۷ اکتبر آغاز جنگ آیت الله در منطقه با کمک نیروهای نیابتی
سایت هیل اقدام به درج مقالهای درمورد جنگ و خونریزی که خامنهای در منطقه به راه انداخت کرده است. نویسنده مقاله آقای جان بولتون مشاور امنیتی سابق کاخ سفید میباشد. نویسنده در مقدمه مینویسد که «زمانی که حماس در تاریخ ۷اکتبر، حمله خود را از غزه آغاز کرد یورش وحشیانه آغاز جنگ ایران بود که توسط نیروهای نیابتی تروریست تهران انجام شد. آقای بولتون یادآوری میکند که این جنگ اعراب و اسرائیل نبود و جنگ فلسطین و اسرائیل هم نبود. استراتژی زیربنایی آیتاللهها بود که «حلقه آتش» مورد نظرشان را ببندند.
جنگ گسترده را حکومت خامنهای آغاز کرد
نویسنده مقاله با اشاره به این واقعیت که حاکمان عرب همسایه این واقعیت را درک میکنند با این حال تهدید به طور کامل در سراسر غرب ثبت نشده است. اما در عوض بسیاری از تصمیم گیرندگان فقط بحرانهای منطقهای نامرتبط را میبینند و آنها نگران یک جنگ گستردهتر قریب الوقوع هستند. اما به اعتقاد آقای بولتون «جنگ گستردهتر در۷اکتبر آغاز شد. غرب به طور استراتژیک به شکست ائتلاف ایران فکر نمیکند».
چه کسی آتش جنگ را بر افروخت
آقای بولتون در مورد اینکه چه کسی شعله جنگ را برافروخت، در قسمت دیگری از مقاله خود مینویسد: «اینکه آیا ایران به حماس دستور حمله در ۷اکتبر را داده است یا اینکه حماس مستقل عمل کرده است، آشکارا نقش ایران را در درگیری گستردهتر نشان میدهد. در ابتدا، ایران و حماس به شدت نقش رهبری تهران را انکار کردند و به طرز ناخوشایندی با درخواستهای شدید حمایت متقابل همراه شد. حالا حتی این تظاهر هم از بین رفته است»
در همین زمینه
چرا خامنهای بر خلاف خمینی به جنگ نیابتی روی آورد؟
مشکل اصلی چیست؟
آقای بولتون در ادامه مقالهاش در مورد جنگ و خونریزی که ایران در منطقه راه اندازی نمود، انگشت روی اصل موضوع میگذارد. اینکه مشکل اصلی چیست؟ او مینویسد: «مشکل اصلی البته تهران است. تا زمانی که یک دولت عاقل، حتی اگر دموکراسی جفرسونی نباشد، جایگزین آخوندها نشود، صلح و امنیت برای هیچ کس در خاورمیانه وجود نخواهد داشت».
آنچه اسرائیل، ایالات متحده و سایر متحدان در روزهای آینده انجام خواهند داد به اندازه طرح جنگی ایران نامشخص است. برای بازگرداندن صلح و امنیت بینالمللی پایدار، اسرائیل باید به هدف اعلام شده خود یعنی از بین بردن حماس از نظر سیاسی و نظامی دست یابد. همین را میتوان در مورد حزبالله، حوثیها و شبه نظامیان شیعه نیز گفت».
در این رابطه آقای بولتون مینویسد: «این حقیقتی سخت است که بسیاری باید آنرا هضم کنند، زیرا ناگزیر نیاز به تغییر رژیم در ایران دارد. با این حال، بدون شک، این همان چیزی است که مردم ایران میخواهند.
بولتون: رژیم حاکم بر ایران ضعیف و در معرض تهدید
آقای جان بولتون در پایان مقالهاش مینویسد: «از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹تاکنون، رژیم تا این حد ضعیف و در معرض تهدید نبوده است. موفقیت ایران در مناقشه کنونی، پس از رویارویی با اسرائیل، آمریکا و عموماً غرب، تنها باعث تقویت حکومت آیتاللهها خواهد شد. به همین دلیل است که توصیه وینستون چرچیل در جنگ جهانی دوم به بریتانیا، امروز در مورد اسرائیل نیز صدق میکند: بدون پیروزی، بقایی وجود ندارد».
نتیجه اینکه تحلیل نویسنده مقاله این هدف را برجسته میکند که سرمار جنگ و خونریزی و بنیادگرایی در تهران است. برای اینکه منطقه روی آرامش و صلح پایدار را بهخود بگیرد باید سر مار را کوبید و هر راه حل دیگری جنگهای بیشتر و خونریزی گستردهتری را به همراه خواهد داشت.







