیهاش نیاورد که در چه مهلکه دردناکی گرفتار آمدهاند. مهلکهای که اکنون با صدورحکم اشد مجازات برای او تمام شد و راه را برای محاکمه دیگر سردمداران جنایت مثل خامنه ای و رییسی واژه ای فراهم کرده است.
تنها تفاوت دلقکهای قاتل در امریکا و این یکی در آن است که آنان دلقکهایی بودند که تلاش میکردند پز قاتل به خود بگیرند اما این یکی قاتل و جنایتکاری بود که تلاش داشت در پوستین دلقک فرو برود.







