خامنهای در آخرین جمعه بازار چه میخواهد؟
خامنهای بعد از اینکه قتل عام و کشتار جوانان شورشی ایران را در آبان ماه صادر کرد، جدای از اینکه چهره منفور خودش برای همه مردم ایران را ثابت کرد، یک گسست عمیق دیگری را بین مردم و حاکمیت پوشالی او ایجاد نمود و تضاد بین مردم و حاکمیت، وارد مراحل رادیکالتری گردید و مثل آتش زیر خاکستر، مستمراً در حال شعله ور شدن هست. همچنین مردم عراق هم که از دخالت های رژیم به ستوه آمده بودند، ماه هادر خیابان ها با دادن شهدای بسیار، شعار اخراج ایران و بطور خاص، سرکرده جنایتکار خط سرکوب قاسم سلیمانی را هم با صدای بلند و رسا اعلام کردند. در جریان پیشبرد خط سرکوب در عراق، قاسم سلیمانی قبل از اینکه بتواند، طرح های خود را علیه جوانان انقلاب اکتبر عملی کند، شدیداً مجازات شد و به هلاکت رسید و این ضربه استراتژیک به خامنهای، آغازی بود، بر فرو رفتن بیشتر حکومت در بحران های پشت سرهم و افول خط صدور تروریسم و بنیادگرایی، که هرگز حکومت خامنهای از آن نمی تواند دست بکشد.
بعد از ضربه مرگبار هلاکت سلیمانی و موشک باران پوشالی اقتدار، که رسوایی بسیار مفتضحی را برای حکومت و سپاه پاسداران ایجاد نمود، خامنهای در زمینه داخلی قصد داشت، با جنازه گردانی در شهرها و بسیج تمام نیروهای خود، آن هیبت فرو ریخته نظام را با این نمایش برگرداند. اما جنایتی که سپاه پاسداران، در سرنگون کردن هواپیمای مسافربری اوکراین کرد، تمام خواب های پنبه دانهای حکومت را بر باد داد و حکومت هم تمام تلاش خود را کرد، و با دروغگویی سرپوشی بر این جنایت بگذارد، اما در جدال با آگاهی و دانش روز شکست ذلت باری نصیب حکومت خامنهای شد.
خامنهای که از موشک باران پوشالی و جنازه گردانی طرفی نبسته بود و از طرفی هم جوانان قیام آفرین شعارهای مقتدرانه ای را علیه نظام سر دادند و مستقیم رأس نظام، یعنی خامنهای را نشانه رفتند و از او به عنوان رهبر قاتل، جانی داعشی و تیزترین شعارها را در نزدیک به هفده استان در دانشگاه ها فریاد زدند، بر میزان ترس و لرز سقوط و سرنگونی رژیم افزوده شد و درد سنگین نداشتن مشروعیت بشدت خامنهای را آزار میدهد و به همین دلیل او تلاش دیگری را در برنامه خود قرار داده و با راه اندازی یک بسیج در روزجمعه ۲۷دی و برگزاری نمایش جمعه بازار توسط خودش، آب رفته مشروعیت و رسوایی و بی آیندگی را به جوی بازگرداند.
اما شرایط دیگر به عقب بازنخواهد گشت، هرچند که رژیم برای راه اندازی اقتدار پوشالی و مجانی کردن اتوبوس های شرکت واحد و مجانی کردن تردد با مترو و درکنار آن بساط ساندیس خوری و ده ها وعده و وعید دیگر، این امکان را بدست بیاورد، تا به نتایجی که در رؤیای خامنه ای هست برسد.
خامنهای در آخرین جمعه بازار قصد دارد که بی محابا در آخرین نماز جمعه بازار ولایت خود بتازد و هرچه که در توان دارد بکاربگیرد. همچنین علاوه بر راه اندازی مشروعیت پوشالی، هدف دیگر شرکت خامنه ای در این نمایش چیزی نیست، جز مهار اوضاع، که لاجرم باید اول روضه خوانی مفصلی در باره هلاکت قاسم سلیمانی بکند و همچنین جنایت سپاه پاسداران را در کشتن مسافران هواپیمای اوکراین توجیه بکند، چون آخوندها در جعل کردن و درست کردن احادیث و روایات، استاد کعب الاحبارها هستند. از طرفی مثل بعد سرکوب سال ۸۸ که خامنه ای روضه من جسم نحیفی دارم و از این یاوه ها، اقدام به مظلوم نمایی کرده یا اینکه حس کرده که دانشگاه ها سرچشمه خطر و شورش هستند به نحوی ریل سرکوب دانشگاه را مثل خمینی در سال ۵۹ تحت انقلاب فرهنگی در سر داشته باشد.
اما پیشاپیش تمام این سناریوهای بیهوده، مشکلی از این بدنه فرتوت و پوسیده ولایتش را حل نخواهد کرد، هرچند خامنهای خیز هم برای مهندسی کردن انتخابات مجلس فرمایشی ارتجاع بردشته باشد و هرچه بیشتر رقبای جنگ قدرت را حذف کرده و حکومت خود را یک دست تر و شکاف هایی را که میبیند ببندد و این همان انقباض بیشتر ولایت فقیه هست که برای برخورد با حوادث آینده که بشدت هم خطرناک و جدی برای سلطنت او هستند و بوی فروپاشی و سرنگونی محتوم را دارد، به آن شدیدا نیازمند هست.
اما بهتر بودکه خامنهای، در این قمار به سیم آخر نمیزد، ولی وقتی چرخ سرنگونی در شیب تند قرار میگیرد، دیگر هرسنگی که ولایت فقیه، برای مهار جلوی آن قرار دهد، هم بشدت خرد خواهد شد و هم شتاب بیشتری را در مسیر نابودی و محو استبداد و فاشیسم دینی و برچیدن بساط ولایت فقیه به همراه خواهد داشت. ضمنا خامنهای هوشیار هم هست که جوانان خشمگین و شورشی برای او نمایشی ترتیب ندهند که سیرک ولایت افتضاح دیگری روی دست نظام بحران زده بگذارد.







